به گزارش روابط عمومی و اطلاعرسانی فرهنگستان علوم، یادداشت دکتر مهدی زارع به شرح زیر است: زلزله ۳۱خرداد۱۳۶۹ منجیل علاوه بر ۱۵۸۰۰ کشته; یک «آزمایش بزرگ و تلخ» بود که ساختار مدیریت بحران، مهندسی زلزله و نگاه علمی به زلزله را در ایران بهطور ریشهای تغییر داد. بازنگری در نقشههای پهنهبندی و پتانسیل لرزهخیزی منطقه البرز غربی با ایجاد زلزلهای به بزرگای۷.۳ نشان داد که منطقه های تلاقی ساختاری در فلات ایران نباید از نظر پتانسیل لرزهزایی دستکم گرفته شود. این رویداد باعث شد تا با بازنگری در نرخ دگرشکلی و رفتار گسلها، نقشههای خطر زلزله در ایران را به واقعیت نزدیکتر کنند. از بزرگترین درسهای این زلزله، آسیبپذیری شدید سازههای سنتی و حتی مهندسیساز بیکیفیت در برابر شتابهای بالا بود. فروپاشی سازههای بتنی در مجتمعهای مسکونی بساز و بفروش مانند مجتمع صادقی پور در رشت بر صراحت این پیام را به همراه داشت. این فاجعه محرک اصلی برای اجباری شدن و بازنگریهای جدی در «آییننامه طراحی ساختمانها در برابر زلزله» (استاندارد ۲۸۰۰) شد. پس از منجیل، نگاه به مهندسی زلزله در ایران از یک موضوع فانتزی یا اختیاری، به یک ضرورت قانونی و حیاتی تبدیل شد. در زلزله منجیل، بخش زیادی از تلفات و خسارات نه فقط به دلیل تکان مستقیم زمین، بلکه به دلیل پدیدههای ثانویه ژئوتکنیکی; اثرهای ساختگاه و تشدید رخ داد. وقوع زمینلغزشهای عظیم مانند لغزش روستای فتلک رحمت آباد رودبار که به مدفون شدن کامل آن روی روستای فیشم انجامید، پدیده روانگرایی (Liquefaction) در دشتهای ساحلی و آبرفتی، لاهیجان کوچصفهان و افزایش دامنه موج در خاکهای نرم -اثر ساختگاه- در رشت لاهیجان و تنکابن، نشان داد که در ارزیابی خطر، باید فراتر از «شتاب مبنای طرح»، به ژئوتکنیک و ویژگیهای محلی خاک نیز توجه ویژه داشت. زلزله منجیل ضرورت ایجاد یک نظام متمرکز، چابک و علمی برای پاسخگویی مؤثر به بحران در ساعتها و روزهای نخست را بیش از پیش آشکار کرد. تجربه دشواریهای امدادرسانی، بهویژه در مسیرهای حیاتی مانند تونلها و جادههای کوهستانی، اهمیت تقویت زیرساختهای ارتباطی و لجستیکی را برجسته ساخت. این رخداد به نقطه عطفی در مسیر شکلگیری ساختارهای نوین مدیریت بحران در ایران تبدیل شد و زمینه تأسیس و تقویت نهادهایی همچون ستاد حوادث غیرمترقبه و پژوهشکده سوانح طبیعی را فراهم کرد.