توسط دبیرخانه شورای آینده‌نگاری فرهنگستان علوم برگزار شد؛

نشست مشترک مکتب آینده‌پژوهی ایران و شاخه فلسفه فرهنگستان علوم

نشست مشترک مکتب آینده‌پژوهی ایران و شاخه فلسفه فرهنگستان علوم
نشست هم‌اندیشی اعضای «مکتب آینده‌پژوهی ایران» و شاخه فلسفه گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم با محوریت بررسی مبانی شکل‌گیری یک رویکرد ایرانی ـ اسلامی در آینده‌پژوهی توسط دبیرخانه شورای آینده‌نگاری فرهنگستان علوم برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی و اطلاع‌رسانی فرهنگستان علوم، نشست «مکتب آینده‌پژوهی ایران» با حضور اعضای این مکتب و اعضای شاخه فلسفه گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم توسط دبیرخانه شورای آینده‌نگاری فرهنگستان علوم برگزار شد و حاضران در آن به بررسی این پرسش پرداختند که چگونه می‌توان آینده‌پژوهی را از اتکای صرف به مبانی، ابزارها و خوانش‌های سکولار و مادی رایج فراتر برد و آن را با ظرفیت‌های حکمت ایرانی ـ اسلامی پیوند داد.

 

در این نشست تأکید شد که شکل‌گیری یک مکتب متمایز در آینده‌پژوهی، صرفاً با افزودن عناصر فرهنگی یا دینی به روش‌های موجود امکان‌پذیر نیست، بلکه مستلزم بازاندیشی در مبانی معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و غایت‌شناختی فهم آینده است.

 

بر اساس مباحث مطرح‌شده، آینده نه صرفاً امتداد محاسبه‌پذیر روندهای جاری، بلکه عرصه‌ای برای جهت‌دهی آگاهانه، اخلاقی و غایت‌مند به تغییرات اجتماعی، علمی و تمدنی است.

 

همچنین در این نشست بر جایگاه تاریخی ایران فرهنگی در تداوم سنت حکمی و نقش شخصیت‌هایی همچون فارابی، ابن‌سینا، خواجه‌نصیر، ملاصدرا، شیخ بهایی و حکمای اصفهان، سبزوار و تهران تأکید شد. در عین حال، حاضران هشدار دادند که این میراث نباید به قوم‌گرایی یا عنوان‌سازی صرف تقلیل یابد.

 

در جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده، «ایرانی بودن» بیش از آنکه یک برچسب جغرافیایی یا ملی‌گرایانه تلقی شود، ناظر به روح، تجربه تاریخی، ظرفیت تمدنی و بستر فرهنگی‌ای دانسته شد که حکمت در آن تداوم یافته است؛ در حالی که خود حکمت، ماهیتی فراتر از مرزهای قومی و زمانی دارد.

 

دکتر محمد حسینی مقدم عضو شورای آینده نگاری فرهنگستان علوم در این نشست، با اشاره به تلاش‌های دکتر عیوضی مدیر گروه آینده پژوهی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، برای ترویج جریان آینده‌اندیشی و آینده‌پژوهی در کشور، اظهار کرد: «ایده محوری ایشان، ایجاد یک مکتب آینده‌پژوهی ایرانی است؛ ایده‌ای که با فرمایشات آقای دکتر اعوانی همپوشانی بسیاری دارد و در ادامه به آن خواهیم پرداخت».

 

وی افزود: «ایشان در جلسات شورای عالی آینده همواره تذکر می‌دهند و تأکید دارند که در کنار یادگیری از تجربه جهانی، باید بر داشته‌های ملی و فرهنگی خود نیز تکیه کنیم. همین تأکید استاد زمینه‌ساز آن شد که این جلسه را ترتیب دهیم تا اندکی درباره توجه به ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی و تمدنی و حکمت ایرانی در فهم آینده، به‌صورت یک نشست تخصصی‌تر بیندیشیم و هم‌اندیشی کنیم».

 

در ادامه این نشست دکتر غلامرضا اعوانی عضو پیوسته فرهنگستان علوم با اشاره به دشواری بحث حکمت گفت: «موضوع حکمت، بحث بسیار دشواری است، بسیار دشوار؛ اما همان‌گونه که حضرت‌عالی فرمودید، بنده نیز در همین جهت تلاش خواهم کرد سخن بگویم، از آن‌رو که آینده‌ی جهان بسیار نیازمند سنت ایرانی-اسلامی است».

 

وی ادامه داد: «امام شهید (ره) در سخنرانی‌های خود، حتی در یک خطبه‌ی نماز جمعه، بارها فرمودند: «ایران فرهنگی داریم، ایران فرهنگی داریم.» دامنه‌ی ایران فرهنگی، هم پیش از اسلام و هم به‌ویژه پس از اسلام، بسیار گسترده‌تر از مرزهای جغرافیایی امروز است. برای نمونه، چند روز پیش به‌مناسبت روز بزرگداشت ابن‌سینا سخنرانی داشتم؛ سالی که مصادف با هشتصدمین سالگرد یکی از بزرگ‌ترین متفکران است. باید دید او چه‌قدر بر جهان امروز اثر گذاشته است، هرچند بسیاری امروز به این تأثیر اعتراف نمی‌کنند».

 

دکتر اعوانی افزود: «جریانی در میان غربی‌ها شکل گرفته که این مسئله را به بحثی مستقل بدل کرده است؛ مسائل بسیار دیگری نیز هست که غربی‌ها گاه به آن‌ها اذعان دارند و گاه ندارند. تمدن جدید غرب، حکمت دینی را نیز مورد انکار قرار داده است. اساس تمدن جدید بر دو انکار استوار است: انکار حکمت و انکار حجیت. همه‌ی تمدن‌های پیش از دوره‌ی جدید غرب و همچنین همه‌ی فرهنگ‌ها، حکمت الهی رسمی را می‌پذیرفتند؛ حکمت الهی رسمی همان حکمتی است که از ارسطو تا امروز جریان داشته است. فلسفه‌ی جدید اذعان می‌کند که اساس فلسفه و هرگونه حجیتی -چه حجیت حکمت رسمی و چه حجیت کتاب- را قبول ندارد. یکی از فیلسوفان دوره‌ی جدید در آثار خود که به فلسفه‌ی حکمت قدیم پرداخته، این مسئله را به‌خوبی بیان کرده است».

 

وی در پایان گفت: «در نهایت، آنچه اهمیت دارد توجه پیوسته‌ی ما به آیات الهی و حکمت انبیاست؛ نه صرفاً حکمتی که در قالب داستان‌های قرآنی روایت شده، خواه ما آن را بازگو کرده باشیم یا نه. چنان‌که قرآن می‌فرماید، هیچ پیامبری جز به اذن خداوند نمی‌تواند رسالتی به انجام رساند و هیچ آیه‌ای جز به اذن او نازل نمی‌شود؛ این، جوهره‌ی جهان‌بینی اسلامی است. سپاسگزارم و جسارت کردم».

 

دکتر محمد رحیم عیوضی مدیر گروه آینده پژوهی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران در این نشست، با اشاره به اهمیت مفهوم «زمان» در آینده‌پژوهی گفت: «یکی از موضوعات کلیدی، خود مفهوم «زمان» است. آینده، امری معطوف به زمان است و زمان نیز در قرآن و در اسلام جایگاه بسیاری دارد؛ از این‌رو شگفت نیست که می‌توانیم ردپاهای مهمی از حکمت را در دغدغه‌ی فیلسوفان و بزرگان نسبت به آینده و زمان بیابیم، هم به لحاظ پیوند این رشته با فلسفه و هم به لحاظ دغدغه‌های اسلامی آنان. در این زمینه، برخی دانشگاه‌ها آثاری منتشر کرده‌اند و کارهای دیگری نیز صورت گرفته است؛ در دانشگاه نیز علاقه‌ی بسیاری به درس‌های آینده‌پژوهی دیده می‌شود. از همین‌رو پیشنهاد می‌کنم از فرصتی که فراهم شده بهره ببریم و در خدمت دوستان باشیم. در واقع، حاضران این جلسه نمایندگانی از جوانان اصیل و متعهد به علم ایرانی-اسلامی هستند که با همین دغدغه گرد آمده‌اند و ما نیز با توفیقی که داریم، در خدمتشان هستیم و از آنان می‌آموزیم. الحمدلله، خدای را سپاس می‌گویم که در جهانی سکولار -که متأسفانه اندیشه‌های غیراسلامی جذابیت بیشتری در حوزه‌های دانشگاهی یافته‌اند- هنوز چنین جوانانی، اصیل و ایرانی و اسلامی، وجود دارند که با دغدغه و تعهد به این حوزه می‌پردازند. ما باید مسیر آینده را از حالت تقلید صرف بیرون آوریم و در فضای ایرانی خودمان، نسخه‌ای خاص خود طراحی کنیم؛ این کار بزرگی است، اما شرایط امروز نشان داده که ایران امروز، ایران گذشته نیست: ایرانی است با ظرفیت‌های جدید، توانمندی‌های جدید و جوانانی بسیار متفاوت. اگر اتفاقی هنوز رخ نداده، به این معنا نیست که نمی‌توانیم آن را رقم بزنیم؛ اگر بخواهیم، می‌توانیم اتفاق‌های بزرگی به وجود آوریم».

 

وی ادامه داد: «به همین دلیل، دو سه سالی است که با عنوان «مکتب آینده‌ی ایرانی»، جلسات بسیار، نشست‌های متعدد با اساتید گوناگون و کارهای زیادی را آغاز کرده‌ایم؛ همین‌جا نقطه‌ی اشتراک این حرکت معرفتی است. در گام‌های اولیه، نیاز داریم منظومه‌ای از رویکردهای معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی نوین در آینده‌شناسی خلق کنیم؛ منظومه‌ای از مفروضات که بتواند جامعه را همچون قطب‌نمایی هدایت کند -با همان قدرت جذبه‌ای که در منطق حکمت الهی نهفته است- و آن را به سوی خیر رهنمون شود. این دوستانی که آقای دکتر معرفی کردند، هر یک دغدغه و تلاش خود را در همین مسیر پی می‌گیرند؛ هر کدام در دانشگاه‌ها و سازمان‌های مختلفی، جریان‌هایی را در دست اجرا دارند. در تهران و در مراکز دیگر نیز همین دغدغه دنبال می‌شود؛ برای نمونه در مشهد، برخی از دوستانی که در آن‌جا فارغ‌التحصیل شده‌اند، هسته‌ای راه‌اندازی کرده‌اند که اکنون با ما در ارتباط است. من قصد ندارم اکنون خودم وارد تفسیر تفصیلی این جریانات شوم؛ دغدغه‌ی ما نظریه‌پردازی و تکرار مفاهیم پیشین نیست، بلکه احساس می‌کنیم باید تولید گفتمانی ایرانی و اسلامی داشته باشیم تا دانش‌آموختگان و دانشجویان آینده‌ی ما، که وارد دانشگاه می‌شوند، مفهوم حکمت را در فضای آینده‌پژوهی بشناسند و درک کنند. نکته‌ی جالب این‌جاست که بسیاری از بزرگان ما در ابعاد گوناگون همین توفیق را داشته‌اند که از کودکی با قرآن پیوند بخورند. اگر فرزندان‌مان را از کودکی با قرآن آشنا کنیم و در کنار آن، آنان را با ادبیات و ابعاد فرهنگی غرب نیز آشنا سازیم (به‌گونه‌ای که نخست پیوندشان با قرآن برقرار و اعتقادشان راسخ شود) آن‌گاه بی‌تردید، این فرزندان از فاصله‌گرفتن از این بنیان مصون خواهند ماند؛ من به این باور اعتقاد دارم».

 

دکتر سعید قربانی عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر در این نشست با اشاره به دغدغه خود درباره جهت‌گیری آینده‌پژوهی از منظر حکمت اسلامی گفت: «من همیشه با خود می‌اندیشم که اگر بنده به‌عنوان یک آینده‌پژوه شیعه و یک جوان مسلمان که در این حوزه کار می‌کند، اگر امام زمان (عج) این‌جا بودند و از ایشان می‌پرسیدم رضایت شما به چه افقی است، به چه سمتی است، من باید به کدام‌سو حرکت کنم؟ این همواره دغدغه‌ی من است. ورود اهل حکمت به این عرصه، برای آن است که بتوانیم مکتب آینده‌پژوهی اسلامی-ایرانی را سامان دهیم؛ نگاه من دست‌کم این است که ببینم امام زمان(عج) چه می‌گوید، یا اگر پیامبر(ص) امروز در میان ما بود، درباره‌ی آینده چه می‌فرمودند. همان‌گونه که حضرت‌عالی در عالی‌ترین سطح فرمودید، ریشه‌ی حکمت ما به همان کسی می‌رسد که «علمُ الکتاب» نزد اوست».

 

وی ادامه داد: «در حقیقت، از آن‌جا که ما در حوزه‌ی آینده‌پژوهی با ابزارهایی سروکار داریم که علم سکولار برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های جهان به‌کار می‌برد، در مکتب ایرانی به‌دنبال آن هستیم که بدانیم گزاره‌ها و مبانی ما چیست تا بتوانیم به مبانی فلسفی و حکمی خویش نزدیک شویم. نزدیکی این دو حوزه می‌تواند کمک بزرگی به آینده‌پژوهی باشد. خلاصه آنکه زمان بیش از این در اختیار نیست، اما مسئله‌ی اصلی این است: چه باید کرد تا روش‌های سکولار و مادی امروز بتوانند از این مکتب غنی بهره ببرند تا بتوانیم به پرسش‌های امروزمان، در این دنیای علم‌زده و فناوری‌زده، پاسخ دهیم».

 

در ادامه، دکتر علیرضا نصراصفهانی مدیر گروه آینده پژوهی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با اشاره به مفهوم تصویرسازی آینده گفت: «تصویرسازی آینده، چیزی است که مثلاً در ذهن انسان‌ها رخ می‌دهد. حس بنده این است که یکی از جاهایی که می‌توان تصویری از بهشت را در آن دید، مجالس علماست؛ فکر می‌کنم این مورد، بحثی زیبایی‌شناختی است. وقتی علما در کنار یکدیگر می‌نشینند و نگاهی که خداوند بر جهان دارد در میان آنان جاری می‌شود، شاید همان زیبایی بیشتر آشکار گردد».

 

وی ادامه داد: «در خدمت دوستان بودیم و دغدغه‌ی این را داشتیم که بحث آینده‌پژوهی و نگاه کشور توسعه یابد. ما از دانش نظری و راهبردی در این زمینه برخورداریم، اما در فضای حکمرانی، این نگاه را کم‌رنگ می‌بینیم؛ و این نیازمند آن است که در فضای اداره‌ی کشور، نقشی جدی‌تر برای این نگاه قائل شویم. این‌که این نگاه عملاً چگونه می‌تواند در فضای تصمیم‌گیری وارد شود، یکی از نمونه‌های آن، تجربه‌ای بود که در ارتباط با آقای لاریجانی رخ داد؛ نمونه‌ای از این‌که نگاه حکمت‌محور چگونه می‌تواند در فضای شهری تهران یا در سطح تصمیم‌سازی کلان کشور راه پیدا کند».

 

سپس دکتر مهدی میرمظاهری در این نشست با اشاره به دو وجه حکمت نظری و عملی گفت: «به باور من، خداوند دو مأموریت اصلی برای انبیا (و همچنین برای ما) در قرآن مقرر فرموده است؛ و بر همین مبنا هر دو جنبه اهمیت دارد. خداوند پیامبرش را هم «بشیر» و هم «نذیر» خوانده است. فکر می‌کنم بحث حکمت نیز از همین سنخ است، چرا که هم حکمت نظری داریم و هم حکمت عملی».

 

وی ادامه داد: «دغدغه‌ای که بنده در حوزه‌ی آینده‌پژوهی دارم این است که بالاخره ما در کشور مسائل حل‌نشده‌ی بسیاری داریم -هم اکنون داریم و هم رهبر شهید (ره) در گذشته بارها دغدغه‌ی آینده‌ی ایران و بحث تمدن نوین اسلامی را مطرح می‌کردند. اگر تنها بخواهیم بر حکمت نظری تکیه کنیم، این پرسش مطرح می‌شود که آیا واقعاً حکمت نظری به‌تنهایی کافی است، یا در بحث آینده‌پژوهی به حکمت عملی نیز نیازمندیم؛ اینکه این آموزه‌های حکمی چگونه می‌تواند به حل مسائل کنونی ما کمک کند و همچنین ایران بتواند جایگاهی مشخص در آینده‌ی جهان داشته باشد».

 

دکتر مظاهری افزود: «باید دید ایران ما چه جایگاهی می‌تواند در نظام آینده‌ی جهان داشته باشد و اگر نقشه‌ای برای این جایگاه ترسیم کنیم، چه نقشی می‌تواند ایفا کند. به گمان من، جهان امروز تشنه‌ی همین مباحث حکمت است، اما واقعیت این است که این حکمت نه به‌درستی عرضه شده و نه ما توانسته‌ایم خودمان را به‌خوبی معرفی و ارائه کنیم. این دغدغه تنها در سطح سیاست‌مداران نیست؛ در سطح عموم مردم نیز جهان واقعاً نیازمند این بحث است، به‌ویژه در بُعد عملی آن».

 

مهندس علی تقی‌پور کارشناس دبیرخانه شورای آینده نگاری فرهنگستان علوم در ادامه با اشاره به ضرورت توجه به مبانی فلسفی و علوم انسانی در حوزه علم و فناوری گفت: «بحثی که بنده دارم بیشتر از منظر فنی، مهندسی، علم و فناوری و چگونگی بهره‌مندی از فلسفه علوم انسانی در حوزه علم و فناوری از منظر افزایش بهره‌وری است: در تصویر کلانی (Big Picture) که امروز برای حوزه‌ی علم و فناوری کشور ترسیم می‌شود، غالباً نگاهی ابزاری و مهندسی‌محور غلبه دارد؛ نگاهی که بیشتر به کارایی، بهینه‌سازی فرآیندها و شاخص‌های کمّی توجه دارد و کمتر به بنیان‌های معرفتی و ارزشی این تصمیم‌ها می‌پردازد».

 

وی افزود: «فلسفه‌ی علوم انسانی می‌تواند نقشی راهبردی در تدوین همان تصویر کلان ایفا کند؛ نه صرفاً به‌عنوان لایه‌ای نظری، بلکه به‌عنوان چارچوبی که از همان ابتدا در سیاست‌گذاری علم و فناوری، اولویت‌بندی پژوهش‌ها، تعریف شاخص‌های بهره‌وری و حتی آموزش مهندسان و متخصصان فنی حضور داشته باشد».

 

دکتر احمد برومند عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در این نشست با اشاره به فعالیت‌های انجام‌شده برای شکل‌گیری «مکتب آینده‌پژوهی ایرانی-اسلامی» گفت: «ما در واقع درگیر آینده‌پژوهی با رویکرد مکتب ایرانی-اسلامی هستیم؛ بیشتر ذیل درایت استاد و از حدود یکی دو سال پیش، مأموریتی به ما محول شده تا در این حوزه به مکتب آینده‌ی ایرانی-اسلامی کمک کنیم. با فرض پذیرش این تعریف از آینده ـ تا خوانش‌مان از آینده‌پژوهی یکسان باشد ـ می‌توان به‌اختصار گفت آینده‌پژوهی، علم مطالعه‌ی نظم تغییرات و مواجهه با تغییرات است. در مکتب ایرانی-اسلامی آینده‌پژوهی، از هر زاویه که وارد شدیم، به این نتیجه رسیدیم که شاید شاه‌بیت این موضوع، همان «آینده‌پژوهی حکمت‌بنیاد» باشد».

 

وی افزود: «از سوی دیگر، در فرمایشات شما نیز آمد که ایران مرکز حکمت جهان بوده است. برخی جاها ما را به شعر می‌شناسند، برخی جاها به عرفان و فلسفه بیشتر در اروپا شناخته شده است؛ اما بر پایه‌ی خوانش حضرت‌عالی، ایران مرکز حکمت بوده و از همین‌رو، آینده‌پژوهی حکمت‌بنیاد می‌تواند مبنایی برای آینده‌پژوهی ایرانی-اسلامی باشد».

 

دکتر برومند ادامه داد: «طی دو سه سال اخیر، به چند «پیشران» به‌عنوان نامزدهای دال محوری آینده‌پژوهی حکمت‌بنیاد رسیده‌ام که تنها به‌عنوان یک فهرست اولیه، برای تقریب به ذهن، عرض می‌کنم و مایلم سرنخی از شما بگیرم تا آن را پی بگیریم: آیا دال محوری آینده‌پژوهی حکمت‌بنیاد، «عاملیت» (ایجنسی) است، یعنی همان عاملیتی که برای انسان پذیرفته شده؟ یا همان «دردمندی و رهایی‌بخشی و کمال» است ـ که البته با عاملیت نیز اشتراکاتی دارد؟»

 

وی گفت: «این‌ها را تنها به‌عنوان فهرستی اولیه عرض می‌کنم: آیا سنت‌های الهی است؟ آیا ارزش‌های دینی اسلامی ماست ـ که این نیز با شریعت اشتراک بسیار دارد؟ آیا مسئله‌ی «ظهور» است؟ آیا مسئله‌ی وحی و نبی و رسول است؟ آیا مسئله‌ی شهود و متافیزیک است؟ آیا مسئله‌ی غایت‌مندی این عالم است؟ آیا مسئله‌ی اشراق است؟ آیا مسئله‌ی انسان و تزکیه و جامعه‌سازی است ـ که آقای دکتر نیز بدان اشاره فرمودند؟ یا با توجه به شواهد تاریخی جدید، «الهیات مقاومت» است، بحثی که برای ایران فرهنگی شکل گرفته؟»

 

دکتر برومند در پایان گفت: «موارد دیگری نیز هست که اکنون فرصت طرح آن‌ها نیست؛ این‌ها را به‌عنوان کاندیداهایی برای پیشران و دال گفتمان آینده‌پژوهی حکمت‌بنیاد عرض کردم و مایلم سرنخی از شما داشته باشم تا مسیر را پی بگیریم».

 

در بخش پایانی نشست، دکتر محمد حسینی مقدم با ارائه جمع‌بندی راهبردی، بر ضرورت عبور آینده‌پژوهی ایرانی ـ اسلامی از سطح شعارهای هویتی و گردآوری پراکنده مفاهیم و حرکت به سوی شکل‌دهی یک منظومه منسجم از مبانی، مفاهیم، روش‌ها، مسئله‌ها و سازوکارهای کاربردی تأکید کرد.

 

بر اساس این جمع‌بندی، نقطه عزیمت این منظومه، بازپیوند علم، آینده، انسان، اخلاق و غایت است؛ پیوندی که در سنت حکمی مورد تأکید بوده و در ساختارهای جدید دانش و حکمرانی تضعیف شده است. بر این اساس، آینده‌پژوهی حکمت‌بنیاد باید هم‌زمان سه کارکرد داشته باشد: نخست، فهم عمیق‌تر تغییرات و آینده‌های ممکن؛ دوم، تعیین معیارهای ارزشی و غایی برای داوری درباره آینده‌های مطلوب؛ و سوم، تبدیل این مبانی به توان حل مسئله در حکمرانی، علم، فناوری، آموزش و جامعه‌سازی.

 

در این جمع‌بندی همچنین تأکید شد که مزیت بالقوه این رویکرد، نه در ادعای برخورداری از یک میراث گذشته، بلکه در توان آن برای پاسخ‌گویی به مسائل امروز و آینده نهفته است. حکمت، مطابق جمع‌بندی نشست، هنگامی می‌تواند مبنای آینده‌پژوهی قرار گیرد که جهانی، مسئله‌محور، متناسب با اقتضائات زمان، پیوندخورده با عمل و قادر به راهنمایی تصمیم‌های واقعی باشد.
سه شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵
09:53
آلبوم مرتبط
Loading
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید