دکتر یوسف ثبوتی:

بهره‌گیری از علوم و فناوری‌های نو بدون توجه به الزامات فرهنگی به تنش‌های اجتماعی می‌انجامد

بهره‌گیری از علوم و فناوری‌های نو بدون توجه به الزامات فرهنگی به تنش‌های اجتماعی می‌انجامد
دکتر یوسف ثبوتی عضو پیوسته فرهنگستان علوم با اشاره به تفاوت میان علوم دقیقه و علوم غیردقیقه، بر ضرورت توجه به زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی در بهره‌گیری از دانش‌ها و فناوری‌های نو تأکید کرد و گفت جامعه‌ای که در تولید علم و شناخت الزامات ارزشی آن مشارکت نداشته باشد، در به‌کارگیری درست و کم‌تنش فناوری‌های نوین با چالش روبه‌رو خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی و اطلاع‌رسانی فرهنگستان علوم، ششمین نشست از سلسله نشست‌های آزاد و حکمی کمیسیون تاریخ علم فرهنگستان علوم با همکاری گروه علوم اسلامی فرهنگستان علوم، با سخنرانی دکتر یوسف ثبوتی عضو پیوسته گروه علوم پایه فرهنگستان علوم  در خصوص «تقوای علوم تجربی» برگزار شد.

 

دکتر یوسف ثبوتی از چهره‌های برجسته علمی کشور است که دریافت مدال آکادمی علوم جهان به سبب فعالیت‌های مختلف علمی، تأسیس مرکز تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان، ریاست گروه علوم پایه فرهنگستان علوم و عضویت پیوسته در این فرهنگستان، ریاست و عضویت در هیئت مؤسس انجمن فیزیک ایران، ریاست و عضویت در هیئت مؤسس انجمن نجوم ایران، عضویت در هیئت مدیره انجمن اخلاق ایران و عضویت در کمیته اخلاق در علوم و فناوری یونسکو از جمله سوابق علمی و اجرایی او به شمار می‌رود.

 

رئیس سابق گروه علوم پایه فرهنگستان علوم در ابتدای سخنان خود با اشاره به تفاوت میان علوم دقیقه و علوم غیردقیقه گفت: «برخی از علوم و معارفی که امروزه به کار می‌بریم، علوم دقیقه هستند؛ مانند فیزیک، شیمی، ریاضی و نجوم و البته در سال‌های اخیر، زیست‌شناسی و ژنتیک و غیره نیز به این بخش اضافه شده‌اند. برخی دیگر از معارف ما دقتی که در فیزیک، ریاضی و علوم دقیقه وجود دارند را دارا نیستند؛ مانند جامعه‌شناسی، اقتصاد و روان‌شناسی. اگر چه این حوزه‌ها هم یک نوع علم و معرفت است که به کار می‌رود و در دانشگاه‌ها نیز تدریس می‌شود، اما دقتی که در آن‌ها به کار می‌رود به اندازه علوم دقیقه نیست.»

 

وی افزود: «کسانی که در حوزه علوم دقیقه فعالیت دارند، راحت‌تر همدیگر را درک می‌کنند. برای نمونه دو نفر که در شاخه فیزیک مطالعه دارند، حرف یکدیگر را بهتر درک می‌کنند و اگر اختلاف نظری پیش آید و قانع نشوند، آزمایشگاه فصل‌الخطاب آن‌ها خواهد بود و همه نکات مبهم و لاینحل در آن‌جا به وضوح مشخص خواهد شد. اما علوم غیر دقیقه، مانند اخلاق، اقتصاد و جامعه‌شناسی دارای چنین خصوصیتی نیستند.»

 

دکتر ثبوتی با طرح پرسش‌هایی درباره جهان‌شمولی نظریه‌های اجتماعی و اقتصادی اظهار داشت: «مثلاً قوانین اقتصادی که هم اکنون در دانشگاه‌های ما تدریس می‌شود، آیا در تمام دنیا جاری و ساری است؟ آیا کشورهای شوروی سابق نیز همین اقتصاد را قبول داشتند و آیا چین با همین اقتصاد در حال پیشرفت چشمگیر اقتصادی است؟ پاسخ این پرسش‌ها خیلی روشن نیست. حال اگر بخواهیم به سراغ مسائل گمنام‌تر، مانند حقوق بشر برویم، مساله بغرنج‌تر هم می‌شود. آیا همه مردم، قوانینی که مصوب سازمان ملل است و به دست جهانیان داده است، قبول دارند؟ آیا جامعه ایرانی، عربی، هندی، چینی و روسیه فعلی همان قوانین حقوق بشر را قبول دارند و به آن عمل می‌کنند؟»

 

وی ادامه داد: «برخی از مسائل دقیق هستند و داخل علوم تجربی جا می‌گیرند و برخی دیگر چنین خصوصیتی ندارند و متأسفانه اختلاف‌ها معمولاً بر سر عواملی هستند که دقیق نشده‌اند. مثلا اقتصاد نمونه خوبی در این باره است. اختلاف شوروی سابق با اروپا و آمریکا در بیشتر موارد بر سر مشکلات و مسائل اقتصادی بود. در مورد اخلاق هم وضع بر همین گونه است. زیرا در علم اخلاق معیار ثابتی نداریم. اخلاق از یک فرهنگ تا فرهنگ دیگر فرق دارد و از یک نقطه جغرافیایی به نقطه دیگر جغرافیایی متغیر است.»

 

عضو انجمن اخلاق ایران با اشاره به دیدگاه‌های ابن‌خلدون در تحلیل تحولات اجتماعی اظهار داشت: «به اعتبار آراء صاحبنظران در علوم اجتماعی، ابن خلدون از اولین متفکرینی است که در مبانی دانش جامعه‌شناختی تأمل کرده و از اصول حاکم بر آن سخن به میان آورده است. وی در کتاب «مقدمه» خود عامل تحول‌های اجتماعی در اقوام مختلف را «عصبیت» می‌نامد. با کلمات امروزی، عصبیت گونه‌ای آمادگی اجتماعی است که در یک قوم برای پذیرش یک نظر یا رفتار به وجود می‌آید.»

 

وی در ادامه با اشاره به مثال‌هایی که ابن‌خلدون مطرح کرده است افزود: «به نظر او عرب جاهلی بسیار پیش از آنکه رسول‌الله ندای توحید سر دهد، خود را به وفای عهد و احترام به قول و قرارهای قبیله‌ای و میان قبیله‌ای متعهد کرده بود؛ به طوری که در ماه‌های حرام و آداب حج جاهلی به مدت چند روز هیچ عمل تخریبی، حتی در حد آزردن حشرات موذی از هیچ کس سر نمی‌زد. وجود چنین آمادگی و عصبیت، به عرب امکان داد که آموزه‌های اجتماعی و اخلاقی حضرت رسول را درک و جذب کنند و در فاصله زمانی بسیار کوتاه به یک جامعه صاحب اصول و معیارهای نو تغییر کنند. از سوی دیگر سقوط جامعه ساسانی نیز به این دلیل رخ داد که آنچه عرب می‌کوشید بزرگ بدارد، یعنی احترام به تعهدات و گونه‌ای قانون‌گرایی، در ایران ساسانی سال‌ها بود که از میان رفته بود.»

 

دکتر ثبوتی در ادامه با اشاره به تجربه رنسانس اروپا گفت: «اروپا در آستانه گذر از قرون تاریک در فاصله زمانی کوتاهی تفکر ارسطویی را از خود کنار گذاشت، آموزه‌های دستوری کلیسا را با شدت و وسواس از خود دور کرد و به دنبال علت آنچه که می‌دید گشت. به مرحله ابداع رسید. از نوآوری به وجد آمد و جستجوگری و تأمل در ظرایف و دقایق همه شئون زندگی‌اش را به صورت خواست همگانی درآورد. در حوزه حکمت طبیعی، یعنی علوم پایه‌ای مانند فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی، متعهد شد هر آنچه را که حکم می‌کند به رأی‌العین نشان دهد و اگر چنین کرد، آن‌گاه ادعای اعتبار کند. بدین ترتیب غرب توانست، دانش‌ها و تکنولوژی‌های نو را بیافریند و متناسب با آن نهادهای اجتماعی، اقتصادی و و مدیریتی امروزی را بنا نهد.»

 

به عقیده دکتر ثبوتی، تشبّه به دیگران و نسخه‌برداری از رفتار و کردار آنها و خرید دانش‌ها و فناوری‌های جوامع پیشرفته، جامعه خودی را به کمال نخواهد رساند، بلکه دانش‌ها و فناوری‌های نوین وارداتی از نظر ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی خنثی نیستند. وی افزود: «این فناوری‌ها بر آداب و عادات و سنت‌های جامعه مصرف‌کننده سنگینی می‌کنند و تجدید نظر در آنها را می‌طلبند.» ایشان به کارگیری کارآ و مقتصدانه و عاری از تنش از دانش‌ها و فناوری‌های نو را در گرو دو شرط دانستند: نخست آنکه جامعه در خلق جهانی آنها سهیم باشد تا بتواند بر تکنولوژی مسلط شود و در بروز نارسایی‌ها به هنگام چاره بیندیشد و مالاً خود صاحب نظر و سندیت شود. دوم آنکه الزامات فرهنگی و ارزشی آنها را بشناسد و برای کنار آمدن با آنها آماده باشد.

 

عضو پیوسته فرهنگستان علوم، برای روشن شدن مطلب به پنج مثال عینی اشاره کردند که به شرح زیر است:

 

1-  حوزه دارو و درمان نوین: دکتر ثبوتی در این زمینه اظهار داشت: « نمونه‎ی اول حوزه‎ی دارو و درمان نوین است که هیچ منع اخلاقی، فرهنگی و اعتقادی از دید هیچ کس اعم از خواص و عوام ندارد و در ایران، از یک‎صدوپنجاه سال پیش، کم و بیش بدون مقاومت، مورد استقبال قرار گرفته است. ولی در همین مدت سبب شده است که جمعیت چند میلیونی کشور به شصت و چند میلیون افزایش یابد. از سویی در جهت کنترل جمعیت تجویز و عملاً تحمیل شده است که جوانان تا سنین بیست و چند سالگی دور و بَر انتخاب همسر نرود. ولی فراموش شده است که جوانی نیازهای خدا آفریده دارد و برآوردن آنها را می‎طلبد. از سوی دیگر جامعه بر آداب و عادات و باورهای یک صد سال پیش پافشاری می‎کند. جدایی زن و مرد را می‎خواهد و آمادگی مصالحه ندارد. .»

 

2-  مشارکت اجتماعی زنان و مردان: وی ادامه داد: «مشارکت زن و مرد در محیط‎های تجاری و صنعتی و اداری و آموزشی است که لازمه زندگی امروزی است. بالطبع دیدن و دیده شدن زن و مرد را به دنبال دارد. با سنت محصور بودن زن در چاردیواری خانه در تعارض است. مشارکت زن و مرد در خارج از خانه در کشور ما تحقق پذیرفته است. ولی هنوز که هنوز است در مورد لباس و نحوه‎ی برخورد زن و مرد الگوی عاری از تنش پیدا نشده است و چه توانی که صرف آن نمی‎شود.»

 

3-  آموزش همگانی: دکتر ثبوتی مثال سوم را به آموزش همگانی اختصاص داد و گفت: « از سوی دیگر آموزش همگانی در هر مقطع سنی و در هر موضوع علمی، فنی و اجتماعی، اعتقادی و فرهنگی مطلوب است و از سوی همه مقامات دولتی، قضایی و مذهبی تجویز می شود. ولی تکثیر مکاتبات فکری را به دنبال دارد که جامعه در پذیرش بخش‎هایی از آن تردید دارد. 

 

4-  فناوری‌های اطلاع‌رسانی و ارتباط جمعی: وی در ادامه به اهمیت فناوری‌های ارتباطی اشاره کرد و اظهار داشت: « تکنولوژی‎های اطلاع رسانی و ارتباط جمعی از خدمات پستی و تلفن و تلگراف گرفته تا رادیو و تلویزیون و ماهواره و پست الکترونیکی و اینترنت و تا روزنامه و کتاب و نشریات ادواری هر کدام که در غرب به وجود آمده‎اند، اندک زمانی بعد، در کشور ما نیز به کار گرفته شده‎اند. ولی آمیختن با فرهنگ‎های دیگر و مخصوصاً فرهنگ‎های غربی را در پی داشته‌اند که در موارد بسیار مطلوب جامعه نبوده است. در کشورهایی همانند ما، همیشه چاره در این دیده شده است که سازوکاری بر جریان اطلاعات نظارت کند و آنچه را خوشایندش نیست جلو بگیرد.»

 

5-  اصول رایج در دانش‌های بنیادی: دکتر ثبوتی در آخرین مثال خود به اصول دانش‌های بنیادی پرداخت و گفت: «به نظر این حوزه، کمترین بحث انگیزترین عاملِ تنش‎ها در جوامعی نظیر جامعه ما است. دانش‎ها و فناوری‎های جدید که ریشه در معارف سنتی ما ندارند از محسوسات صحبت می‎کنند. بر رابطه علت و معلول تأکید دارند. احکام نهایی خود را با میزان تطابق آنها با مشاهدات ارزیابی می‎کنند. در موارد بروز اختلاف بین صاحب نظران منطق ریاضی و اگر نشد مشاهدات عینی مستقیم و غیر مستقیم به داوری خواسته می‎شوند. چنین خصوصیتی در معارف سنتی و تاریخی ما اعم از اعتقادی و غیر آن وجود ندارد. حتی صاحب نظران در موارد اختلاف از تکفیر و تفسیق هم ترازان خود ابا نداشته‎اند و ندارند. مانند تکفیر ابوعلی سینا و فارابی توسط امام غزالی و نمونه‌های بسیار دیگر. از این نظر دانشجوی دانشگاه با طلبه‎ی حوزه، در مقابل هم قرار می‎گیرند. اولی آموزش دیده است که پرسش‎گر باشد و هیچ قول و حکمی را نهایی و غیر قابل تغییر نداند و دومی متعهد شده است که متعبد باشد و حریم باورها را پاس بدارد. هم از این نظر است که حوزه و دانشگاه علیرغم همه حسن نیت‎ها و پیشگامی ها از هر دو طرف نتوانسته‌اند توفیق چشم‎گیری در نزدیک شدن به همدیگر داشته باشند.»

 

ایشان در انتها با تاکید بر توجه به تبعات و الزامات نوآوری‌ها و نوجویی‌ها، خلاقیت علمی و تکنولوژیکی را به معنای نوآوری، نواندیشی و نوجویی دانستند و چنین نتیجه گرفتند: «جامعه ما از اوان آشنایی با غرب (حدود یکصد و پنجاه سال پیش)، شیفته و مسحور علوم و فنون جدید بوده است و در تحصیل آن سرمایه می‌گذارد، برنامه‌ریزی می‌کند، وقت صرف می‌کند و رنج می‌برد. ولی در آخر آن طور که دلش می‌خواهد، شاهد مقصود را در آغوش نمی‌کشد. زیرا جامعه، پذیرش نوآوری و تحمل سنت‌شکنی را ندارد و ترجیح می‌دهد در چارچوب عادات و آداب مرسوم خود عمل کند. در چنین شرایطی مشکل بتوان به خلاقیت علمی و تکنولوژیکی دست یافت و مشکل‌تر بتوان به نحو مطلوب از تکنولوژی‌های وارداتی، استفاده مقتصدانه و درست کرد.»
چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
12:10
آلبوم مرتبط
Loading
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید