در گردهمایی «تاریخ منطق در ایران» در فرهنگستان علوم مطرح شد؛ بازخوانی میراث منطقی ایران و جهان اسلام با تأکید بر نوآوریهای ابنسینا و منطقدانان مسلمان کمیسیون تاریخ علم فرهنگستان علوم با همکاری گروه علوم اسلامی، نشست «تاریخ منطق در ایران» را برگزار کرد؛ نشستی که در آن، جایگاه منطق در سنت علمی ایرانی ـ اسلامی، سیر تحول آن از یونان تا تمدن اسلامی و نقش اندیشمندان مسلمان، بهویژه ابنسینا، در توسعه این دانش از ابعاد مختلف بررسی شد. به گزارش روابط عمومی و اطلاعرسانی فرهنگستان علوم، این گردهمایی با هدف توسعه نظریههای علمی و بازاندیشی مبانی معرفتشناختی تاریخ علم با تأکید بر سنت علمی ایرانی ـ اسلامی، پیوند آن با علم معاصر و ارتقای سطح توسعه علمی کشور آغاز شده است و برگزاری آن در قالب سلسله نشستهای کمیسیون تاریخ علم ادامه خواهد یافت. مسلمانان نقش تعیینکنندهای در گسترش علم منطق داشتهاند در آغاز این نشست، دکتر غلامرضا اعوانی رئیس کمیسیون تاریخ علم و عضو پیوسته فرهنگستان علوم با تبیین مفهوم منطق و جایگاه آن در اندیشه حکما و دانشمندان ایرانی، به پیشینه شکلگیری این علم پرداخت و اظهار داشت: «دلیل این امر ظهور سوفسطاییان با ویژگی سخنورانی چیرهدست، در یونان بود. بدین ترتیب این گروه شروع به تربیت افرادی در دادگاهها و سیاست با دستمزد بسیار بالا کردند. برای نمونه پروتوگوراس، برای تدریس خود ۱۰ برابر مجسمهساز معروف یونانی، فیدیاس دستمزد میگرفته است. این گروه به حقیقت هیچ اعتقادی نداشتند. نخستین کسی که بر آنها خرده گرفت و با استدلالهای دقیق نظریات آنها را رد کرد، سقراط بود. در آثار افلاطون این انتقادها به سوفسطاییان ادامه پیدا کرده است و با ارسطو ادامه یافته است. در هیچیک از آثار ارسطو واژه منطق وجود ندارد. وی به این علم صفت اُرگانون (ارغنون) به معنای علم آلی را نسبت داده بود. نخستین بار اسکندر افریدوسی این واژه را به کار برد. سپس این علم به دنیای اسلام راه یافت. منطق با معانی سر و کار دارد و برای رسیدن به حقیقت باید از موادی استفاده کند تا انسان را به حقیقت برساند. به نظر بنده، منطق علم مستقل است اما در خدمت علوم دیگر است. این که چطور میشود عالم را فهمید و با قضیه بیان کرد.» وی با اشاره به پیشرفتهای چشمگیر تاریخ منطق در دو تا سه قرن اخیر افزود: «نهضتی در حوزهی تاریخ منطق به راه افتاده است. از این رهگذر آثار مسلمانان در منطق بیشتر و بهتر شناخته شده است. و با وجود نظریات تطبیقی معلوم شده است که نظریات منطق فقط متعلق به ارسطو و پیشینیان او نیست. بلکه مسلمانان نیز در پیشبرد این علم نقش بسزایی داشتهاند.» رئیس کمیسیون تاریخ علم در ادامه درباره ارتباط منطق و ریاضیات گفت: «در آکادمی افلاطون بهترین ریاضیدانان یونان حضور داشتند، اما ارسطو به ریاضیات علاقهای نداشته است. در حالی که ابنسینا تمام کتاب اقلیدس را خوانده بود و برای هر پروندهای کبری و صغری داشته است و در پی این بوده است که آیا میتوان الهیات را نیز مانند ریاضیات اصل موضوعی کرد. ابنسینا با کشف قواعد اصل موضوعه، آن را در دشوارترین علم که الهیات بوده است به کار برده است.» وی در پایان ضمن قدردانی از استادانی همچون غلامحسین مصاحب، دکتر شهابی، استاد محمد خوانساری و دکتر ضیاء موحد، از آثار آنان در گسترش مطالعات منطقی یاد کرد. تعریف قیاس در منطق سینوی همچنان با چالشهای نظری روبهرو است در ادامه، دکتر داود حیدری، استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، بهصورت مجازی با ارائهای با عنوان «چالشهای منطق سینوی در تعریف قیاس» به بررسی مفهوم قیاس در منطق سنتی پرداخت. وی با طرح این پرسش که «آیا در حال حاضر این علم منطق اثرگذاری لازم و مطلوب را در مخاطبان و جامعه دارد؟ اگر ندارد، دلیل آن چیست؟» ضعف کارآمدی منطق سنتی را چنین توصیف کرد: «منطق سنتی علیرغم برخورداری از بحثهای عمیق و موشکافانه در هر مسألهای، در ارائه روشن، دقیق، منسجم و متمایز مفاهیم: حجت، استدلال و قیاس ناکارآمد است و نتوانسته است تصویری کامل، نظاممند و تمایزبخشی از استدلالها ارائه دهد. از سویی نفوذ منطق ارسطویی سبب شده است که منطقدانان سینوی به جای ارائه تعریفی جامع و فراگیر از استدلال و قیاس سازههای اصلی تعریف ارسطویی از قیاس را حفظ کنند و سایر استدلالهای یقینی را با لطائف الحیلی یا به قیاس برگردانند ویا قیاس بودن آن را انکارکنند. و یا با افزودن عنوان لواحق یا توابع قیاس از این استدلالها بحث کنند.» دکتر حیدری با اشاره به اینکه تعریف قیاس از زمان ابنسینا همواره با اشکالاتی روبهرو بوده است، گفت: «حتی خود ابنسینا نیز در شفاء بحثی را با عنوان "فصل فی شکوک تعرض فی حد القیاس المذکور و حلها" آورده است.» وی سپس با ورود به مباحث دقیق در باب اقسام حجت و استدلال و تعریف قیاس از منظر منطقدانان سنتی، به ویژگیهای مهم قیاس چنین اشاره کرد: «1- ویژگیهای برخاسته از استدلال بودن (عام)(؛ 2- ویژگیهای برخاسته از قیاس بودن (خاص) و ابهامات در تعریف قیاس را در سه پرسش زیر خلاصه کرد: الف-آیا بین تعر یف مبسوط از قیاس و دو مفهومِ استدلال از کلی به جزئی و استدلال که استنتاج نتیجه در آن ضروری است؛ نسبت تساوی برقرار است؟ ب- آیا تعریف ارائه شده، تعریف قیاس بسیط است یا اعم از بسیط و مرکب؟ ج-چه نوع استدلالهایی به سبب نداشتن قیود قیاس، از تعر یف خارج هستند؟ و در ادامه برای پاسخ به این سوالات مطالبی را مطرح و با ارائه تعاریف مختلف و اشاره به نظر برخی از منطقدانان تمدن اسلامی، به این سوالات پاسخ دادند. ابنسینا منطق اسلامی را از مرحله شرح به بازآفرینی رساند سپس دکتر علیرضا دارابی، استادیار گروه منطق مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در سخنرانی خود با عنوان «نظریه شرطیات در سنت منطق سینوی؛ روایتی از بسط منطق» بر ضرورت مطالعه تاریخ منطق در بستر تحولات تاریخی و اجتماعی تأکید کرد. وی اظهار داشت: «تصویری که به ما دادهاند این است که منطق از ارسطو شروع شده است و یک تاریخ هزار ساله شرح ارسطو داریم و همه هم تابع ارسطو هستند؛ ارسطو یک متن کاملا منقهی اماده کرده است و بقیه نیز راه ارسطو را ادامه دادند. اما میشود ارسطو را جور دیگری نیز خواند و به آن نگاه کرد.» دکتر دارابی با تاکید بر این که بهتر است حوزهی منطق را هم همانند سایر علوم دیگر در یک بستر تاریخی که با سیاست و اجتماع و روحیات شخصی درگیر و در حال تحول است، نگاه کرد با گزارشی درباره سنت شرطیات در منطق اسلامی سخنان خود را آغاز کردند: «تصویری که به ما دادهاند این است که منطق از ارسطو شروع شده است و یک تاریخ هزار سالهی شرح ارسطو داریم و همه هم تابع ارسطو هستند. ارسطو یک متن کاملا منقهی اماده کرده است و بقیه نیز راه ارسطو را ادامه دادند. اما میشود ارسطو را جور دیگری نیز خواند و به آن نگاه کرد. اگر چه سنت شرطیات در یونان وابسته به کتاب های اُرگانون است. اما آیا مجموعه کتبی که به عنوان اُرگانون میشناسیم با هدف یکسان نوشته شده است؟ به نظر میرسد پاسخ به این سوال منفی است. متون ارغنون تنها برای آموزش استدلال کردن است یا آن که میشود از منظر دیگری هم به آن نگریست. در آثار ارسطو اصلا، شرطیاتی وجود ندارد. شاید ارسطو وقت نکرده که به حوزهی شرطیات وارد شود که البته شواهد متنی نیز برای آن وجود دارد. یک دلیل این است که متون اُرگانون متون فلسفی هستند و اصولا شرطیات در آن جایی نداشته است. در ادامهی آن، امپراطوری روم بر یونان غالب میشود و سنت منطق، به قالب سنت رومی درمیآید. در سنت منطق رومی، تفکر یک ابزار است. به نظر میرسد در این دوره، کم کم منطق از فلسفه در حال جدا شدن است و دارای هویت ابزاری میشود و در نتیجه حمدیات و شرطیات در منطق در حال تلفیق شدن هستند و هر دو به عنوان یک ابزار برای استدلال کردن تبدیل میشود». دکتر دارابی، در ادامهی این مسیر، به سنت منطق اسلامی اشاره کرد و چنین گفت: «در ادامه سیر تاریخی منطق دورهی اسلامی را در پیش رو داریم که آن را میتوان به سه دورهی ترجمه؛ شرح و دوره بازآفرینی تقسمبندی کرد. رویکرد اصلی در آغاز دوران ترجمه بیشتر با ترجمههای هدفمند به ویژه با اهداف سیاسی همراه بوده است. از بزرگان دورهی شرح میتوان به فارابی اشاره کرد. وی متعلق به دوره شرح است. دوره بازآفرینی متعلق به ابنسینا است. وی را بدون شک یکی از بزرگان بیبدیل در حوزهی منطق اسلامی است. پس از وی، سنت منطق اسلامی بر نگاه و نظریات او ساخته میشود و هر چه اثر پس از این دوران در تمدن اسلامی در این حوزه نگاشته شده است، شرح بر آثار اوست. برای نمونه کل موضوع شرطیات در منطق دوره اسلامی برگرفته از آثار ابن سینا پدید میآید». ایشان با تفسیر دقیقتر این سه دوره با محوریت شرطیات در تمدن اسلامی و به ویژه نظریات ابنسینا سخنان خود را به پایان رساندند. نظریه موجهات ابنسینا یکی از دستاوردهای تأسیسی منطق اسلامی است دکتر نبوی، استاد گروه فلسفه و منطق دانشگاه تربیت مدرس، نیز در سخنرانی خود با عنوان «پیشدرآمدی بر موجهات ابنسینا» با گرامیداشت یاد نیکلاس رشر، وی را از مهمترین پژوهشگران حوزه منطق اسلامی معرفی کرد و گفت: «میراث منطقی و گسترده در جهان اسلام چه نسبتی با منطق ارسطویی و منطق رواقی دارد؟ آیا میراث منطقی تمدن اسلامی منتج به تأسیس یک نگاه و روش منطقی جدید در تمدن اسلامی شده است؟» وی با تأکید بر وجود رویکردهای تأسیسی در منطق اسلامی افزود: «به طور مشخص، دو مکتب در منطق در جهان اسلام ریشه دارد؛ دو نظریه قیاس اقترانی و موجهات زمانی.» وی با اشاره به مفاهیم مطرح شده در اُرگانون و سایر آثار ارسطو، اشاره کوتاهی به عناصر زمانی مورد استفاده در منطق یونانی کرد و چنین ادامه داد: «تمامی این عناصر دورهی یونانی در ساختن نظریه موجهات زمانی ابن سینا نقش داشتهاند. به طور کلی در نظریه موجهات دارای چهار جهت هستیم: ضرورت، دوام، اطلاق و امکان و دارای چهار قید زمانی هستیم: ذاتیه بودن، وصفیه بودن، وقتیه بودن و منتشره بودن که حاصل ضرب دکارتی آنها شانزده جهت زمانی میشود. که به آنها گزارههای موجه بسیط گویند. بدین ترتیب، منطق موجهات ابن سینا شکل میگیرد. منطق موجهات با فخر رازی در شرح اشارات و در منطق الملخص، خلاصه میشود، سپس به وسیلهی شمسیه کاتبی قزوینی قطعیت پیدا میکند و مبنای تدریس محافل کلاسیک آموزشی میشود». وی سپس افزود: «منطق موجهات در ادامه سیر تاریخی خود به قطب الدین رازی و خواجه نصیرالدین میرسد. نخستین بار خواجه روش ضروب را ( به خصوص در زمینه موجهات) در اساس الاقتباس به صورت جدول نشان میدهد». وی در ادامه این سنت به گسترشهای صادق شروانی، افضل الدین خونجی و در نهایت فرصت شیرازی در زمینه موجهات نیز اشاره کرد و در پایان پرسید: «آیا منطق همیشه در خدمت فلسفه بوده است؟ باید گفت در برخی از موارد منطق در خدمت علوم دیگر بوده است؛ اما در بعضی وقتها نیز خود یک دانش خاص بوده است. این موضوع در منطق موجهات بیشتر از هر عرصه دیگری به چشم میخورد. از جمله از نیکلاس رشر نقل میکنم که در زمینه موجهات تعداد ضروب به حدود30000 عدد رسیده است که نشانگر عمق مطالعات در زمینه منطق موجهات در تمدن اسلامی است». پارادوکس بوسعید، بنیان نظریه قیاس را به چالش میکشد در ادامه، دکتر مهدی عظیمی، دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران، در سخنرانی خود با عنوان «پارادوکس بوسعید؛ خودبراندازی و مصادره» به بررسی نقد ابوسعید ابوالخیر بر نظریه قیاس پرداخت. دکتر عظیمی با اشاره کوتاهی از زندگانی ابوسعید ابوالخیر ، جنین آغاز کرد: «ابوالخیر صوفی پرآوازه سده چهارم و پنجم هجری است. ابوالخیر نقد معرفت شناسانهای به قیاس همچون یک شکاک دارد که بوعلی سینا به آن پاسخ میدهد. خلاصه نقد او این است که نظریه قیاس بر ضرب اوّلِ شکلِ اوّل استوار است و این ضرب دچار دَور و مصادره است». دکتر عظیمی سپس به توضیح دربارهی این پارادوکس، به تقویت و بازسازی پارادوکس بوسعید پرداخت و با گامهای اول تا ششم، زیربنا و روبنای نظریه قیاس ـ یعنی کلّ آن را معرفت بخش ندانست. و به دنبال جواب نقصی برای پاردوکس بوسعید،؛ سخنان خود را چنین ادامه داد: «برخی از منتقدان این پارادوکس از جمله ابراهیم نوئی با استدلاهایی نظیر این که ادّعای خود براندازیِ دلیل بوسعید بر خودارجاعی استوار است و خودارجاعی باطل است. بنابراین این ادّعا بیبنیاد است، سعی در نفی پارادوکس ابوالخیر داشتهاند». وی در پایان با بیان چند سوال و پاسخ به آنها سخنان خود را ادامه داد: «آیا خودبراندازی مبتنی بر خود ارجاعی است؟ و این که آیا خودارجاعی باطل ا ست؟ آیا خودارجاعی ممتنع است؟ آیا خودارجاعی ممنوع است؟ آیا خود ارجاعی دارای ارزش سوم است؟ آیا خود ارجاعی فاقد ارزش است؟» و در پایان به نتیجه زیر اشاره کرد: «پارادوکس بوسعید خودارجاع نیست. حتی اگر خودارجاع باشد، خودارجاعی نه ممتنع است، نه ممنوع، نه دارای ارزش سوم و نه فاقد ارزش». آثار متأخر اثیرالدین ابهری نیازمند توجه بیشتر پژوهشگران است دکتر فلاحی، استاد گروه منطق مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، نیز در ارائهای با عنوان «آثار منطقی اثیرالدین ابهری» به معرفی جایگاه این منطقدان برجسته پرداخت و اظهار داشت: «اثیرالدین ابهری یکی از منطقدانان معروف و برجسته در تمدن اسلامی است که در زمان حکومت هلاکوخان و پیش از آن میزیسته است.» وی اثار منطقی ابهری را به دو دسته ی آثار جامع (18 اثر) و رسالههای منتهی الافکر، عنوان الحق، دقایق الافکار تخصصی در این باره تقسیم کرد. دسته اول، شامل آثار ترویجی و مقدماتی در حوزهی منطق و بخشی نیز به آثار پژوهشی و پیشرفته در حوزهی منطق اختصاص دارند». دکتر فلاحی، در ادامه به مقایسه متن این آثار و بیان اصالت، تفاوتها و تشابههای این رسالهها اشاره کردند و منتهی الافکار، عنوان الحق، دقایق الافکار، کشف الحقائق، خلاصۀ الافکار و تنزیل الافکار را از جمله آثار دوران پختگی اثیرالدین دانستند که باید بیشتر مورد توجه علاقمندان و محققان قرار گیرد و به بحث و تبادل نظر گذارده شود. ابنسینا منطق را به روششناسی همه علوم تبدیل کرد آخرین سخنران این نشست، دکتر محمود یوسف ثانی، دانشیار گروه مطالعات ابنسینا مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، بود که در سخنرانی خود با عنوان «منطق اوسط» به جایگاه منطق در اندیشه ابنسینا پرداخت. وی اظهار داشت: « ابن سینا از ابتدا تا پایان کار علمی خود، همواره به منطق توجه داشته است و دربارهی آن مطالب گوناگون نوشته است.» در بسیاری از آثار وی، بخشی به منطق اختصاص داشته است مانند شفا، نجات العیون، الاشارات و ... و بالاخره رسالهی مستقل وی در منطق با عنوان مختصر الاوسط فی المنطق که در این اثر، ابنسینا به مهم ترین ابواب منطق اشاره میکند. بنابراین ابنسینا در ژاندرهای مختلف در حوزهی منطق، آثاری از خود به جا گذاشته است. به قسمی که در شرح حال خودش بیان میکند که بین شانزده تا هجده سالگی شروع به مطالعهی مجدد در حوزهی فلسفه و منطق میکند و مقدمات و نتیجه هر برهانی را را استخراج کرده و تطبیق داده است که آیا آن برهان با شرایط منطقی سازگار است یا خیر. به گفتهی خودش، قریب دو سال را صرف این کار کرده است. به نظر بنده، او در جمیع علوم این کار را انجام داده است». وی سپس به تفصیل به روشهای کار ابنسینا در آثارش اشاره کرده و با مثالهای متعدد از میان متون آن را به تصویر کشید: «ابن سینا، همواره سعی داشته است تا منطق به صورت ملکه کارهای او در تمام علوم دیگر نیز ظاهر شود و در تار و پود زندگیاش حضور داشته باشد. وی حتی به آثار دیگران که با استدلالهای ضعیف و اشتباه همراه بوده است نیز، نقدهای بسیار داشته و همهی این موارد را به دلیل بیتوجهی به منطق قلمداد میکند. و کسانی که منطق را خوانده و تدریس میکنند ولی در مقام عمل به آن عمل نمیکنند را نیز مورد نکوهش قرار میدهد. از سوی دیگر تمام بخشهای منطق از جمله منطق صورت، منطق ماده و برهان به یک اندازه برای ابنسینا اهمیت داشته است». ایشان با تاکید بر این که متدولوژی تصور و تصدیق نخستین بار از سوی ابنسینا سنگ بنای همهی علوم قرار گرفت، تصریح کرد: «به گفته مرحوم دکتر حائری، ابن سینا متدولوژی علوم اسلامی را پایهگذاری کرده است. و خودش هم در منطق که به وضح و در سایر علوم نیز این موارد را کاملا تفکیک و به صورت مجزا توضیح میدهد». دکتر ثانی در پایان به چند نکته دربارهی روش کار ابنسینا و این که ابنسینا تنها کسی است که یک جمع علمی داشته است که به کار پژوهشی مشترک ترغیب و تعلیم میداده است و در این باره به چند نمونه از رسالهی مباحثات این دانشمند گرانقدر اشاره کرد. همچنین در ابتدای هر اثر خود کاملا مشخص کرده است که این نوشته مربوط به چه مخاطبانی است و غیره. سه شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ 09:38 چاپ اشتراک گذاری ias.ac.ir/fa/news/2425/ کمیسیون تاریخ علم فرهنگستان علوم تاریخ منطق میانگین امتیاز کاربران: 0.0 (0 رای) 12345 امتیاز 12345 برای امتیاز باید عدد وارد کنید ایمیل صحیح نیست ایمیل نمایش داده شود. تعداد کاراکتر باقیمانده: 500 نظر خود را وارد کنید بازخوانی بازخوانی ارسال