در شورای گروه علوم دامپزشکی فرهنگستان علوم مطرح شد؛

ضرورت بازنگری در آموزش ایمنی مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی متناسب با تحولات جهانی

ضرورت بازنگری در آموزش ایمنی مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی متناسب با تحولات جهانی
دکتر آراسب دباغ‌مقدم با تشریح روند تحول آموزش بهداشت مواد غذایی در جهان، بر ضرورت بازنگری در ساختار آموزشی، سرفصل‌های درسی و نظام تربیت نیروی متخصص در دانشکده‌های دامپزشکی ایران تأکید کرد و مجموعه‌ای از راهکارها را برای همسویی آموزش این رشته با رویکردهای نوین «ایمنی مواد غذایی» و «سلامت واحد» ارائه داد.
به گزارش روابط عمومی و اطلاع‌رسانی فرهنگستان علوم، دکتر آراسب دباغ‌مقدم، متخصص بهداشت مواد غذایی دانشگاه تهران، استادیار دانشگاه علوم پزشکی ارتش و همکار مدعو گروه علوم دامپزشکی فرهنگستان علوم، در نشست شورای گروه علوم دامپزشکی فرهنگستان علوم، سخنرانی خود را با عنوان «آموزش بهداشت مواد غذایی در دانشکده‌های دامپزشکی ایران و جهان؛ وضعیت موجود، روند جهانی و رویکرد آینده» ارائه کرد. وی در این سخنرانی ضمن مرور روندهای جهانی آموزش این رشته، وضعیت آموزش بهداشت مواد غذایی در دانشکده‌های دامپزشکی ایران را با الگوهای بین‌المللی مقایسه و پیشنهادهایی برای اصلاح ساختار آموزشی این حوزه مطرح کرد.

 

دکتر دباغ‌مقدم مطالب خود را در چهار بخش شامل «اهمیت ایمنی مواد غذایی و اهداف سخنرانی»، «فرگشت (تکامل) رشته بهداشت مواد غذایی»، «مقایسه آموزش بهداشت مواد غذایی در دوره دکترای حرفه‌ای دامپزشکی ایران و جهان» و «تحصیلات تکمیلی در رشته بهداشت (ایمنی) مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی» ارائه کرد و در پایان نیز پیشنهادها و راهکارهایی را برای اصلاح آموزش این رشته در کشور برشمرد.

 

بخش اول | اهمیت ایمنی مواد غذایی و اهداف سخنرانی
دکتر دباغ‌مقدم در نخستین بخش سخنان خود به اهمیت ایمنی مواد غذایی پرداخت و اظهار داشت: بیماری‌های غذازاد، سالانه میلیون‌ها نفر را بیمار می‌کنند و به‌عنوان یکی از نگرانی‌های عمده بهداشت مواد غذایی مطرح هستند. وی افزود: ایمنی مواد غذایی یکی از پایه‌های امنیت غذایی است و با توجه به گسترش روزافزون تجارت بین‌المللی غذا، اهمیت آن بیش از گذشته افزایش یافته است. همچنین ایمنی مواد غذایی، بخش مهم و کلیدی مفهوم «سلامت واحد» را تشکیل می‌دهد.

 

وی درباره اهداف این سخنرانی گفت: در این ارائه، مدل‌های بین‌المللی آموزش بهداشت مواد غذایی مرور می‌شوند، وضعیت آموزش این رشته در دانشکده‌های دامپزشکی ایران با روندهای جهانی مقایسه می‌شود و جهت‌گیری آینده آموزش بهداشت مواد غذایی در دانشکده‌های دامپزشکی ایران مورد بحث قرار می‌گیرد.

 

بخش دوم | فرگشت (تکامل) رشته بهداشت مواد غذایی
دکتر دباغ‌مقدم در بخش دوم سخنان خود با اشاره به روند تحول رشته بهداشت مواد غذایی، ابتدا به جایگاه دامپزشکان در حوزه ایمنی مواد غذایی پرداخت و گفت: دامپزشکان در حوزه‌های سلامت دام، بیماری‌های زئونوز (قابل انتقال بین حیوان و انسان)، بازرسی گوشت، رویکرد «مزرعه تا چنگال» و بهداشت عمومی، نسبت به رشته‌های علوم و صنایع غذایی و تغذیه از توانمندی بیشتری برخوردار هستند، در حالی که مهندسان علوم و صنایع غذایی در زمینه فرآوری مواد غذایی، واحدهای درسی بیشتری را می‌گذرانند.

 

وی ادامه داد: مهم‌ترین تغییری که در روند این رشته رخ داده، تغییر عنوان «بهداشت مواد غذایی» به «ایمنی مواد غذایی» از دهه ۱۹۹۰ میلادی و ادغام آن از سال ۲۰۱۰ به بعد در حوزه‌های «بهداشت عمومی دامپزشکی»، «سلامت جمعیت» و «سلامت واحد» بوده است.

 

دکتر دباغ‌مقدم تأکید کرد: این تحول تنها به تغییر نام رشته محدود نمی‌شود، بلکه رویکرد آموزشی آن نیز دگرگون شده است؛ به‌گونه‌ای که در بهداشت مواد غذایی، تمرکز بر بازرسی مواد غذایی و بهداشت محیط است، در حالی که در ایمنی مواد غذایی، پیشگیری از مخاطرات و اجرای نظام HACCP محور اصلی آموزش محسوب می‌شود و در رویکرد سلامت واحد نیز سلامت انسان، حیوان و محیط زیست به‌صورت یکپارچه مورد توجه قرار می‌گیرد.

 

وی افزود: این تغییرات سبب شده است دامنه فعالیت، پرسش‌های اصلی و ابزارهای این رشته نیز دگرگون شود و حتی نام گروه‌های آموزشی دانشکده‌های دامپزشکی در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان تغییر کند. به عنوان نمونه، در دانشگاه اوترخت هلند، نام گروه آموزشی به «علوم سلامت جمعیت» تغییر یافته و بهداشت عمومی دامپزشکی و ایمنی مواد غذایی در زیرمجموعه آن قرار گرفته است.

 

دکتر دباغ‌مقدم در ادامه با انتقاد از وضعیت موجود در ایران اظهار داشت: «متأسفانه در ایران، بعد از تأسیس رشته تخصصی بهداشت مواد غذایی در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴، نه در عنوان رشته و نه در نام دپارتمان‌های آموزشی این رشته در دانشکده‌های دامپزشکی و نه در رویکرد آموزشی این رشته، هیچ تغییر اساسی و مؤثری رخ نداده است و از آن بدتر اینکه به دلایل اداری ابلاغی از وزارت علوم که دانشکده‌های دامپزشکی را فقط دارای پنج دپارتمان آموزشی تعریف کرده است، گروه‌های بهداشت مواد غذایی در تعدادی از دانشکده‌های دامپزشکی با گروه آبزیان، گروه میکروب‌شناسی و امثال آن ادغام شده‌اند که کاملاً خلاف روند جهانی آموزش این رشته است.»

 

بخش سوم | مقایسه آموزش بهداشت مواد غذایی در دوره دکترای حرفه‌ای دامپزشکی ایران و جهان
دکتر دباغ‌مقدم در بخش سوم سخنان خود به مقایسه آموزش بهداشت مواد غذایی در دوره دکترای حرفه‌ای دامپزشکی (DVM) در ایران و جهان پرداخت و ابتدا نحوه پذیرش دانشجویان دامپزشکی در ایران، اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی را مورد بررسی قرار داد.

 

وی اظهار داشت: در ایران و اغلب کشورهای اروپایی، پذیرش دانشجوی دامپزشکی از میان فارغ‌التحصیلان دبیرستان انجام می‌شود، در حالی که در آمریکای شمالی، ورود به دوره دکترای حرفه‌ای دامپزشکی معمولاً پس از اخذ مدرک کارشناسی در یکی از رشته‌های علوم زیستی امکان‌پذیر است. بر همین اساس، طول دوره دکترای حرفه‌ای دامپزشکی در ایران و بیشتر کشورهای اروپایی حدود پنج تا شش سال و در آمریکای شمالی حدود هفت تا هشت سال است.

 

وی با اشاره به اهمیت این تفاوت در طراحی برنامه‌های آموزشی گفت: اگر در تدوین عناوین دروس و تعداد واحدهای دوره دکترای حرفه‌ای دامپزشکی، الگوی دانشکده‌های دامپزشکی آمریکای شمالی مدنظر قرار گیرد، باید توجه داشت که دانشجویان آن کشورها پیش از ورود به دوره دامپزشکی، یک دوره کارشناسی علوم زیستی را پشت سر گذاشته‌اند و به همین دلیل، از تسلط بیشتری بر علوم پایه زیست‌پزشکی (بیومدیکال) برخوردار هستند.

 

دکتر دباغ‌مقدم در ادامه، آموزش حوزه بهداشت مواد غذایی در دانشکده‌های دامپزشکی ایران را با دانشگاه‌های اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی مقایسه کرد و اظهار داشت: ایران در آموزش سنتی بهداشت مواد غذایی، بازرسی گوشت و شیر و میکروب‌شناسی مواد غذایی در سطح «قوی» قرار دارد و در آموزش بهداشت عمومی دامپزشکی، اپیدمیولوژی و نظام‌های مراقبت (سورویلانس) در سطح «متوسط» ارزیابی می‌شود.

 

به گفته وی، در مقابل، آموزش موضوعاتی مانند HACCP، مدیریت و سامانه‌های ایمنی مواد غذایی، ارزیابی و تجزیه و تحلیل خطر، سلامت واحد، رویکرد زنجیره غذا از مزرعه تا چنگال، قوانین و مقررات مواد غذایی، استانداردهای بین‌المللی مواد غذایی، رهبری، ارتباطات و آموزش‌های عملی صنعت غذا، در دانشکده‌های دامپزشکی ایران ضعیف و محدود است.

 

وی تأکید کرد: این وضعیت موجب شده است صلاحیت‌ها و شایستگی‌های دانش‌آموختگان دکترای دامپزشکی ایران در حوزه بهداشت مواد غذایی و بهداشت عمومی، با همتایان آنان در کشورهای پیشرفته تفاوت قابل توجهی داشته باشد و به تعبیری از روندهای جهانی عقب بماند.

 

دکتر دباغ‌مقدم در پایان این بخش خاطرنشان کرد: در سطح جهان، سه دانشگاه برتر در زمینه آموزش «ایمنی مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی» به‌ترتیب دانشکده سلطنتی دامپزشکی (رویال وتری‌نری کالج) انگلستان، دانشگاه اوترخت هلند و دانشگاه زوریخ سوئیس هستند.

 

بخش چهارم | تحصیلات تکمیلی در رشته بهداشت (ایمنی) مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی
دکتر دباغ‌مقدم در بخش چهارم سخنان خود، به بررسی وضعیت تحصیلات تکمیلی این رشته در جهان پرداخت و اظهار داشت: در نظام آموزش دامپزشکی جهان، سه مسیر اصلی برای ادامه تحصیل در رشته بهداشت (ایمنی) مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی وجود دارد.

 

وی با تشریح مسیر نخست، یعنی دکترای عمومی دامپزشکی به PhD، گفت: این مسیر برای تربیت پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه مناسب است و علاوه بر دامپزشکان، فارغ‌التحصیلان رشته‌های مرتبط با بهداشت مواد غذایی از جمله علوم و صنایع غذایی، بهداشت عمومی، بهداشت محیط و اپیدمیولوژی نیز می‌توانند در آن شرکت کنند. وی با مقایسه رشته‌های مجاز ورود به این دوره در ایران و سایر کشورها، اظهار داشت که به نظر می‌رسد در ایران رشته‌های قابل ورود به این دوره به‌درستی تعریف نشده‌اند؛ به‌گونه‌ای که برخی رشته‌های مرتبط مجاز نیستند، اما برخی رشته‌های دیگر مجاز شناخته شده‌اند.

 

دکتر دباغ‌مقدم مسیر دوم را دکترای عمومی دامپزشکی به دوره‌های کارشناسی ارشد تخصصی مانند MVPH یا MPH و سپس PhD عنوان کرد و گفت: این مسیر نیز به تربیت پژوهشگران و اعضای هیئت علمی با درک و تسلط بیشتر بر مفاهیم علمی منجر می‌شود.

 

وی درباره مسیر سوم، یعنی دستیاری (رزیدنسی)، اظهار داشت: این مسیر با اخذ آزمون بورد تخصصی به پایان می‌رسد و مسیر واقعی رسیدن به تخصص محسوب می‌شود. به گفته وی، این دوره برای افرادی مناسب است که قصد دارند به‌عنوان دامپزشک متخصص در سازمان دامپزشکی کشور، صنعت غذا، وزارت بهداشت و سایر حوزه‌های اجرایی فعالیت کنند و به دلیل عملی بودن آموزش‌ها و گذراندن روتیشن در بخش‌های مختلف، کارایی بیشتری برای این حوزه‌ها دارد.

 

دکتر دباغ‌مقدم در ادامه با اشاره به وضعیت آموزش تحصیلات تکمیلی در ایران اظهار داشت: آنچه در مقطع تحصیلات تکمیلی رشته بهداشت مواد غذایی در ایران تدریس می‌شود، عملاً تابع هیچ‌یک از اصول آموزشی استاندارد در سطح جهانی نیست و ترکیبی از دوره PhD و دستیاری با ویژگی‌هایی است که به گفته وی، موجب کاهش کارایی و شایستگی دانش‌آموختگان این رشته شده است.

 

وی در تشریح این موضوع، به مواردی از جمله نبود هیئت بورد تخصصی ملی برای سیاست‌گذاری این رشته، تفاوت برنامه‌های آموزشی دانشکده‌های دامپزشکی کشور، فاصله سرفصل‌های مصوب با مفاهیم نوین آموزش ایمنی مواد غذایی، تفاوت ساختار آزمون‌ها با الگوهای بین‌المللی، کم‌رنگ بودن آموزش‌های عملی و روتیشن، نبود نظارت بر موضوع پایان‌نامه‌ها و نیز نقش محدود نهادهای صنفی در تعیین صلاحیت‌ها و اعتباربخشی آموزشی اشاره کرد.

 

بخش چهارم | بررسی وضعیت تحصیلات تکمیلی در رشته بهداشت (ایمنی) مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی
دکتر دباغ‌مقدم در بخش چهارم سخنان خود به بررسی وضعیت تحصیلات تکمیلی رشته بهداشت (ایمنی) مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی در جهان پرداخت و اظهار داشت: در نظام آموزش دامپزشکی جهان، سه مسیر اصلی برای ادامه تحصیل در این رشته وجود دارد.

 

وی با تشریح مسیر نخست، یعنی دکترای عمومی دامپزشکی به PhD، گفت: این مسیر برای تربیت پژوهشگر و عضو هیئت علمی دانشگاه مناسب است. در این مسیر، علاوه بر دامپزشکان، فارغ‌التحصیلان رشته‌های مرتبط با بهداشت مواد غذایی از جمله علوم و صنایع غذایی، بهداشت عمومی، بهداشت محیط، اپیدمیولوژی و سایر رشته‌های مرتبط نیز امکان ورود دارند. دکتر دباغ‌مقدم با مقایسه رشته‌های مجاز برای ورود به این دوره در ایران و سایر کشورها، اظهار داشت که به نظر می‌رسد در ایران رشته‌های قابل ورود به این دوره به‌درستی تعریف نشده‌اند؛ به‌گونه‌ای که رشته‌های کارشناسی ارشد بهداشت عمومی، بهداشت محیط و اپیدمیولوژی مجاز به ورود نیستند، اما در مقابل برخی رشته‌ها مانند شیمی، زیست‌شناسی (به‌جز گرایش گیاهی) و آبزیان مجاز شناخته شده‌اند.

 

وی مسیر دوم را دکترای عمومی دامپزشکی به دوره‌های کارشناسی ارشد تخصصی مانند MVPH یا MPH و سپس PhD عنوان کرد و گفت: این مسیر نیز به تربیت پژوهشگران و اعضای هیئت علمی با درک و تسلط بیشتر بر مفاهیم علمی منجر می‌شود.

 

دکتر دباغ‌مقدم درباره مسیر سوم، یعنی دستیاری (رزیدنسی)، اظهار داشت: این مسیر با اخذ آزمون بورد تخصصی به پایان می‌رسد و در واقع مسیر اصلی رسیدن به تخصص به شمار می‌رود. وی افزود: این دوره برای افرادی مناسب است که قصد دارند به‌عنوان دامپزشک متخصص در سازمان دامپزشکی کشور، صنعت غذا، وزارت بهداشت و سایر حوزه‌های اجرایی فعالیت کنند و به دلیل برخورداری از آموزش‌های عملی و روتیشن در بخش‌های مختلف از جمله صنعت غذا و آزمایشگاه‌های مرجع، کارایی بیشتری برای این حوزه‌ها دارد.

 

وی در ادامه با اشاره به وضعیت آموزش تحصیلات تکمیلی این رشته در ایران اظهار داشت: آنچه در مقطع تحصیلات تکمیلی رشته بهداشت مواد غذایی تدریس می‌شود، عملاً تابع هیچ‌یک از اصول آموزشی استاندارد در سطح جهانی نیست و ترکیبی از دوره PhD و دستیاری با ویژگی‌هایی است که موجب کاهش کارایی و شایستگی دانش‌آموختگان این رشته شده است.

 

دکتر دباغ‌مقدم در تشریح این موضوع، نبود هیئت بورد تخصصی ملی برای سیاست‌گذاری این رشته را از جمله چالش‌های موجود برشمرد و اظهار داشت: در حالی که در اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی هیئت‌های بورد تخصصی مسئول سیاست‌گذاری آموزش این رشته هستند، در ایران چنین ساختاری تعریف نشده و همین موضوع موجب پراکندگی و تفاوت در برنامه‌های آموزشی دانشکده‌های دامپزشکی کشور شده است. وی همچنین به تفاوت برنامه‌های آموزشی دانشکده‌های مختلف کشور و تعریف گرایش‌ها و دروس بر اساس امکانات و اعضای هیئت علمی هر دانشکده اشاره کرد.

 

وی همچنین اظهار داشت: در سرفصل‌های مصوب دوره PhD این رشته، مفاهیم جدید و بین‌المللی حوزه ایمنی مواد غذایی و بهداشت عمومی دامپزشکی جایگاه مناسبی ندارند و بسیاری از دروس دوره دکترای عمومی با عنوان «پیشرفته» در مقطع PhD تکرار می‌شوند، در حالی که موضوعاتی مانند ایمنی غذایی پیشرفته، بهداشت عمومی دامپزشکی پیشرفته، ارزیابی خطر کمی، کدکس الیمنتاریوس، اعتباربخشی و صحت‌سنجی HACCP، مقاومت ضدمیکروبی، پایش بیماری‌های غذازاد، اقتصاد دامپزشکی، ارتباطات بحران، قوانین مواد غذایی، ایمنی مولکولی مواد غذایی، ارتباطات خطر و GIS در اپیدمیولوژی در این دوره آموزشی جایگاهی ندارند.

 

دکتر دباغ‌مقدم در ادامه با اشاره به تفاوت ساختار آزمون‌های تخصصی در ایران و جهان، اظهار داشت: دوره PhD در جهان فاقد آزمون بورد است و آزمون بورد به دوره دستیاری اختصاص دارد، در حالی که در ایران آزمون جامع در مقطع PhD برگزار می‌شود و با فلسفه آزمون بورد که شامل ارزیابی جامع عملکرد دانشجو در پایان دوره تخصصی است، تفاوت دارد.

 

وی همچنین به تفاوت ساختار آموزش عملی در دوره‌های تخصصی اشاره کرد و گفت: در دوره‌های دستیاری جهان، بخش عمده آموزش به‌صورت روتیشن عملی انجام می‌شود، اما در ایران آموزش‌های نظری سهم بیشتری دارند و روتیشن عملی در دوره‌های دستیاری و همچنین دوره PhD جایگاه مناسبی ندارد. وی افزود: در مقطع PhD نیز آموزش‌های عملی عمدتاً به واحدهای آزمایشگاهی محدود شده و آموزش در محیط‌های واقعی مانند صنایع غذایی، آزمایشگاه‌های مرجع، کشتارگاه‌ها و سازمان دامپزشکی پیش‌بینی نشده است.

 

دکتر دباغ‌مقدم در ادامه، نبود نظارت تخصصی بر پایان‌نامه‌های این رشته را از دیگر چالش‌ها دانست و اظهار داشت: بخشی از پایان‌نامه‌های ارائه‌شده با مسائل روز حوزه بهداشت مواد غذایی و حتی با این رشته ارتباط مستقیمی ندارند و موضوعاتی مانند ارزیابی خطر، پایش زنجیره غذا، سلامت واحد و سیاست‌گذاری غذا کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

 

وی در پایان این بخش، نقش جوامع صنفی از جمله سازمان نظام دامپزشکی و جامعه دامپزشکان ایران را در تعیین صلاحیت‌های حرفه‌ای و اعتباربخشی آموزشی کمرنگ ارزیابی کرد و با اشاره به تجربه کشورهای پیشرفته، بر ضرورت ایفای نقش فعال‌تر این نهادها در نظام آموزش دامپزشکی تأکید کرد.
سه شنبه ۶ اَمرداد ۱۴۰۵
13:34
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید