به گزارش روابط عمومی و اطلاع رسانی فرهنگستان علوم، دکتر محمدرضا مخبر دزفولی، رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران در نشست گفتمان« فردای ایران» مؤسسه اطلاعات با نگاهی به مسیر توسعه علم و فناوری در ایران و دستاوردهایی که در نتیجه همت و استعداد دانشمندان این سرزمین در دوران پس از انقلاب اسلامی حاصل شدهاست به چالشها و بحرانهای پیش رو، راهحلها و راهبردهایی که مغفول ماندهاند و افقی که باید مد نظر باشد را تببین کرد و علم و فناوری را راه تحقق «ایران قوی» دانست. از کجا به اینجا رسیدیم؟ دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: بحث درباره وضعیت علم و فناوری در کشور را میخواهم با اشاره به باور شخصی خودم شروع کنم؛ این که ما باید قبل از هر اظهار نظری بدانیم که کجا بودهایم و از کجا شروع کردهایم و الان در چه نقطهای قرار داریم تا بتوانیم برای آینده گامهای درستی برداریم. ما نقطه شروع را پیروزی انقلاب اسلامی در نظر میگیریم و داشتههای علمیمان در آن زمان را مد نظر میآوریم. از همان ابتدای دوران پیروزی انقلاب، امام خمینی (ره) فرمودند که دانشگاه مهم است. چند سال بعد در یک جلسه فرمودند که جنگ تمام میشود؛ آنچه مهم است، دانشگاه است. امام خامنهای شهید نیز پس از تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی در فاصله سالهای ۵۹ تا ۶۳، پیشنهاد دادند که شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شود و رئیسجمهوری و رؤسای دو قوه دیگر و وزرا همه عضو این شورا شوند. به نظر من این همه تأکید و دوراندیشی در راستای ساخت ایران قوی و طراحی یک مدل در این زمینه بودهاست. در ابتدای پیروزی انقلاب، ما ۱۷۸ هزار دانشجو داشتیم؛ امروز که من با شما صحبت میکنم حتی با وجود صندلی خالی و کاهش نرخ دانشجو، ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار دانشجو داریم. قبل از انقلاب از هر ۲۰ نفر داوطلب ورود به دانشگاه، یک نفر میتوانست دانشجو شود. امروزه از هر دو نفر یک نفر وارد دانشگاه میشود. سال ۵۷، ما در کل کشور حدود ۲۵ دانشگاه جامع داشتیم. در حال حاضر حدود ۴۰۰ دانشگاه جامع در کشور فعالیت میکنند. در ابتدای انقلاب، حدود ۵۰۰۰ عضو هیأت علمی داشتیم. امروزه با وجود مهاجرت بسیاری از استادان، بیش از ۹۰ هزار عضو هیأت علمی داریم. همچنین تا پیش از سال ۱۳۵۷در تمامی مراکز استنادی جهان، حدود ۳۰۰ مقاله از ایران یافت میشد؛ حال آن که در مقطع کنونی بیش از ۸۰ هزار مقاله ISI و مستند علمی از دانشمندان ایران چاپ شدهاست. این اعداد بسیار قابل تأمل هستند؛ زیرا فقط یک کمیت را نشان نمیدهند. به یک مسیر اشاره دارند. سهم ما از تولید علم جهانی در اوان پیروزی انقلاب، ۰.۰۳ درصد بودهاست. حتی تا زمان جنگ ایران و عراق، این عدد را گاهی به اشتباه (و بهدلیل اشتراک حروفی اسم ایران و عراق در لاتین) بهصورت مشترک با عراق برمیشمردند، امروز اما با این که فقط یک درصد جمعیت جهان را شامل میشویم اما ۲ درصد تولید علم جهان از ایران است. ایران قوی قطعا در امتداد همین مسیر شکل میگیرد. جایگاه علم و فناوری در ایران دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: یکی از شاخصهای قدرت جهانی داشتن این است که در نماگرها و رقابتهای بینالمللی حاضر باشیم و بتوانیم خودمان را نشان دهیم. به مدد همین اتفاق، امروزه چندین کشور متقاضی تکنولوژیها و فناوریهای ایران هستند؛ زیرا در حوزههای زیستفناوری، فناوری نانو، سلولهای بنیادی، پیوندهای پیچیده اعضا، صنایع دفاعی و داروسازی در رتبههای ۵ تا ۱۵ جهان هستیم. در حوزه نانو، شرکتهای فعال در کشور سالانه بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان (۱۰۰ همت) درآمد دارند و داروهای نوترکیب و نانوداروها مستقیما به سلولهای هدف هدایت میشوند. همچنین در ساخت سانتریفیوژها، موشکهای نقطهزن و تجهیزات پیچیده، مهندسان و دانشمندان داخلی کشور به سطحی از توانمندی رسیدهاند که کشورهای خارجی متقاضی این فناوریها هستند. در حوزه پزشکی نیز ربات جراح «سینا» بسیار مشهور و معتبر شدهاست. این اتفاق یعنی مسئولان کشور به این نتیجه رسیدهاند که قدرت و توانمندی واقعی در توسعه علم و فناوری و سرریز آن در امنیت غذایی، انرژی، رفاه اجتماعی و ... است. به بیان دیگر ما با همین باور از مقام مصرفکننده علم به مقام تولیدکننده علم رسیدهایم و اذعان داریم که تولیدکنندگی علم و داشتن فناوریهای پیشرفته و انواع نوآوریهای جدید، برای قدرتمند شدن کفایت نمیکند. ما باید علم اثرگذار داشته باشیم و دانش ما قوت خودش را در غلبه بر مشکلات و ارائه راهحلها نشان دهد. یکی از گامهای بزرگی که در این مسیر برداشتهایم، وصل کردن جریان دانشی کشور (حوزه علم و دانشگاه) به صنعت از مسیر شرکتهای دانشبنیان است. سهم اندک پژوهش از اقتصاد ملی دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: سهم پژوهش و توسعه (R&D) از تولید ناخالص داخلی کشور (GDP) همواره حدود ۰.۵تا ۰.۸درصد بوده که بسیار اندک و غیرقابل قبول است و طبق رهنمودهای ابلاغی رهبر شهید باید به ۳ تا ۴ درصد برسد. همچنین با وجود کاهش GDP اسمی کشور به محدوده ۴۷۰ تا ۴۸۰ میلیارد دلار، سهم شرکتهای دانشبنیان حدود ۱ درصد (معادل ۵ تا ۶ میلیارد دلار) است که این رقم بههیچوجه متناسب با رتبه علمی کشور نیست. تعداد اسمی شرکتهای دانشبنیان نیز ۱۰ هزار اعلام میشود ولی تعداد مؤثر و فعال واقعی آنها حدود ۶ هزار شرکت است. این درحالی است که شرکتهای دانشپایه، صادرات دانشبنیان هم دارند و میتوانیم در این زمینه سرمایهگذاریهای کلان بکنیم. کمکاری رسانهها در اطلاعرسانی از موفقیتها دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: برای حل این معضلات ما باید بسیار جدی و مصمم تصمیم بگیریم. نیروی انسانی ما مزیت نسبی ماست و با وجود این که سهم تحقیق و توسعه و پژوهش از GDP از اول انقلاب تا الآن همیشه زیر یک درصد بوده، پول کافی برای تأمین تجهیزات خرج نکرده ایم و با وجود همه سختیها و نقصانها، به قول یک مؤسسه علمسنجی کانادایی، دستاورد و ماحصل فناوری ما غیر قابل باور و شگفتانگیز است. من از وضعیت بازتاب این موضوع از رسانهها چه رسانه ملی چه سایر رسانههای صوتی و تصویری و مکتوب گلایه دارم که چرا در بازتاب این توانمندیها به اندازهای که در بازنمایی ضعفها همت دارید، تلاش نمیکنید؟ چرا سطح پیشرفت و توسعه ما تا از زبان خارجیها تأیید نشود، مورد قبول واقع نمیشود؟ چرا صدا و سیما در روایت پیشرفت ایران بعد از انقلاب بهویژه با محوریت علم و فناوری نقشآفرینی نمیکند؟ چطور برای تبلیغ در سایر بخشها بلافاصله شورا تشکیل میدهند و پول خرج میکنند، اما برای معرفی دانشمندان، ارادهای نیست؟ آیا پیشرفت ما در حوزه پزشکی و توانمندی ما در بخش سلامت در منطقه در مقایسه با وضعیت ما قبل از انقلاب با آن همه پزشک فیلیپینی و پاکستانی و بنگلادشی و هندی، ارزش روایت کردن و اطلاعرسانی و تبلیغ ندارد؟ چرا آمار مرگ و میر مادران قبل از انقلاب و میزان افزایش امید به زندگی از پنجاه و چند سالگی به ۷۸ سالگی در حال حاضر، به اندازه کافی توسط رسانهها مورد توجه قرار نمیگیرد؟ یونسکو کشورها را بر اساس میانگین سنی و امید به زندگی افراد به چهار دسته تقسیم میکند که در بالاترین رده آن شامل ۵۰ کشور در مناطق اسکاندیناوی و آمریکای شمالی و اروپای غربی، این عدد ۸۰ سالگی است. از این لحاظ ما به کشورهای بسیار پیشرفته نزدیک هستیم. نکته بسیار قابل توجه دیگر، دسترسی زنان ما به آموزش عالی است. حتی ۹۹درصد واجب التعلیمهای ما به مدرسه میروند. این در حالی است که قبل از انقلاب از هر ۱۰۰ نفر در جمعیت۶سالههای ما، ۵۰ نفر به مدرسه میرفتند و ۵۰ نفر دیگر محروم از تحصیل بودند. اکنون نرخ باسوادی زنان از حدود ۱۵ درصد در دهه ۳۰ و ۳۵ درصد در آستانه انقلاب، به حدود ۸۸ تا ۹۰ درصد رسیده و نزدیک به ۳۰ درصد بانوان کشور تحصیلات عالیه دانشگاهی دارند که دستاورد بسیار باارزشی است. همچنین مجموع نرخ باسوادی زن و مرد در اوایل انقلاب ۴۴ درصد بوده و امروز به ۸۸ درصد نزدیک شدهایم و طبق استاندارد جهانی وقتی به بالاتر از ۹۰ درصد برسیم میتوانیم جشن ریشهکنی بیسوادی را با افتخار برگزار کنیم. برای رسیدن به این عدد، رسانهها نقش مهمی دارند و میتوانند با آگاهی بخشی عمومی، نه تنها مانع ریزش و ترک تحصیل و فرار از تحصیل بشوند؛ بلکه برای باسوادی بهمعنای امروزی آن که داشتن توانمندیهای فنی و مهارتهای تخصصی در کنار مدرک تحصیلی است فرهنگسازی کنند. نگاه توحیدی به علم و توسعه علوم نوین دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: از دیدگاه علامه عبدالله جوادی آملی، هرگونه کشف حقیقت در علوم گوناگون، کشف فعل خداوند است و اگر پژوهشگر نگاه موحدانه داشته باشد، دانش او علم توحیدی است. این دیدگاه در سابقه مباحثات دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی با علما در آغاز دهه ۸۰ بسیار پررنگ بودهاست و بر همین اساس، علوم نانو، زیستفناوری، فناوری اطلاعات و علوم شناختی، در پیوند با یکدیگر و در خدمت زندگی، سلامت و تعالی جامعه انسانی تبیین شدند. حضور و غیاب این دیدگاه، در تفاوت الگوی پیشرفت موشکی با وضعیت معیشت و خودروسازی نیز ملموس است. موفقیت چشمگیر کشور در صنایع دفاعی ناشی از ایمان، اعتقاد و پشتوانه قوی در این حوزه است و همین امر به آن قدرت بخشیده است. اگر توانستهایم در عرصه موشکی به مرحله نقطهزنی برسیم، باید با همان الگو در حوزه معیشت و مشکلات عینی مردم نیز نقطهزن عمل کنیم. ما باید از خودمان بپرسیم چرا در صنعت خودرو موفق نیستیم؟ چرا به متخصصان و دانشمندان داخلی اجازه داده نمیشود گرههای این صنعت را باز کنند؟ برای حل این دست مسائل به بازنگری و تصمیمگیری در حوزههای مدیریتی کلان کشور نیاز داریم. تضمین آینده با افزایش سهم فناوری از GDP دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: آینده علم و فناوری ایران در امتداد همین روندی است که ترسیم کرده ایم؛ مسیری پر از موفقیت در گذار از مصرفکننده به تولیدکننده علم و البته در پی رسیدن به دانش اثرگذار در زندگی بشریت. تا رسیدن به این مرحله راه زیادی داریم و باید برنامهریزی کنیم. در نگاه به آینده، هرگز نباید این موفقیتهای چشمگیر را نادیده بگیریم. همانطور که گفته شد، ما در تکنولوژی زیستفناوری، جزو ۱۵ کشور برتر به لحاظ تولید محصول هستیم؛ بهویژه در تولید داروهای پیشرفته با فناوری نانو و سالانه بالای ۱۰۰ همت در این بخش، ثروتآفرینی داریم. در عین حال در بخشهایی هم بسیار ضعف داریم، مثلا پایین بودن ضریب نفوذ فناوری در بخش کشاورزی یک آسیب راهبردی است و در حالی که کشاورزی ۱۴ تا ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده، نفوذ علم و فناوری در این حوزه زیر ۱۰ درصد است. کشور سالانه ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار صرف واردات نهادهها و خوراک دام میکند و ۹۴ درصد روغن خوراکی مورد نیاز از خارج وارد میشود. راندمان برداشت گندم دیم (حدود ۲ تن) و آبی (۳ تا ۴ تن در هکتار) ما در مقایسه با مصر که به ۷ تن در هکتار رسیده، بسیار هشدار دهنده است و نخبگان و مؤسسات فناور باید هرچه سریعتر برای اصلاح زنجیره تولید غذا وارد میدان شوند. همزمان که در دنیا کشاورزی هوشمند و رباتیک اجرا میشود، ما دیگر نباید با کشت سنتی، محصول بهعمل آوریم و میلیاردها دلار ضرر بدهیم و عدهای نیز از این وضعیت سود ببرند! ما باید در این زمینه هوشیار شویم و ارزها را در مسیر دقیق و درست مصرف کنیم و میان خوداتکایی و خودبسندگی تفاوت بگذاریم. منظور ما این نیست که درهای کشور را به روی تعاملات ببندیم و هیچ محصولی وارد نکنیم و فکر کنیم هر چه لازم داریم را باید خودمان تولید کنیم و آینده هم چنین خواهد بود؛ اتفاقا به عکس باید در یک بده بستان درست با حفظ منافع ملی، برای مسائل کشور گرهگشایی بکنیم و حتی با شجاعت تمام در زمینه دانش و فناوریهای جدید، انواع آموزشها و رشتههای نوین را جایگزین سرفصلهای ناکارآمد و زمان گذشته بکنیم. همچنانکه چین ۱۱ رشته آموزشی را حذف و انواع رشتههای جدید که روی سبک زندگی و ساخت جامعه تأثیر میگذارند، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی و کوآنتوم و ... راهاندازی کردهاست. بچههای المپیادی بهصراحت از ما خواستهاند که این رشتههای جدید را در دانشگاهها دایر کنیم و من هم قول دادهام که این خواسته آنان را پیگیری کنم و دیوارهای متصلب در گروههای آموزشی را از پیش پای آنان بردارم. شعار ما در فرهنگستان علوم، « همه با هم برای ایران قوی» است. برای تحقق این شعار، باید نیروی انسانی نخبه و دانشجو و جوان با انواع استانداردهای مهارتی تربیت بکنیم که بتواند فعالیت کند و بیکار نماند. همزمان باید سیستم بازار کار استاندارد و متناسب این جوانان شود. مثلا در حالی که دنیا به سمت انرژیهای پاک و حذف منابع فسیلی میرود از نفت خام فروشی فاصله بگیریم و با وجود این همه نیروی انسانی متخصص، به سمت تولید انواع انرژیهای جایگزین برویم. کشور ما بیش از ۳۰۰ روز آفتابی دارد و با وجود چنین ظرفیت عظیم برای تولید انرژی خورشیدی، وابستگی مفرط به سوختهای فسیلی و خامفروشی بسیار نادرست است. حتی پیشنهاد ساخت نیروگاههای خورشیدی ابتدا با مخالفت برخی اقتصاددانان سنتی به بهانه هزینهبر بودن مواجه شد؛ البته در نهایت با پیگیریهای انجامشده و پذیرش رئیسجمهوری، طرح تولید ۳۰ هزار مگاوات برق پاک در دستور کار قرار گرفت که تاکنون حدود ۷ هزار مگاوات آن محقق شده است و ظرفیت ارتقای آن تا ۵۰ الی ۶۰ هزار مگاوات وجود دارد. ما در فرهنگستان علوم، حتی جریان علم و دانشگاه را مورد بازنگری قرار دادهایم؛ زیرا در ۲۰ سال آینده، دانشگاه، استاد، دانشجو و سرفصلهای آموزشی اصلا ساختار امروزی را نخواهند داشت. بهجای استادی که فقط مدرک دانشگاهی دارد، افرادی از شرکتهای بزرگ و غول های صنعتی دنیا تدریس خواهند کرد تا خروجی دانشگاه همان نیروی متخصصی باشد که او نیاز دارد و دانشی که در دانشگاه آموخته را بتواند وارد مرحله تولید کند. حال ما کجای این مسیر هستیم؟ وقت آن نرسیدهاست که بر اساس داشتهها و نیازهای خودمان، از دانشمند هر حوزه بخواهیم یک نسخه کارآمد طراحی کند؟ مشروط به این که از راهکار ارائه شده نهایی برای حل مسائل استفاده شود و به ظرفیت داخلی و ضریب هوشی دانشمندان نخبهمان اعتماد بکنیم. اگر میخواهیم پیشرفت کنیم و به ایران قوی برسیم، یک گذرگاه بیشتر نداریم و آن هم مسیر علم و فناوری است. اگر بتوانیم سهم علم و فناوری و تحقیق و توسعه را از تولید ناخالص داخلی (GDP) به فرموده رهبر شهید به ۴ درصد برسانیم، برنده آینده خواهیم بود. کار عملی بهجای تولید مقاله دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: دانشمندان این کشور سانتریفیوژ ساخته اند، موشک نقطهزن ساختهاند، در پیوند اعضا جزو بهترینهای دنیا شدهاند و ... ؛ مسلم است که باید این دانشمندان را قدر بدانیم تا «ایران قوی»، محقق شود؛ تا با افزایش ضریب علم و فناوری در اقتصاد و کشاورزی و سایر حوزهها، معیشت و رفاه مردم، بهتر و امنیت غذایی تضمین شود، تا خلق ثروت در دستور کار باشد و ایده و دانش فنی وارد سیستم تجاری شود. تا وقتی این گونه نباشد، با این که روزانه ۱۰ میلیون تن تولید شیر داریم ولی سهم دانش آموزان به روزی یک لیوان نمیرسد. این در حالی است که در ژاپن با این که فقر غذایی نیست و رفاه عمومی قابل توجه است ولی همچنان توزیع یک لیوان شیر در مدرسه اجباری است و جالب این که دامداران هر استان موظفند در قبال تسهیلاتی که دولت به آنها میدهد، این شیر را تأمین کنند. ما هم اگر به دانشمندان خود و راهکارهای آنان رجوع کنیم، حتما میتوانیم سیاستگذار و مجری را مجبور کنیم که از آن نسخه استفاده کند. از این فرصت استفاده میکنم برای طرح دو موضوع. اول این که ما در فرهنگستان علوم، تیم تخصصی از دانشمندان اقتصادی تشکیل دادیم و آنها دو سال تمام روی طراحی نسخه اقتصادی ایران متناسب با واقعیتها و زیستبوم کشور کار کردهاند، زیرا کپیبرداری از نظریههای اقتصادی سایر کشورها گرهی از مشکلات باز نمیکند. نتیجه هم اکنون روی میز است و هر زمان دولت بخواهد، ارائه میدهیم؛ زیرا اقتصاد مانند یک بیمار، نیازمند نسخه علمی است که اگر دوره درمان و میزان دُز آن بهطور کامل اجرا نشود، اقتصاد بیمار باقی خواهد ماند ولی از آنجایی که عدهای دلشان میخواهد اقتصاد ما بیمار بماند، این نسخهها مورد توجه واقع نمیشوند. دوم این که در راستای عبور از تولید مقاله صرف و بالا بردن کمیت و رسیدن به این مرحله که علم باید وارد زندگی مردم شود، خود من هم درگیر این پرسش و چالش شدم که چطور میتوانم بهجای نوشتن مقالات علمی، نفع علم خود را به جامعه برسانم؟ با همین ایده و نیت، به همراه یک تیم، روی تولید دارویی کار کردم که از وقتی وارد بازار شدهاست سالی ۲۰ هزار نوزاد را از مرگ نجات میدهد. هم اکنون ۳۰ درصد اعضای هیأت علمی ما از چارچوب مقالهنویسی صرف خارج شدهاند و مشغول گرهگشایی هستند و البته که باید دانشگاه را از این آفت (مقالهنویسی صرف) با تعریف پروژههای کاربردی برای استادان و محققان و اصلاح قانون و شرایط ارتقای اعضای هیأت علمی نجات دهیم. به هر حال هرجا که روی علم و فناوری سرمایهگذاری کردیم، نتیجهاش را دیدیم و قوی ماندیم و هرجا غفلت داشتیم، آسیب خوردیم و در جنگهای اخیر نیز به وضوح این نتیجه آشکار شد. سند مترقی تعاملات بینالمللی دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: دولتها و حکومتها در طول تاریخ هرگاه حامی و پشتیبان دانشمندان و نخبگان بودهاند، نتیجهاش را دیدهاند و هرگاه برترین فرزندان خود را بهسختی انداختهاند، عقب ماندهاند و پیشرفتی نکردهاند. درخششهایی که نام بردیم نشان میدهد جمهوری اسلامی نیز حامی ایران و دانشمندان و محققان آن بوده و هست. فرهنگستان علوم هم به جد تأکید دارد که اگر اکنون در داخل کشور میتوانیم پیچیدهترین تکنولوژیها را طراحی و اجرا کنیم، در سایه این حمایت بوده است، هم اعلام میکند هرجا تصمیم یا سیاست غلطی مشاهده کرده، بنابر نقش مشورتی و اجرایی که دارد، وارد عمل شده است. نزدیکترین مصداق آن، در واکنش به طرح مقابله با نفوذ در مجلس شورای اسلامی است که همه انتقادها و مخالفت های خود را در بخش مربوط به فعالیتهای علمی و نگرانیهایی که ایجاد کرده به شورای عالی انقلاب فرهنگی فرستادهایم تا از طریق این شورا، مسیر قانونی رفع نواقص این طرح طی شود. زمانی که ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را بر عهده داشتم، مصوبه کامل و جامعی درباره تعاملات بینالمللی استادان و دانشجویان و محققان، مطابق با منویات رهبر شهید که تأکید داشتند «ما حتماً باید تعاملات بینالمللی داشته باشیم» ارائه کردیم که به امضا و تأیید ایشان رسید و بهعنوان یک سند بسیار مترقی و پیشرفته، هم شرکت در کنفرانسها و کنگرهها، هم ارتباطات علمی فرامرزی را ساماندهی میکرد و هم شرایط امنیتی را مد نظر داشت تا آسیبها را کاهش دهد. این مصوبه درجه یک است و میتواند مورد توجه معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و دولت قرار گیرد و اصلا نیازی نبود که مجلس با وجود این سند، دوباره به این موضوع ورود کند و مسیر فعالیتهای علمی دانشگاهها و محققان را سخت و ناهموار سازد و موجب نگرانی جامعه علمی شود و دوباره برای اصلاح این طرح، وقت گذاشته شود. ما باید آن قدر به دانشمندان خودمان اعتماد داشته باشیم که از هر حرکتی که باعث شود نسبت به آینده خودشان نگران شوند، دوری کنیم؛ زیرا در این صورت نه تنها گرهی از کارهای کشور باز نمیشود، بلکه فعالیتهای پژوهشی نیز کاهش مییابد. تأکید میکنم اگر قرار است به ایران قوی برسیم، باید تعاملات بینالمللی در سطح عالی و نظاممند داشته باشیم و در این راستا به همین سند پیشرفته رجوع کنیم. بازنگری بدون فوت وقت دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: از سوی دیگر ما در شرایط فعلی برای برخی تغییرات و بازنگریها وقت زیادی نداریم و باید بهسرعت وارد عمل شویم. کشورهای مختلف، دانشمندان ما را قبول دارند و با این اعتبار باید هرچه زودتر، رشتههای جدید دانشگاهی و مورد نیاز المپیادیها و نخبگان خود را جایگزین رشتههای ناکارآمد کنیم؛ مثلا اگر میخواهیم در حوزه کشت سلول فعالیت علمی و پژوهشی داشته باشیم، باید مهندس بافت تربیت کنیم؛ پس چنین رشتهای باید در دانشگاه باشد که دانشجو آن را انتخاب کند. برای راهاندازی چنین رشتهای هم نباید سالها صبر کنیم، زیرا سرعت گسترش علوم در جهان چنان است که اگر سریع عمل نکنیم، در بسیاری از حوزهها کاملا عقب میمانیم. همچنین باید میان وظایف دانشگاه و صنعت تفکیک قائل شویم. درست است که تعداد پتنتهای بینالمللی (سند اختراعات) ایران از ۴ مورد در سال،به ۱۳۰ تا ۱۴۰ پتنت رسیده است؛ اما نباید انتظار داشت دانشگاه مستقیما کارخانه یا بنگاه تجاری شود. برای نمونه در آمریکا، ۱۰ شرکت بزرگ به تنهایی سالانه حدود ۴۲ هزار پتنت ثبت میکنند، اما ۱۰۰ دانشگاه درجه یک آن کشور در مجموع سالانه ۶ هزار پتنت به ثبت میرسانند. زیرا وظیفه دانشگاه و پژوهشگر این است که ایده را به مرحله فناوری و نمونه نیمهصنعتی برساند و پس از آن، نظام تجاری و شرکتهای صنعتی مسئولیت تولید انبوه و تجاریسازی را بر عهده بگیرند. همه این دستاوردها در شرایطی محقق شده که سهم R&D حدود نیم درصد بوده است. به بیان دیگر؛ یک درصد GDP ایران حدود ۱۰ میلیارد دلار میشود، اما کل بودجه سالانه تمامی دانشگاههای کشور حدود ۱.۵ میلیارد دلار است؛ رقمی که حتی با موقوفات یک دانشگاه خارجی مانند هاروارد قابل مقایسه نیست! دانشمندان باید قدر ببینند و بر صدر نشینند دکتر محمدرضا مخبر دزفولی: در زمانهای که برخوردهای سیاسی با علم ایران تشدید شده و آمریکا رسما اعلام کردهاست که برخی خروجیهای علمی کشور پذیرفته نشود و بر همین اساس، در مواردی حتی پیش از ورود مقاله به مرحله داوری، صرفا بهدلیل ارسال از مبدأ ایران مقاله را رد میکنند؛ اما دانشمندان کشور با همه موانع سالانه نزدیک به ۷۸ هزار مقاله منتشر میکنند که نباید در سطح تئوری بمانند و اگر به مرحله نهایی یعنی اثرگذاری مستقیم بر زندگی مردم برسند، ارزش این توفیقات تازه آشکار میشود. هم مردم باید نتیجه علم و فناوری را بهصورت تجربی و روزمره درک کنند، هم نسل جدید ما باید دانشمندان زمانه خودش را بشناسد و بداند که چه استادان مبرزی در ساحتهای مختلف دارند تلاش میکنند. رسانه و بهویژه تلویزیون باید در این زمینه وارد عمل شود. حیف است که فرزندان ما هنرمندان و ورزشکاران و سایر چهرههای موفق معاصر را بشناسند اما در زمینه آشنایی با دانشمندان و چهرههای علمی، نتوانند کسی را نام ببرند. اگر جامعه، پشتیبان و حامی دانشمند و استاد دانشگاه باشد، دیگر برای افزایش حقوق یک عضو هیأت علمی این همه جنجال به پا نمیشود. البته رئیسجمهوری تمام قد برای تقویت معیشت استادان، اهتمام ورزیده و پیگیر است؛ اما چرا باید چنین مقاومتی وجود داشته باشد؟دانشمندان و استادان ما با وجود پیشنهاد دستمزدهای بسیار جذاب چند هزار دلاری از آن سوی مرزها و کمبود امکانات و درآمد در ایران، ایثارگری کردهاند که همچنان ایستادهاند و برای پیشرفت این خاک و رفاه این مردم تلاش میکنند. اما نباید فراموش کنیم که نخبگان ما در صورتی در این کشور میمانند که اولا قدر ببینند و مورد احترام و اعتماد باشند. دوم این که وضعیت معیشتشان سر و سامان یابد. سوم این که امکانات و تجهیزات مورد نیاز دانشگاهی و تحقیقاتی را در دسترس داشته باشند و چهارم این که فضای عمومی محیطهای علمی و زیستبوم دانشگاهی ما آرام باشد. در وضعیت پر از اضطراب و تشنج، پیشرفت علمی یا رخ نمیدهد یا ضعیف پیش میرود. ما نباید تشنجات بیرون از دانشگاه را به دانشگاه منتقل کنیم. فضای دانشگاه باید چنان باشد که دانشجویان با خیال راحت کار علمی خود را انجام دهند. هرکس هم میخواهد فعالیت سیاسی بکند، مختار و آزاد است تا بیرون از دانشگاه و در محافل سیاسی، حضور یابد و فعال باشد. فصل الخطاب این گفتمان تکرار دو جمله است که در بالا گفته شد: «برای رسیدن به ایران قوی باید از گذرگاه علم و فناوری عبور کنیم» و «دانشمندان خود را باید هرچه بیشتر بشناسیم و مورد احترام و حمایت قرار دهیم.»