به گزارش روابط عمومی و اطلاعرسانی فرهنگستان علوم، چهارمین نشست از سلسله نشستهای هماندیشی کمیسیون تاریخ علم فرهنگستان علوم با همکاری گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم، با عنوان «جایگاه تفکر عقلانی در دانش شریعت» و با سخنرانی آیتالله سید مصطفی محقق داماد، رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم برگزار شد. در این نشست، دکتر محقق داماد با تأکید بر اهمیت تأثیر نگرش عقلانی در دانش شریعت اظهار داشت: «فقه و تفقه حاوی معنای عمیق و وسیعی است که بسیار وسیعتر از دانش شریعت است. تفقه در قرآن مجید، به معنای فراگیری معرفت دینی در همه ابعاد آن، اعم از اصول، فروع و مبانی اعتقادی است. اما کلمه شریعت، ناظر به مجموعه احکام و دستوراتی است که به اعمال مکلفان در مسائل فرعی مربوط میشود؛ از عبادات و شیوه ارتباط با خداوند گرفته تا نحوه رفتار اجتماعی، خانوادگی و اخلاقی». وی با اشاره به اینکه دانش شریعت پس از رحلت حضرت رسول (ص) آغاز شده است، افزود: «در زمان حیات رسول اکرم (ص) مردم وظایفِ خود را مستقیماً از قرآن برداشت کرده و در صورت نیاز از پیغمبر سؤال میکردند. اما پس از رحلت پیامبر (ص)، با شکلگیری دانش شریعت، شاهد ظهور مکاتب مختلف در بستر آن خواهیم بود. در این بستر دو مکتب فکری اصلی (اهل حدیث و اهل رأی) نمایان شد. یک مکتب اهل حدیث که خاستگاه آن حجاز بود و تکیه بر نقل، احتیاط در رأی، محدودیت در قیاس، از عناصر بارز آن بود. افرادی مانند عبدالله بن عمر، ابن عباس، سعید بن مصیب از شخصیتهای برجسته این مکتب بودند. اما مکتب دوم، مکتبِ اهل رأی که با توسعه تمدن اسلامی، جایگاه این دسته به عراق منتقل و در آنجا رشد کردند. تکیه بر عقل، فهم دینی و تکیه بر عمل به قیاس از جمله عناصر این مکتب بود. بدین ترتیب، خردورزی از شاخصههای این مکتب شد و آنها قادر به پاسخ به مسائل نو و تازه بودند. افرادی مانند ابراهیم نخعی و ابو حنیفه (فقیه برجسته ایرانی قرن دوم هجری) از شخصیتهای برجسته این مکتب بودند». وی با اشاره به اینکه در مکتب اهل رأی، «اجتهاد» بهعنوان بهکارگیری تعقل و خردورزی در استنباط احکام الهی شکل گرفت، چنین ادامه داد: «هرچند واژه «اجتهاد» بدین معنا در قرآن مجید نیامده، اما مفهوم «استنباط» بهصراحت مورد تأکید قرآن قرار گرفته است. قرآن کریم، بارها و بارها در کنار تعلیم کتاب، از تعلیم حکمت (به معنای تعقل، تفکر و تدبر) نیز سخن گفته است. دستور به تدبر در قرآن و استنباط در اخبار، نشاندهنده جایگاه ویژه عقل در فهم مسائل دین است». رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم با استناد به آیه «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»، اظهار داشت: «فقیه باید در حوزه اخبار و روایات بر لزوم ارجاع اخبار به اهل استنباط و فهم تأکید داشته باشد. هر خبر و روایت باید پیش از عمل، مورد ارزیابی عقلانی و تأمل قرار گیرد. فقیه اهل استنباط، موظف است اخبار واصله را با معیار عقل و خرد بسنجد و از عمل به هر روایتِ بدون بررسی پرهیز کند. در این مکتب افراد برجستهای مانند ابن رشد پدید آمدند که عقیده دارد، جایی که کتاب شریعت حکمی ندارد، قلمرو شریعت نیست. قلمرو شریعت محدود به آن چیزی است که در کتاب و سنت تصریح شده است. در حوزههایی که نص وجود ندارد، عقل باید مرجع تصمیمگیری باشد. بر این اساس، بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی، خارج از قلمرو شریعت و در حوزه عقل انسان قرار میگیرند. ابن رشد، فقیه و فیلسوفی جامع معقول و منقول و قائل به وجود حکمت و فلسفه در احکام الهی بود. دیدگاه وی با مخالفت شدید جریان ظاهرگرا، بهویژه ابنحزم، مواجه شد. رویکرد ابن رشد، مورد تأیید اندیشمندانی چون ملاصدرا نیز بوده که عقلانیت را شرط اساسی همه علوم، حتی علوم تجربی، میدانستند». وی در ادامه سخنان خود، به نقش ایرانیان در رشد و گسترش عقلانیت در تشیع اشاره کرد و با اشاره به بزرگان این حوزه گفت: «نقش برجسته ایرانیان در تقویت عقلانیت در تمدن اسلامی جای تأمل دارد. ایرانیان با پیشینه حکمت و فلسفه، آموزههای اسلامی را با ترازوی عقل، اجتهاد و استنباط دریافت و توسعه دادند». ایشان در این زمینه به شخصیتهایی همچون شیخ صدوق، شیخ طوسی (خواجه نصیرالدین طوسی)، محقق حلی و علامه حلی اشاره کرد.