توسط دکتر سعیدرضا عاملی مطرح شد؛

تغییر از محوریت جنگ نظامی به جنگ ترکیبی شناختی و ‌اقتصادی

تغییر از محوریت جنگ نظامی به جنگ ترکیبی شناختی و ‌اقتصادی
دکتر سعیدرضا عاملی رئیس گروه مطالعات جهان فرهنگستان علوم در یادداشتی نوشت: به اذعان محققین، جنگ شناختی آمریکا در جنگ سوم مغلوبه شد و عملا نوآوری‌های خودجوش ایران در تولید انیمیش‌های کوتاه و اثر گذار، ترامپ و نتانیاهو را مضحکه افکار عمومی آمریکا و جهان نمود.
به گزارش روابط عمومی و اطلاع‌رسانی فرهنگستان علوم، متن کامل یادداشت دکتر سعیدرضا عاملی  استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی – دانشگاه تهران و عضو وابسته فرهنگستان علوم به شرح زیر است:

مقدمه 

نظام سلطه‌گر آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل بعد از شکست در جنگ سوم بر علیه مردم شریف ایران و با دست زدن به ترور رهبر و مقتدای محبوب جمهوری اسلامی ایران و بسیاری از اعضاء خانواده ایشان و همچنین در قدم اول اقدام به شهادت دسته جمعی دانش‌آموزان مدرسه میناب  که مصداق جنایت جنگی و کشتار جمعی است و همچنین به ترور و به شهادت رساندن فرماندهان بزرگ نظامی کشور و دبیر شورایعالی امنیت ملی و وزیر اطلاعات و ناکامی در برهم زدن انسجام ملی مردم شریف ایران، تغییر راهبردی انتقال از جنگ نظامی صرف به 1) جنگ گسترده اقتصادی و 2) جنگ فراگیر شناختی با هدف تخریب اذهان عمومی و از بین بردن اعتماد به نفس و همبستگی ملی و افزایش نارضایتی معیشتی و کاهش اعتمادی ملی نمود. 

جنگ شناختی دارای ساختار بسیار گسترده در ظرفیت‌سازی امنیتی و نظامی رژیم‌های آمریکا و اسرائیل در قالب نهادهای مخوف و متنوع دارد. 

سرمایه‌گذاری جنگ بر علیه اذهان و تغییر ذهنیت‌ها از یک طرف و از طرف دیگر تغییر در ایده‌ها و عقاید و حتی سبک زندگی و در سطحی عمیق‌تر در هویت فردی و جمعی مردم و کارگزاران مدیریت سیاسی و حتی نیروهای دفاعی کشور، یک هدف قطعی و راهبردی است که بخشی از آن به عنوان یک روش دراز مدت و همچنین در مقاطع خاص برای انحراف افکار عمومی مورد توجه قرار می‌گیرد که خوشبختانه در همه ابعاد و روش‌ها نسبت به جامعه ایرانی با شکست مواجه شده است.

در این مسیر رژیم آمریکا ضمن داشتن زیرساخت نهادی در ارتش مثل گروه چهارم عملیات روانی در پایگاه فورت لیبرتی (براگ سابق)، استفاده از سازمان اطلاعات مرکزی و بازسازی نهادی در پنتاگون تحت عنوان دفتر قابلیت‌های راهبردی، پروژه جدیدی به نام پیشبرد قابلیت‌های اطلاعات، نهادهای جنگ شناختی را ایجاد کردند. 

همچنین رژیم آمریکا دسترسی به داده‌های بزرگ با بهره‌گیری از نظامات زبان بزرگ یادگیری را مورد استفاد قرار می‌دهد و با کاربران پرجمعیت با نفوذ اینترنتی بالای 50 درصد از جمله در سکوهای کاربر محور مانند ایکس (توئیتر سابق)، یوتوب، فیسبوک و گوگل برای استفاده داده‌ای، برجسته‌سازی داده‌های تخریب کننده، حذف داده‌های غلبه کننده حریف مثل حذف انیمیشن لگوی ترامپ که بسیار کاربر پسند شد و در یوتیوب بیش از یک میلیارد رؤیت داشت، یا حذف تصویر و سخنرانی‌های سردار سلیمانی و ... ده‌ها نمونه حذف دیگر و همچنین سیاست متراکم کردن و در رؤیت اول قرار دادن تولیدات اختلال‌آفرین و تخریب‌کننده، بخشی از روش‌های نهادینه شده آن رژیم برای تخریب و سوء استفاده از جامعه بزرگ کاربران ایرانی است. 

به اذعان محققین، جنگ شناختی آمریکا در جنگ سوم مغلوبه شد و عملا نوآوری‌های خودجوش ایران در تولید انیمیش‌های کوتاه و اثر گذار، ترامپ و نتانیاهو را مضحکه افکار عمومی آمریکا و جهان نمود. 

رژیم اسرائیل نیز از کهنه‌کاران جنگ شناختی و جنگ روانی است که از سازوکارهای متفاوت با مأموریت‌هایی متمایز بهره می‌گیرد.

معروف‌ترین واحد اطلاعاتی آنها یگان 8200 سایبری و نظارت الکترونیک رژیم اسرائیل است (کوردی، 2019). 

یگان مالات واحد دیگر جنگ روانی رژیم اسرائیل است که در سال‌های 2000 تا 2005 در جنگ لبنان فعال بود (شلایفر، 2014). آژانس اطلاعات و عملیات ویژه رژیم اسرائیل معروف به موساد نقش محوری در عملیاتی ترکیبی نظامی، امنیتی و شناختی است که دائماً تلاش بر نفوذپذیر کردن و انقیاد جامعه هدف دارد (چوسن ایلبو، 2026). 

اتاق فرمان اصلی و محور جنگ شناختی رژیم اسرائیل دفتر هابارای ملی است که از بودجه اساسی برای طراحی و تخریب برخوردار است. بودجه سال 2025 این دفتر یک و نیم میلیارد دلار بوده که صرف هزینه در سکوهای دیجیتال می‌شود (نیو عرب، 2025). 

1) جنگ شناختی به مثابه دستکاری ذهن و عاطفه

از سوی دیگر باید توجه داشت که مفهوم جنگ شناختی، بسط گستره جنگ به قلمروی ذهن و عواطف انسانی است که نه به مثابه یک ابزار، بلکه به عنوان خود نبرد برای دستیابی به برتری شناختی در معماری منازعات و جنگ‌های جدید با تکیه بر فناوری‌های نو با منطق الگوریتمی است. 

در رویکردی مفهومی، جنگ شناختی به عنوان بهره گیری نظام مند از علوم شناختی، روان شناسی، علوم رفتاری و فناوری های ارتباطی و البته علوم محاسباتی به منظور اثرگذاری یا مختل کردن فرایندهای ادراک و استدلال و تصمیم-گیری افراد یا جوامع، از طریق مهندسی روایت¬ها، قاب بندی محتوا و اطلاعات و دستکاری هیجان‌ها، با هدف دستیابی به برتری راهبردی در حوزه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اطلاعاتی، حتی در زمان جنگ و صلح است (بابایی، 1404: 14).

در این چارچوب مفهومی، عملیات جنگ شناختی محدود به زمان جنگ نبوده و در زمان صلح نیز به کار برده می شود و شامل فعالیت های عمدی و هماهنگ نظامی و غیرنظامی فیزیکی یا سایبری است. این جنگ همچنین از یافته های علوم مختلف استفاده می کند تا تفکر، تصمیم گیری و عمل افراد یا گروه ها را در مسیر اهداف یا منافع یک طرف درگیر در جنگ هدایت کند و بنابراین معطوف به مزیت شناختی است.

باید توجه داشت که عموماً فنون جنگ شناختی در کنار فنون جنگ اطلاعاتی و جنگ روانی استفاده می شود و به همین دلیل، اغلب در مطالعات این حوزه، ترکیبی از این موارد شناسایی می شوند. 

در این زمینه، درحالی که در جنگ اطلاعاتی تمرکز بر محیط اطلاعاتی و داده ها و شبکه ها و زیرساخت های ارتباطی به منظور تأثیرگذاری بر تصمیم گیری دشمن است و از ابزارهایی مانند هک، مسدودسازی، فریب یا اختلال بهره گرفته می‌شود، در جنگ شناختی تمرکز روی فرایندهای شناختی و دستکاری فرایندهای ذهنی است. 

با این حال، محیط اطلاعاتی و ابزارها و فناوری اطلاعات نیز در جنگ شناختی نقش مرکزی دارند و برای مثال در جنگ شناختی از تاکتیک اشباع محیط اطلاعاتی با سیلی از روایت ها برای محو مرز واقعیت و داستان استفاده و با مدیریت روایت، گفتمان عمومی دستکاری می شود. 

همچنین جنگ روانی نیز ناظر بر مدیریت هیجانات و روحیات و انگیزه هایی چون ترس و امید است و از ابزارهایی مانند تهدید و پروپاگاندا یا شایعه استفاده می کند، درحالی که جنگ شناختی مفهومی گسترده تر بوده و علاوه بر این، از موارد دیگری چون سوگیری های ذهنی و خطاهای قضاوتی یا اضافه بار شناختی بهره می گیرد (بابایی، 1404؛ کارکسکی، 2026).

2) فنون جنگ شناختی رژیم‌های آمریکا و اسرائیل در جنگ سوم (رمضان) 

پیش تر در یادداشتی تحت عنوان «تکنیک‌های جنگ شناختی به عنوان فناوری غلبه ذهنی در جنگ رمضان» (عاملی، 1405الف) و شکست جنگ شناختی آمریکا بر علیه انسجام ملی ‌ایران (عاملی، 1405ب)، برخی از فنون جنگ شناختی احصا شده در جنگ رمضان و شکست آمریکا در جنگ شناختی بر علیه جمهوری اسلامی تبیین و تحلیل شد. در این بخش، با رویکرد تکمیلی به گزارش‌های قبلی، پنج تکنیک¬ فیزیکی و سایبری دیگر که رژیم‌های امریکا و اسرائیل در جنگ رمضان به کار برده اند، مطرح می شود. 

2 – 1) تاکتیک نویز سفید: اساسا آغاز جنگ در حال مذاکره، نمونه بارز استفاده از تاکتیک نویزسفید یا انحراف افکار از جنگ و مسیر جنگ است.

از جمله عملیات فیزیکی جنگ شناختی مشترک رژیم‌های آمریکا و اسرائیل در جنگ رمضان می توان به استفاده از تاکتیک «نویز سفید» به منظور فریب دادن ایران درباره زمان آغاز جنگ اشاره کرد. در روزهای پیش از جنگ رمضان، جنگنده های امریکایی عمدتاً در جنوب فلسطین اشغالی مستقر شدند تا توجه ایران به آن منطقه جلب شود، درحالی که رژیم اسرائیل جنگنده ها را برای برخاستن و حمله به ایران از پایگاه رامات دیوید در شمال آماده می کرد. 

درحقیقت رژیم‌های اسرائیل و امریکا با استفاده از این تاکتیک به دنبال این بودند که «بر طرز فکر طرف مقابل [ایران] اثر بگذارند تا فکر کند لحظه جنگ به زودی فرا نمی‌رسد» (استرین، 2026).

یکی دیگر از جنبه‌های این فریب، استفاده از تعطیلات شبات (شنبه یهودیان) بود. در روز جمعه منتهی به حمله، ژنرال‌های ارشد اسرائیلی به‌طور نمایشی مقر فرماندهی در تل‌آویو را ترک کردند تا این تصور ایجاد شود که ارتش برای پایان هفته تعطیل می‌شود.

در عمل، بسیاری از این افسران بعداً به‌طور نامحسوس و حتی با لباس‌های مبدل به مقر بازگشتند تا حملات سحرگاه شنبه را هماهنگی کنند (ان.پی.آر، 2026).

همچنین، در شب قبل از آغاز تجاوز، ژنرال‌های ارشد اسرائیلی به طور نمایشی مطمئن شدند که خودروهایشان در پارکینگ‌های همیشگی‌شان در مقر فرماندهی تل‌آویو نباشد. 

این تاکتیک که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، مبتنی بر این ادراک بود که دشمن هرگونه تغییر در الگوهای رفتاری فرماندهان ارشد را نشانه قریب‌الوقوع بودن جنگ تفسیر می‌کند. 

بنابراین، حفظ ظاهر «عادی» خود یک عملیات فریب شناختی بود تا این تصور ایجاد شود که «لحظه جنگ به زودی فرا نمی‌رسد». سرهنگ دورون هادار، که مسئولیت عملیات نفوذ و جنگ روانی ارتش رژیم اسرائیل را بر عهده داشت، در تشریح این رویکرد گفت که ابزارهای قدیمی فریب همچنان در کنار فناوری‌های پیشرفته هوش مصنوعی در این جنگ به کار گرفته می‌شوند (همان). 

این فریب راهبردی، نمونه‌ای کلاسیک از چیزی است که کارشناسان «مهندسی ادراک دشمن» می‌نامند که میدان نبرد فیزیکی با میدان نبرد شناختی چنان درهم‌تنیده می‌شود که مرز میان واقعیت و فریب به کلی محو می‌گردد. 

رژیم آمریکا نیز از همین روش به عنوان بخشی از تاکتیک فریب استفاده کرد.

رژیم آمریکا همزمان با استقرار جنگنده‌ها در جنوب فلسطین اشغالی، ناوگان دریایی خود را به صورت نمایشی در آب‌های جنوبی خلیج فارس متمرکز کرد تا توجه ایران به تهدید دریایی معطوف شود. 

 

 ناو هواپیمابر یو.اس.اس آبراهام لینکلن با حرکت نمایشی خود در منطقه، به عنوان یک آهنربای عظیم عمل می‌کرد تا نیروهای ایرانی را از کریدورهای شمالی که بمب‌افکن‌های بی-2 از آنجا وارد می‌شدند، دور کند (وی.آی.او.ان، 2026). 

 

2-2) مهندسی روایت ها با قاب‌بندی خبری: در طول جنگ، انتخاب زبان و واژگان به مثابه سلاح جنگی در نظر گرفته می شود و نظام های بازنمایی نیز به اندازه راهبردهای نظامی تعیین کننده هستند و هرچند اقدامات نظامی ممکن است نتیجه فوری جنگ را تعیین کند، اما زبانی که برای تفسیر این اقدامات به کار برده می شود، درنهایت مشخص می کند واقعیت جهان چگونه درک شود (شاه و کاوا، 2026). 

به طور خاص، در طول جنگ رمضان، نگاهی به واژگانی که رسانه های غربی مثل واشنگتن پست و نیویورک تایمز برای توصیف اقدامات نظامی طرف های درگیر جنگ به کار می بردند، نشان می دهد که چگونه این رسانه ها در چارچوب نظام گفتمان رسانه ای خودشان به واقعیت معنا می دهند و آن را می سازند. 

برای مثال، این رسانه های غربی هرجایی که صحبت از حملات رژیم آمریکا یا رژیم اسرائیل به ایران است، این حملات را با کلماتی چون «دفاع از خود »، «عمل متقابل » یا «بازدارندگی » فریم یا قاب‌بندی می کنند و نحوه فریمینگ خبر با کلماتی صورت می گیرد که بار معنایی مثبت و مظلوم‌نمایانه به نفع رژیم اسرائیل دارند.

همین رسانه ها در ارتباط با اخبار مربوط به ایران از کلماتی مثل «بی ثباتی»، «تهدید»، «تهدید علیه امنیت منطقه » یا «افزایش تنش » استفاده می‌کنند (شاه و کاوا، 2026). 

برای مثال، در ارتباط با خبر شهادت رهبر و مقتدای انقلاب اسلامی، واشنگتن پست از این تیتر استفاده کرد: «در حمله غافلگیرانه ای که در روز انجام شد، ایالات متحده و اسرائیل، رهبر ایرانیان را از میان بردند ». 

در این تیتر، از واژگانی مثل «حمله غافلگیر کننده» و یا فعل «از میان بردن» استفاده شده و در درون متن خبر نیز کلماتی مثل «از دور خارج شدن » به کار رفته که حمله رژیم‌های امریکا و اسرائیل را در چارچوب یک دقت راهبردی مبتنی بر کارآمدی نیروها و تجهیزات نظامی آنها بازنمایی کند و این حمله را یک اقدام موفقیت آمیز و حساب شده معرفی کند.

یا در ارتباط با شهادت دانش آموزان میناب، گزارش های خبری رسانه‌های خبری از واژگانی مثل «در مجاورت یک پایگاه نظامی» یا «نزدیک به مدرسه ابتدایی » استفاده کرده اند تا نشان دهند که مدرسه نزدیک به یک پایگاه نظامی بوده که این را به مخاطب القا می کند که هدف حملات، مدرسه نبوده بلکه پایگاه نظامی موردهدف بوده و شهادت دانش¬آموزان را پیامد ناخواسته جنگ نشان می دهند.

مثال دیگر، مربوط به رهبر اندیشمند انقلاب‌اسلامی، آیت‌الله سید‌مجتبی حسینی‌خامنه‌ای است که در رسانه های غربی، خبر مربوط به انتخاب ایشان به عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی، عموماً با واژگانی چون «پسر تندروی خامنه ای » (بلومبرگ)، «رهبر تندرو » (رویترز) یا «چهره ای مرموز » (نیویورک تایمز) همراه بوده است. 

در اینجا نقش زبان و بازنمایی ساختگی واقعیت، روی نحوه درک رهبر جدید ایران، هدف‌گیری می‌شود. درواقع زمانی که ایران به کرات از طریق واژگانی مانند تهدید یا تروریست یا خشن چارچوب‌بندی می شود، «خشونت اعمال شده علیه آنها نیز نه به عنوان یک تراژدی انسانی، بلکه به مثابه مسئله‌ای در حوزه سیاست امنیتی قاب بندی می شود که رنج آن، دارای وزن عاطفی کمتری خواهد بود» (شاه و کاوا، 2026).

2- 3) مهندسی روایت ها با روایت سازی لایه‌دار: روایت‌سازی لایه   دار به این معناست که یک روایتی ساخته می شود و سپس با میم ها یا ویدئوهای کوتاه یا نقل قول های دیگری، تغذیه می شود تا باورپذیر شود (بابایی، 1404).

نمونه آن در جنگ رمضان، روایت‌سازی لایه دار رژیم‌های امریکا و اسرائیل در ارتباط با حمله به مدرسه میناب بود که در کنار قاب‌بندی خبری که در بخش قبلی مطرح شد، ویدئویی منتشر شد که نشان می داد موشک امریکایی، پایگاهی نزدیک به مدرسه را نشانه گرفته و درواقع به دنبال این بودند که روایت خود را تقویت کنند. 

لایه اول این عملیات روایت‌سازی از بالا شروع شد. دونالد ترامپ، در اظهاراتی گستاخانه مستقیماً ایران را مسئول این انفجار معرفی کرد و مدعی شد که این «موشک ایرانی» بوده که به دلیل «دقت پایین تسلیحات ایران» به مدرسه اصابت کرده است (ای.بی.پی لایو، 2026).

در لایه دوم، کمتر از یک هفته پس از حمله، پیت هگست، وزیر جنگ رژیم آمریکا، در یک کنفرانس خبری رسمی گفت: «ما بدون قوانین مضحک درگیری می‌جنگیم، بدون جنگ‌های تصحیح‌شده سیاسی. ما می‌جنگیم تا پیروز شویم» (هندو، 2026).

این اظهارات در حالی بیان می‌شد که پنتاگون رسماً اعلام کرده بود حمله به مدرسه «تحت بررسی است» (نیویورک تایمز، 2026الف).

لایه سوم و تعیین‌کننده، انتشار ویدئوهای گزینشی بود. تصاویر تأییدشده توسط نیویورک تایمز نشان می‌داد که یک موشک تاماهاک آمریکایی، یک پایگاه نیروی دریایی سپاه پاسداران را که بلافاصله در مجاورت مدرسه قرار داشت، هدف قرار می‌دهد (نیویورک تایمز، 2026 ب). 

ویدئوی دیگری نیز از مدرسه پسرانه در ابیک منتشر شد که انفجار نزدیک برج مخابراتی را نشان می‌داد (نیویورک تایمز، 2026ب). 

واشنگتن با استفاده از این تصاویر تلاش می‌کرد این روایت را تثبیت کند که حملات «هدف نظامی» داشته و تلفات کودکان «پیامد ناخواسته» بوده است. 

اما لایه چهارم، ماهیت واقعی این فریب را آشکار ساخت. تحلیل تصاویر ماهواره‌ای نشان داد که ساختمان مدرسه در میناب سال‌ها قبل از حمله با ورودی‌های مجزا و زمین بازی به مدرسه تبدیل شده بود و این تغییری بود که پایگاه داده اطلاعاتی پنتاگون آن را به‌روزرسانی نکرده بود (همان).

حتی پس از آن که نیویورک تایمز گزارش داد که قطعات موشک بازیابی‌شده از میناب متعلق به تاماهاک آمریکایی است، واشنگتن حاضر به پذیرش مسئولیت نشد و مجدداً ترامپ با وقاحت تمام ادعا کرد که ایران تعدادی محدودی موشک تاماهاک دارد.

در مقابل، ایران نیز یک ضد روایت لایه‌دار بر اساس حقیقت ساخت. در لایه اول، رسانه‌های ایران ویدئوی اصابت موشک تاماهاک را منتشر کردند (نیو عرب، 2026).  

در  لایه دوم، هنگامی که هیئت دیپلماتیک ایران برای مذاکره با آمریکا راهی اسلام‌آباد شد، هواپیمای حامل هیأت «میناب-۱۶۸» نامگذاری شد و صندلی‌ها با عکس قربانیان، کیف‌های خونین و کفش‌های سوخته کودکان تزئین شده بود (هنگ کنگ 1، 2026).

دکتر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیأت مذاکره‌کننده، تصویری در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد و نوشت: «همراهان من در این پرواز (ای.بی.پی لایو، 2026). 

لایه سوم و تأمل‌برانگیزترین لایه این روایت‌سازی، در شورای امنیت سازمان ملل رقم خورد. در ۲ مارس ۲۰۲۶، تنها دو روز پس از بمباران میناب، ملانیا ترامپ، به عنوان اولین همسر یک رهبر جهان، جلسه شورای امنیت را با موضوع «کودکان، فناوری و آموزش در منازعات» ریاست کرد (دترویت نیوز، 2026). در حالی که اجساد کودکان میناب زیر آوار مانده بود، او از «صلح از طریق آموزش» سخن گفت و هیچ اشاره‌ای به قربانیان حملات همسرش نکرد (تورنتو استار، 2026). 

امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، این اقدام را «عمیقاً شرم‌آور و ریاکارانه» خواند و گفت: «از نظر آمریکا، حمایت از کودکان و حفظ صلح و امنیت بین‌المللی معنایی کاملاً متفاوت با آنچه منشور ملل متحد تعریف کرده، دارد» (همان).

2 – 4) فنون مبتنی بر هوش مصنوعی؛ جنگ های اسلوپاگاندا : واژه اسلوپاگاندا ترکیبی از دو کلمه انگلیسی اسلوپ  به معنای چرندیات یا

محتوای زاید و بی کیفیتی که توسط مدل های هوش مصنوعی تولید می شود و پروپاگاندا به معنای ارتباطاتی است که به دنبال دستکاری باورها، احساسات، توجه و حافظه سایر فرایندهای عاطفی و شناختی برای دستیابی به اهداف سیاسی با استفاده از واژگان سخیفی است که به نوعی خشونت آفرین است. 

بر این اساس، مفهوم جنگ های اسلوپاگاندا اصطلاحی است که برای توصیف استفاده انبوه، هدفمند و خلاقانه از محتوای تولید شده با هوش مصنوعی، به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و حتی جنگ شناختی، تخریب وجهه حریف و شکل دهی به افکار عمومی استفاده می شود. 

جنگ های اسلوپاگاندا از طریق استفاده از نمادهای آشنا برای افراد و تکرار در رسانه های سنتی و اجتماعی و مواجهه مکرر مخاطب با آن و محتوای خلاقانه و اغلب سرگرم کننده آن می توانند توجه‌برانگیز باشند. 

همچنین باید توجه داشت که اسلوپاگاندا به جای هدف گرفتن حقیقت و دقت، روی تداعی ها تمرکز دارد که محتوای ارائه شده، چه چیزی را تداعی می کند. 

در طول جنگ رمضان، ایران و رژیم آمریکا، در کنار جنگ نظامی، درگیر یک جنگ اسلوپاگاندایی یا جنگی با تمسخر اینترنتی نیز بودند که اغلب ایران از سبک بصری لگویی استفاده می کند و رژیم امریکا روی ترکیب حملات واقعی با بخش هایی از بازی¬ های ویدئویی یا فیلم ها متمرکز است (نیودیلی، 2026).

2 – 5) عملیات روانی مستقیم : عملیات روانی مستقیم شامل اقداماتی برای تأثیرگذاری مستقیم روی ادراک مردم است. نمونه‌هایی استفاده از این تکنیک در طول جنگ رمضان قابل احصاست. ازجمله می توان به ویدئوی ترامپ خطاب به مردم ایران اشاره کرد که در آن، مستقیماً از مردم ایران می خواهد تا دولت را تصرف کنند.

نمونه دیگر، پویش ارسال پیامک برای شهروندان ایرانی است که از طریق هک کردن یکی از خطوط واگذار شده در بستر ارتباطی شرکت مگفا (مرکز گسترش فناوری اطلاعات) برای برخی از شهروندان ارسال شد و حاوی این مضمون بود که «رئیس جمهور امریکا مرد عمل است، منتظر بمانید». 

رژیم اسرائیل نیز در طول جنگ رمضان از این تکنیک استفاده کرده و با هک کردن اپلیکیشن بادصبا، کاربران پیام هایی با مضمامینی چون «کمک فرا رسیده» یا فراخوان هایی برای سرنگونی نظام یا فرار از خدمت دریافت کردند (خبرگزاری تسنیم، 2 اردیبهشت 1405). 

3) طرح و اقدامات خشم اقتصادی وزارت خزانه‌داری رژیم آمریکا

خشم اقتصادی برآمده از شکست نظامی همه جانبه، با یک رویکرد عقده‌گرایانه است که اقدامات دیوانه‌واری را برای فشار اقتصادی با هدف ناراضی کردن مردم شریف ایران و با سکانداری وزارت خزانه‌داری رژیم آمریکا در پیش گرفته است.

در واقع اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری رژیم آمریکا فرماندهی اصلی جنگ خشم اقتصادی را بر عهده دارد. او ابتدا پایان معافیت نفتی و پایان مهلت ۳۰ روزه معافیت فروش نفت ایران را اعلام کرد. 

بسنت، با اشاره به عملیات موسوم به «خشم اقتصادی» گفت: «ما در حال اعمال یک اختناق مالی بر ایران هستیم». آنها با عجله و شتاب خیره‌کننده دامنه فشار اقتصادی را گسترده کردند که ازجمله می توان موارد ذیل را برجسته نمود:

- محاصره تنگه هرمز، بخشی از این خشونت و جنگ اقتصادی است که البته پیامد آن پیچیده شدن وضعیت اقتصادی رژیم آمریکا و تهدیدهای بزرگ برای اقتصاد اروپا و مخاطره بزرگ برای انرژی در نیمی از جهان شده است.

- در اقدامی بی‌سابقه، وزارت خزانه‌داری پالایشگاه «هنگلی پتروکمیکال (دالیان)» در چین را تحریم کرد. این دومین پالایشگاه بزرگ «تیپات» چین به عنوان یکی از «ارزشمندترین مشتریان تهران» توصیف شده که از سال ۲۰۲۳، میلیاردها دلار نفت ایران را خریداری کرده است. 

سفارت چین در واشنگتن با این اقدام مخالفت کرده و خواستار «توقف سیاسی‌سازی تجارت و استفاده از تحریم به عنوان سلاح» شده است.

- طبق اعلام وزارت خزانه‌داری رژیم آمریکا، نزدیک به ۴۰ شرکت کشتیرانی و نفتکش که در قالب ناوگان سایه، نفت ایران را جابه‌جا می‌کنند، تحریم شده‌اند.

- وزارت خزانه‌داری رژیم آمریکا به کلیه نهادهای مالی بین‌المللی اخطار داده است که هرگونه معامله با ایران آنها را در معرض تحریم‌های ثانویه قرار خواهد داد و بانک‌های مستقر در عمان، امارات، ترکیه، چین و هنگ‌کنگ به تسهیل جریان‌های مالی غیرقانونی متهم شده‌اند.

- وزارت خزانه‌داری رژیم آمریکا در یک اقدام ضربتی و جدید، چندین کیف پول ارز دیجیتال مرتبط با بانک مرکزی ایران را هدف قرار داده و ادعا می‌کند که به مسدود شدن ۳۴۴ میلیون دلار دارایی دیجیتال منجر شده است.

در نوشتارهای قبلی خسارت‌های اقتصادی رژیم آمریکا را برجسته کردیم و مشخص است که یکی از بازخوردهای عقده‌وار آن رژیم در تعمیق جنگ شناختی و اقتصادی، خسارت بزرگ اقتصادی آن رژیم به تبع این جنگ است.  

در روزهای اخیر، الگوی کنش رژیم آمریکا نشان‌دهنده یک چرخش فشرده از میدان سخت به میدان‌های اقتصادی و شناختی است که نه از سر انتخاب صرف، بلکه در پاسخ به محدودیت‌های تحمیل‌شده بر کارایی ابزار نظامی قابل تفسیر است.

افزایش ناگهانی و هم‌زمان تحریم‌های هدفمند در کنار تشدید عملیات ادراکی، نشان می‌دهد که واشنگتن در پی انتقال نقطه فشار از تقابل بیرونی به درون جامعه ایران است. این هم‌زمانی، یک منطق مشخص دارد و آن اینکه وقتی هزینه‌های رویارویی مستقیم بالا می‌رود و بازده آن کاهش می‌یابد، بازیگر به ابزارهایی روی می‌آورد که با هزینه کمتر، اثرگذاری روانی و اجتماعی بیشتری تولید کند.

در جنگ رمضان، رژیم آمریکا دچار یک محاسبه‌ اشتباه فاجعه‌بار شد. با وجود صرف حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار در ماه اول جنگ (وینتور، 2026)، نتوانست تنگه‌ هرمز را ایمن کند.

این راهبرد غیرمتوازن ایران منجر به پیامدهای متعدد از جمله در داخل آمریکا شد. تورم آن کشور تنها در ماه مارس 0.9 درصد افزایش یافت، قیمت بنزین رکورد شکست (تافت، 2026) و اعتماد مصرف‌کننده به پایین‌ترین حد تاریخی خود رسید (بلیک، 2026). 

بنابراین، واشنگتن نه تنها نبرد را باخت، بلکه جایگاه برتر اقتصادی خود را نیز در معرض خطری واقعی دید. 

این شکست نظامی، یک هزینه از بین رفته غیرقابل جبران بود که ساختار حاکمیتی آمریکا را دچار شوک کرد. اقتصاد آمریکا که از جنگ رمضان دچار خونریزی مالی شده بود، توان تأمین بودجه یک رویارویی نظامی دیگر را نداشت. لذا با منطق عقده‌گشایی به دو عرصه جایگزین، یعنی جنگ اقتصادی و جنگ شناختی پناه برد.

به عبارت دیگر، هزینه‌های گزاف نظامی و اقدامات راهبردی ایران، لذت تجاوز را به شکلی غیرقابل پیش‌بینی از رژیم آمریکا گرفت. 

این ناتوانی از تحمیل اراده خود با موشک، خشم فروخورده‌ای ایجاد کرد که اکنون با لباس تحریم و دستکاری‌ذهنیِ انتقام‌آمیز، خود را

تخلیه می‌کند. لذا این جنگ ترکیبی، یک واکنش عقده‌وار به زخم مالی باز آن رژیم است. 

در این چارچوب، جنگ اقتصادی نقش ایجاد تنگنای معیشتی و بی‌ثباتی انتظارات را ایفا می‌کند و جنگ شناختی این فشار را به سطح ادراک و قضاوت عمومی منتقل می‌سازد. نتیجه، تلاش برای بازآرایی موازنه از مسیر تأثیرگذاری درونی است. 

بنابراین، می‌توان این تحولات را واکنشی جبرانی برای بازسازی قدرت اثرگذاری در شرایطی دانست که گزینه‌های پرهزینه‌تر کارایی پیشین خود را از دست داده‌اند.

نکته‌ای که شکست این تهاجم شناختی و اقتصادی را قطعی می‌کند، انگیزه عمیق و گسترده مردم شریف ایران برای مقابله با این تهاجم همراه با خودآگاهی است. 

تحریم‌های 47 ساله علیه ایران ضمن اینکه بر مردم فشارهای زیادی را تحمیل کرد و با مهندسی استعمار شناختی و جنگ شناختی همراه بود نتوانست جامعه ایران را دچار شکست کند. 

بطور حتم جنگ شناختی و جنگ اقتصادی بعنوان مدل جنگ ترکیبی جدید هم از هم اکنون با شکست بزرگ روبرو خواهد بود. 

نتیجه جنگ نظامی حضور گسترده مردم در خیابان و نتیجه این جنگ ترکیبی شناختی و اقتصادی خشونت‌وار نیز منجر به حضور مردم و همه ظرفیت‌های ایران عزیز برای پیشرفت ایران و مقابله آگاهانه با نظام استعماری آمریکا خواهد شد.  

جنگ ترکیبی شناختی و اقتصادی به معنای منتفی شدن جنگ نظامی نیست اما بطور قطع، تجاوز نظامی احتمالی آمریکا در آینده، عمق بحران آمریکا را افزایش خواهد داد و رژیم غاصب اسرائیل را به فروپاشی نزدیک می‌کند.

کتابنامه منابع

بابایی، ح. (1404). جنگ شناختی. تهران: انتشارات متخصصان. 

خبرگزاری تسنیم. (2 اردیبهشت 1405). چرا اینترنت محدود ماند؟ حمله سایبری به قصد فلج کردن زندگی. بازیابی از: https://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/02/02/3565226/.

عاملی، س. ر. (1405الف). تکنیک‌های جنگ شناختی به عنوان فناوری غلبه ذهنی در جنگ رمضان. خبرگزاری فارس، 18 فروردین، بازیابی از: https://shorturl.at/n1got. 

عاملی، س. ر. (1405ب) شکست جنگ شناختی آمریکا بر علیه انسجام ملی ‌ایران،  خبرگزاری فارس، 28 فروردین، بازیابی از: https://shorturl.at/Iv3kY. 

هاشمی، س. (1405). تداوم ارتباطات در طوفان جنگ ترکیبی؛ روایتی از خدمت‌رسانی بی‌وقفه. خبرگزاری جمهوری اسلامی، 24 فروردین، بازیابی از: https://www.irna.ir/news/86126629/. 

ABP Live. (2026, April 11). Iran delegation carries Minab victims’ portraits, bloodied schoolbags as 'companions' on Pak flight. https://news.abplive.com/news/world/us-iran-attack-us-attack-shajareh-tayyebeh-school-in-minab-us-iran-peace-talk-iran-us-reach-islamabad-1835900.

Blake, A. (2026, April 10). Grim new economic numbers highlight how Trump is losing leverage against Iran. CNN Politics. https://edition.cnn.com/2026/04/10/politics/economic-numbers-trump-iran-leverage. 

Chosun Ilbo. (2026, March 20). Mossad threatens Iranian officers with personal details to undermine regime morale. https://www.chosun.com/english/world-en/2026/03/20/76F6JOYY6VC77AIUCWDFABMTCY/.

Cordey, S. (2019). Trend Analysis: The Israeli Unit 8200—An OSINT-based study. Center for Security Studies (CSS), ETH Zürich. https://css.ethz.ch/content/dam/ethz/special-interest/gess/cis/center-for-securities-studies/pdfs/Cyber-Reports-2019-12-Unit-8200.pdf. 

Hong Kong 01. (2026, April 11). Iranian media released the composition of the Iranian negotiating team; photos of children killed in the attack on the special plane were displayed as a tribute. https://www.hk01.com/即時國際/60339248. 

NPR. (2026, March 10). Old-school tricks and AI tech are weapons in the Iran war. WMRA. https://www.wmra.org/2026-03-10/old-school-tricks-and-ai-tech-are-weapons-in-the-iran-war.

Reuters. (2024, December 3). US imposes new sanctions on Iranian 'ghost fleet' tankers. https://www.reuters.com/world/us-imposes-new-sanctions-iranian-ghost-fleet-tankers-2024-12-03 /

Schleifer, R. (2014). Psychological Warfare in the Arab-Israeli Conflict. Springer.

The Detroit News. (2026, February 26). Melania Trump to chair a meeting of the UN Security Council, White House says. https://www.detroitnews.com/story/news/nation/2026/02/26/melania-trump-to-chair-a-meeting-of-the-un-security-council-white-house-says/88884438007/.

The Hindu. (2026, March 2). Hegseth insists the Iran conflict is 'not endless' and declares 'we fight to win'. https://www.thehindu.com/news/international/hegseth-insists-the-iran-conflict-is-not-endless-and-declares-we-fight-to-win/article70696713.ece.

The New Arab. (2025, December 8). Israel to quadruple hasbara spend in bid to salvage reputation. https://www.newarab.com/news/israel-quadruple-hasbara-spend-bid-salvage-reputation.

The New Arab. (2026, April 11). Iran delegation pays tribute to schoolchildren victims, bring blood-soaked belongings to truce talks. https://www.newarab.com/news/iran-pays-tribute-schoolchildren-victims-truce-talks.

The New York Times. (2026a, March 11). Democrats demand accountability from Hegseth on Iranian school strike. https://www.nytimes.com/2026/03/11/world/middleeast/democrats-hegseth-minab-school-strike.html.

The New York Times. (2026b, March 9). Video captures apparent strike near boys’ school in Iran. https://www.nytimes.com/2026/03/09/world/middleeast/iran-video-explosion-boys-school.html.

Toft, M. D. (2026, March 23). Overconfidence is how the US humbly loses wars. Asia Times. https://asiatimes.com/2026/03/overconfidence-is-how-the-us-humbly-loses-wars/. 

Toronto Star. (2026, March 2). Melania Trump presides at UN Security Council meeting on children in conflict as US attacks Iran. https://www.thestar.com/news/world/melania-trump-presides-at-un-security-council-meeting-on-children-in-conflict-as-us-attacks-iran/article_bb954b3c-c0f4-5781-add4-bcc96d599a20.html.

U.S. Department of the Treasury. (2024, October 11). Treasury sanctions shadow fleet and Chinese teapot

refineries for facilitating Iranian petroleum trade. https://home.treasury.gov/news/press-releases/jy2652 

Wintour, P. (2026, March 27). A war of regression: how Trump bombed the US into a worse position with Iran. Guardian. https://www.theguardian.com/world/2026/mar/27/how-trump-bombed-us-into-worse-position-iran-strategic-failure?ICID=ref_fark. 

WION. (2026, January 27).  'Decoy for B-2 bomber': Why Trump may be using USS Abraham Lincoln to distract Iran from real strike. https://www.wionews.com/photos/-decoy-for-b-2-bomber-why-trump-may-be-using-uss-abraham-lincoln-to-distract-iran-from-real-strike-1769479058480.

--------------------------------

  Self-defence

  Retaliation

  Deterrence

  Threat to regional security

  Escalation

  "In surprise daytime attack, U.S., Israel take out Iranian leadership" 

  Eliminate

  Near a primary school

  Khamenei’s hardline son

  Hardline leader

  Mysterious figure

  Slopaganda wars

  Slope

  Propaganda

  Psyops (Psychological operations)

یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
12:14
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید