دکتر حسن تاجبخش به مناسبت گرامیداشت مقام معلم مطرح کرد؛ معلمی تلاشی برای رهانیدن بشر از جهل مقام معلم در ذهن بسیاری از ما با مدرسه و دانشگاه گره خورده است؛ با این حال در نگاه عمیقتر، «معلم» مفهومی فراتر از یک عنوان شغلی در نظام آموزشی دارد. به گزارش روابط عمومی و اطلاعرسانی فرهنگستان علوم، دکتر حسن تاجبخش عضو پیوسته فرهنگستان علوم، در ابتدای این گفتوگو با اشاره به معنای گسترده معلم تأکید میکند که معلم تنها به آموزگار مدرسه یا استاد دانشگاه محدود نمیشود، بلکه هرکس دانشی به انسان بیاموزد در جایگاه معلم قرار میگیرد. به گفته او، علم نیز هم معنایی عام دارد که شامل آموختن مسائل مربوط به زندگی و جهان، و حتی ماورای طبیعت است، و هم معنایی خاص که به شاخههای تخصصی دانش مانند پزشکی، مهندسی یا حقوق مربوط میشود؛ از همین رو نخستین معلم انسان مادر است که زبان را به فرزند میآموزد و پس از آن پدر، آموزگاران مدرسه و همه کسانی که در طول زندگی چیزی به انسان میآموزند، در شمار معلمان او قرار میگیرند. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید: * روز معلم بیشتر در مدرسه گرامی داشته میشود، اما همانطور که میدانید تعلیم و تعلم و مقام معلم فراتر دوره مدرسه است. چه اینکه در دانشگاه ما با استادان مختلف روبرو هستیم که برای انسان الهامبرانگیز هستند. به طور کلی گاهی خارج از ضوابط آموزش عالی رسمی هم هر کس ممکن است معلمی برای خود داشته باشد. به نظر شما آیا این دیدگاه در مورد گرامیداشت مقام معلم محصور در چارچوب رسمی معلم به عنوان کارمند آموزش و پرورش یا استاد دانشگاه است یا اینکه معلم مفهومی فراتر و فاخرتر از این کلیشهها دارد؟ به نظر من معلم کسی است که علم میآموزد. علم هم حتماً مقید نیست بلکه یک جنبه عام و یک جنبه خاص دارد. جنبه عام علم به طور کلی آموختن مسائل مربوط به زندگی و همچنین ماورای طبیعت و زندگی است و یکی علم خاص است که منظور یک شاخه از علم میباشد به عنوان مثال یک نفر پزشک، مهندس یا حقوقدان و ... است. بنابراین هرکس به ما علم میآموزد معلم ماست و احترام او واجب است چنانکه اولین معلم انسان مادرش است که زبان به او آموخته و از طریق زبان باقی علوم را میآموزد. و بعد از آن پدر اوست و همچنین اطرافیان که در دوران مختلف زندگی، انسان از آنها چیزی میآموزد. اما به طور خاص معلم، ابتدا از معلم دبستان یا پیش از دبستان شروع میشود و پس از آن دبیرستان و دانشگاه که هرکدام به عنوان دبیر و استاد شناخته میشوند و مقام معلمی دارند. پایهگذار علم افراد ابتدا معلم دبستان است که اگر او خوب بیاموزد و انسان هم از او خوب بیاموزد، راهش به خوبی ادامه پیدا میکند ولی اگر از همان ابتدا خلل در کار باشد بعدها و در دوران دانشگاه مشکلساز میشود. پس از آن در اجتماع از دیگران نکاتی میآموزیم که همه آنها معلم هستند و حقشان واجب است. برای معلم دو چیز باید فراهم باشد، یکی حداقل امکانات زندگی و دیگری احترام. جنبه احترام بسیار مهم است و حرمت معلم یعنی برخورد با او، جایگاه شغلی او و ... . انَّ المعلم و الطبیب کلاهما لم ینصحان اذا لم یکرما واقنع به دردک اذجها طبیبک وأصبر لجهلک ان أهنت معلما معلم و طبیب نصیحت نمیکنند مگر اینکه احترام ببینند پس اگر طبیب را آزردی به درد خود بساز و اگر معلم را آزردی به جهل و نادانی بساز. در طول تاریخ جزو سنتهای ما بود که به معلم احترام بگذاریم و این احترام گذاشتن جلوی پای او برخاستن نیست بلکه معلم مثل پدر است و همان احترامی که برای پدر خود قائل هستیم برای معلم هم باید قائل باشیم زیرا هستی معنوی افراد به معلم بستگی دارد. در وصیتنامه بقراط برای طبیبان آمده است که معلم و استاد را مثل پدر خود گرامی بدارید و به فرزندان استاد خود طبابت بیاموزید زیرا وجود معنوی شما به استاد بستگی دارد. * به نظر می رسد در یک نگاه کلی امر معلمی را بتوان به دو مقام تعلیم و مقام تربیت تفکیک کرد. به نظر شما اهمیت و فضل تقدم با کدام یک از این دو شئون است؟ آیا معلم باید هم تربیت و هم تعلیم بدهد یا یک اینکه آموزش یک شان برای معلم کافی است و دانشآموز خود باید مورد دیگر را اکتساب کند؟ مقام تعلیم وظیفه اصلی معلم است اما معلم با رفتار و شیوه برخورد خود تربیت هم میکند. تربیت بیشتر از همه جا و در ابتدا در خانواده آغاز میشود و سپس در مدرسه اتفاق میافتد. در قدیم شیوه آموزش تفاوت داشت و به دانشآموز بسیار سخت میگرفتند و ادبآموزی را با تنبیه همراه میکردند که کار صحیحی نبود. رفتار معلم خود تربیتکننده است. همچنین همراه با آموزش چه در مدرسه یا مکانهای آموزشی دیگر، نظم بسیار اهمیت دارد. یعنی به موقع سر کلاس حاضر شدن، غیبت نکردن، انجام تکالیف و غیره. دانشآموز در بین همکلاسان خود شیوه رفتار با دیگران را میآموزد که ناظم نظارت میکند و بدین ترتیب نظم را هم میآموزد. اما در درجه اول رفتار خانواده بسیار اهمیت دارد. برای معلم علمآموزی اولویت اول را دارد اما همان دقت و صحت و دلسوزی که در آموختن علم دارد باز هم در تربیت شاگرد اثرگذار است. * اگر خاطرهای از دوران معلمی خود یا معلمهای خود دارید بیان کنید. من خاطرههای زیادی از معلمها چه در ایران و چه در خارج دارم. بسیار معلمهایی بودند که وجود خود را برای شاگرد میگذاشتند و با رفتار خوش هرچه داشتند در طبق اخلاص میگذاشتند. خودم هم بیش از پنجاه سال علمآموزی در دانشگاه هرچه میتوانستم برای دانشجو انجام میدادم. معلم دو وظیفه دارد تعلیم درس و تهیه درس مانند نوشتن کتاب و مقالات و غیره. شاگرد تشخیص میدهد که معلم به کار خود وارد است و گفتار و آموزش او همراه با صداقت است و یا به عبارت دیگر دانش و وارستگی با هم همراه است و همه اینها باید در راه خدمت به بشریت باشد. در این رابطه سعدی میفرماید: صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود تا اختیار کردی از آن این فریق را گفت آن گلیم خویش به در میبرد ز موج وین جهد میکند که بگیرد غریق را یعنی معلمی جهدی است که بشر را از غرقشدن در جهل میرهاند و اول باید خود سعی کند تا از جهل رهانیده شود. ذات نایافته از هستی بخش، کی تواند که شود هستی بخش معلم آینه شاگرد است چنانکه پدر و مادر آینه فرزند هستند و فرزند جلوهگاه پدر و مادر و معلم است». شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ 11:04 چاپ اشتراک گذاری ias.ac.ir/fa/news/1938/ فرهنگستان علوم دکتر حسن تاجبخش روز معلم میانگین امتیاز کاربران: 0.0 (0 رای) 12345 امتیاز 12345 برای امتیاز باید عدد وارد کنید ایمیل صحیح نیست ایمیل نمایش داده شود. تعداد کاراکتر باقیمانده: 500 نظر خود را وارد کنید بازخوانی بازخوانی ارسال