روابط عمومی و اطلاع رسانی فرهنگستان علوم/ یادداشت؛ دکتر سعیدرضا عاملی – استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران – عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی و شورایعالی فضای مجازی مقدمه از سپیدهدم تاریخ تا امروز، حکایت بشریت چیزی جز نبرد مستمر میان نور و ظلمت، تقوا و طغیان و مدینه فاضله الهی در برابر جاهطلبیهای قدرتهای زمینی نبوده است. بر اساس گواهی یکپارچه تورات، انجیل و قرآن، شر، نیرویی همتراز با خیر نیست، بلکه تحریف از آن و کژرویای است که علیه نظم الهی به طغیان برمیخیزد و میکوشد از طریق خشونت، فریب و تکبر، خود را بر تخت بنشاند. اما به استعاره انجیل، اگرچه مار (شیطان) پاشنه نسل زن را نیش میزند ، اما سرانجام سرِ مار به دست قدرت الهی کوبیده خواهد شد. آنچه این روزها شاهد آن هستیم، از فرود آمدن بمبها در ماه مبارک رمضان بر سر مردم بیگناه و ترور رهبر شهید حکیم انقلاب آیتالله العظمی خامنهای (ره) تا به تمسخر گرفتن ساحت قدسی پاپ لئوی چهاردهم، همان ظلمت کهنی است که همواره به شکست دچار گردیده است؛ چرا که خدای ابراهیم، موسی، عیسی و محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) منزه از سخره شیطان و سکوت در مقابل ظلم است. او پروردگار این جهان است و هرگز بندگان صدیق خود را رها نخواهد کرد. در ذیل این افق لاهوتی است که بایستی تجاوز غیرقانونی ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، غزه و لبنان را فراتر از موضوعی ژئوپولیتیکی، به عنوان اقدامی علیه اخلاق و معنویت درک کرد که در امتداد همان مبارزه ازلی یعنی طغیان مستمر طالحان علیه صالحان و هتاکان علیه مقدسان است. در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۴۰۵، پاپ لئوی چهاردهم به رسالت خود به عنوان نماینده مسیحیت عمل و خطاب به جنگافروزان و تجاوزکاران اعلام کرد: «خداوند هیچ جنگی را برکت نمیدهد و پیروان مسیح، آن پیامآور صلح، هرگز در کنار کسانی نخواهند ایستاد که در گذشته شمشیر میکشیدند و امروز بمب میافکنند» (پاپ لئو، ۱۴۰۵الف). دو روز بعد، در ۲۳ فروردین، ترامپ با کفرگویی به این پیام پاپ پاسخ داد. او تصویری ایجاد شده توسط هوش مصنوعی را منتشر کرد که در آن خود را در قامت مسیحِ شفا دهنده، پوشیده در جامهای سفید و سرخ با دستانی ساطع از نور، در میان پرچمهای آمریکا، عقابها و جنگندهها به تصویر کشیده بود (یاهو نیوز، ۲۰۲۶). حتی حامیان او نیز از این اقدام وی منزجر شدند. مارجری تیلور گرین، یک عضو تندرو حزب جمهوریخواه در مجلس نمایندگان آمریکا، این اقدام را «چیزی فراتر از کفر» و برخاسته از «روح دجال» (سیانان، ۲۰۲۶) نامید. مگان بوشام، نویسنده راستگرای آمریکایی و طرفدار مسیحیت انجیلی محافظهکار نیز از او خواست «ابتدا از پیشگاه ملت آمریکا و سپس از درگاه الهی طلب بخشش کند» (ایبیسی، ۲۰۲۶). ترامپ در مقابل، به شیوهای بزدلانه و در سکوت، تصویر را حذف کرد اما هیچ پوزشی نطلبید و وقیحانه مدعی شد که قصد داشته تصویر یک پزشک صلیب سرخ را ترسیم کند و بنابراین عذرخواهی منتفی است (سیانبیسی، ۲۰۲۶). تصویر تولید شده توسط هوش مصنوعی که ترامپ را در هیبت مسیح نشان میدهد و در حساب کاربری او در شبکههای اجتماعی منتشر شد در پی فشارهای فزاینده عمومی، ترامپ با بزدلی تصویر کفرآمیزی را که در آن خود را به عنوان مسیح به تصویر کشیده بود، از حساب کاربری خود حذف کرد این از مورادی است که داوری در خصوص آن باید با صراحت بیان شود. چنین انسانهایی دولتمرد نیستند بلکه جنایتکاران جنگی و هتاکان به مقدساتاند. خدای آنها، خدای عیسی مسیح (ع) نیست. همانطور که پاپ در پاسخ به عمل ننگین ترامپ، در مسیر پرواز به الجزایر اعلام کرد: «قلب مسیح با اشرار، مستکبران و خودپسندان نیست» (پاپ لئو، ۱۴۰۵ب). اکنون تمامی آزادگان جهان باید انتخاب کنند. سکوت، همدستی با ظالم است. خدای عدالتگستر مؤمنانش را فرا میخواند و خدای جنگطلبان، قربانیهای خودش را میطلبد. انتخاب کنید! بخش اول: خدای جنگ در برابر پروردگار حق و عدالت دونالد ترامپ انتخاب خود را با صراحتی خللناپذیر انجام داده است. خدایی که او بندگیاش را میکند، «پدرِ آسمانیِ» عیسی مسیح (ع) نیست که فرامینش قتل را نهی میکند (سفر خروج ۲۰:۱۳)، ریختن خون بیگناهان را حرام میشمارد (سفر خروج ۲۳:۷)، بر اجرای عدالت علیه ستمگران پای میفشارد (ارمیا ۲۲:۳) و فرمان میدهد که هیچکس نباید مستضعفان و آسیبدیدگان را مورد استثمار یا آزار قرار دهد (سفر خروج ۲۲:۲۲–۲۴). اله او «بَعلِ جنگ» است؛ همان معبود باستانی کنعانیان که پرستشاش مستلزم قربانی کردن کودکان بود، محرابش با خون مظلومان سیراب میشد و اکنون نیز کاهنانش میخواهند که حتی عالیترین مقام مسیحیت نیز در برابر پیرو هتاکش سر تعظیم فرود آورد. شواهد به وضوح روشن است. در حالی که بمبافکنهای ترامپ در ماه مبارک رمضان، محلههای مسکونی در ایران و لبنان را به خاکستر بدل میکردند، او با تکبر از «ثبت پایینترین آمار جرم و جنایت»! و ایجاد «بزرگترین بازار بورس در تاریخ» (تایم، ۲۰۲۶ب) سخن میگفت. این همان منطق شر است. این باور که شرارت با شکوفایی همساز است و سلاخی انسانها میتواند به پانوشتی در یک گزارش اقتصادی تقلیل یابد. هنگامی که مستقیماً از ترامپ پرسیده شد که آیا خداوند با جنگ علیه ایران موافق است، پاسخ داد: «موافقم، چون خدا خوب است ـ چون خدا خوب است و میخواهد ببیند که به مردم رسیدگی میشود»! (الجزیره، ۲۰۲۶). وزیر جنگ او، از این هم فراتر رفت و از آمریکاییها خواست برای پیروزی «به نام عیسی مسیح» دعا کنند. او همچنین نجات یکی از خلبانان آمریکایی را با رستاخیز حضرت عیسی (ع) مقایسه کرد (الجزیره، ۲۰۲۶). بدین ترتیب کفرگویی به اوج خود رسید تا از مسیح متبرک، آن شاهزاده صلح و عدالت برای تبرک عرادههای مرگ استمداد جسته شود. اما آن خدای حقیقی که آیتالله العظمی خامنهایِ شهید (ره) و پاپ لئوی چهاردهم هر دو به او شهادت میدهند، به نحوی بنیانی کمالی متفاوت است. همانطور که پدر مقدس در ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد: «خداوند به هیچ منازعهای برکت نمیدهد. هر که پیرو مسیح، آن شاهزاده صلح باشد، هرگز در کنار کسانی نخواهد بود که روزی شمشیر میکشیدند و امروز بمب فرو میریزند» (پاپ لئو، ۱۴۰۵الف). ایشان در «یکشنبه نخل» (۹ فروردین ۱۴۰۵) نیز به وضوح به مؤمنان یادآوری کرد که «عیسی پادشاه صلح است؛ او جنگ را طرد میکند و هیچکس نمیتواند از نام او برای توجیه جنگ بهره جوید» (پاپ لئو، ۱۴۰۵الف). این همان خدایی است که به گفته پاپ، قلبش «از جنگ، توحش، بیعدالتی و دروغ به درد آمده و پارهپاره گشته است» (پاپ لئو، ۱۴۰۵ج). این خداوند، همان خدای قرآن است که بشریت را فرا میخواند تا همگی در صلح و سلم درآیند (سوره بقره، آیه ۲۰۸)، تأکید میکند که همه مؤمنان با یکدیگر برادر و خواهر هستند (سوره حجرات، آیه ۱۰)، اعلام میدارد که هر کس جان یک انسان را نجات دهد گویی تمام بشریت را نجات داده است (سوره مائده، آیه ۳۲) و همانا متجاوزان را دوست ندارد (سوره بقره، آیه ۱۹۰). اکنون تلاقی این دو مسیر غیرقابل انکار است. آیتالله العظمی خامنهای (ره) توسط رژیمهای آمریکا و اسرائیل ترور شد، چرا که به عنوان مرجعیتی معنوی با صدور فتوایی الزامآور که سلاحهای هستهای را طبق شریعت اسلامی «حرام» اعلام کرده بود (خامنهای، ۲۰۱۰؛ ۲۰۱۳)، بزرگترین مانع دینی در برابر نظامیگری آمریکایی ـ صهیونیستی بود. توهینها به پاپ لئوی چهاردهم، از جمله انتشار تصویر ترامپ در شمایل مسیح در میان جنگندهها، تلاشی برای تحقیر مقتدرترین صدای مسیحی در دفاع از همین حقیقت بود. دو رهبر دینی از دو سنت ریشهدار و حاوی یک پیام توسط یک محور نسلکش مورد هجمه قرار گرفتند. انتخاب میان نور و ظلمت پیش روی ماست. انتخاب کنید! بخش دوم: ترور حقیقت و عدالت دومین بند از این کیفرخواست به یک جنایت قتل مربوط است. در ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۵، نیروهای محور آمریکایی ـ صهیونیستی حملهای هوایی را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند. در میان شهدای این تجاوز، آیتالله العظمی سید علی خامنهای (ره)، رهبر ایران و مرجع تقلید عالیقدرِ نزدیک به سیصد میلیون مسلمان شیعه و رهبر معنوی بسیاری از مسلمانان با گرایشهای مختلف در سراسر جهان بود. در این اقدام، جنایتی مضاعف نهفته است. سالها بود که دولتهای غربی دشمنی خود با ایران را با تمسک به شبح تسلیحات هستهای توجیه میکردند؛ حال آنکه آیتالله العظمی خامنهای (ره) مقتدرترین صدای دینی علیه تسلیحات هستهای در کل جهان اسلام بود. ایشان در فتوایی الزامآور که در اوایل دهه ۱۳۸۰ صادر و بارها بر آن تأکید کردند، اعلام داشتند که توسعه، انباشت و استفاده از سلاحهای هستهای طبق شریعت اسلامی «حرام» است. ایشان فرمودند: «ما منشأ این را بر طبق مبانی اعتقادی و دینی خودمان، به کار بردن سلاحهای کشتار جمعی از قبیل بمب اتم را مطلقاً ممنوع میدانیم؛ این را حرام میدانیم. این، [مطابق با آیه 205 سوره بقره] نابود کردن حرث و نسل است که قرآن آن را صریحاً نهی کرده؛ ما دنبال این نیستیم» (آیتالله العظمی خامنهای، ۱۳۸۹) و نیز: «ما معتقدیم که سلاح هستهای جنایت علیه بشریت است و نباید تولید شود؛ آنچه هم که در دنیا وجود دارد، باید محو شود و از بین برود» (آیتالله العظمی خامنهای، ۱۳۹۲). رهبری که به عنوان مؤثرترین سد دینی جهان در برابر اشاعه تسلیحات هستهای ایستاده بود، توسط کسانی ترور شد که ادعا میکردند بیش از همه از این اشاعه میهراسند. این ریاکاری مطلق است. پیامد این اقدام به همان اندازه که هولناک است، گریزناپذیر نیز مینماید. ترامپ و نتانیاهو مرجع تقلید و رهبر یک امتی را به شهادت رساندند که تنها جرمش پافشاری بر قداست حق و عدالت بود و اینکه ابزارهای کشتار جمعی در زرادخانه هیچ ملت خداشناسی جایی ندارد. آنها یک صالحِ خداجوی را ترور کردند تا راه را برای جنگ بگشایند. همانطور که پدر مقدس اعلام کرد: «انسانهای بیگناه بسیاری کشته شدهاند و من معتقدم کسی باید برخیزد و بگوید که راه بهتری هم وجود دارد» (پاپ لئو، ۱۴۰۵ب). آن راه بهتر در وجود شریف آیتالله العظمی امام خامنهای (ره) تجسم یافته بود. اکنون آن صدا خاموش شده است و کسانی که آن را خاموش کردند، نماینده عالی مسیحیت را به سبب بیان همان حقیقت به تمسخر میگیرند. آنها دشمنان حقیقتند. هیچکس نمیتواند بیطرف بماند. تاریخ خواهان صدور حکم خویش است. در کنار حقیقت بایستید و آن را انتخاب کنید! بخش سوم: اهانت به ساحت مسیح (ع) و تحقیر پاپ سومین بند این کیفرخواست، نه به قتل، بلکه به تمسخر مربوط است؛ هرچند هر دو از قلب فاسد یک کافر و هتاک سرچشمه میگیرند. در ۲۳ فروردین ۱۴۰۵، دونالد ترامپ در حساب کاربری خود در تروت سوشل، تصویری ساخته شده توسط هوش مصنوعی را منتشر کرد که در آن خود را در قامت مسیح به تصویر کشیده بود. در اطراف این خود ـ مسیح پندار، آیکونگرافی امپراتوری آمریکا به چشم میخورد. یک سرباز، یک پرستار، زنی در حال دعا و بر فراز همه آنها، پرچم آمریکا، عقابها و هواپیماهای جنگنده. این همان «بتپرستی دیجیتال» و همان «تمثال تراشیده شدهای» است که در فرمان دوم از ده فرمان حضرت موسی (ع) نهی شده است (سفر خروج ۲۰:۴-۶) و اکنون در قالب پیکسلها برای پرستش میلیونها نفر منتشر گشته است. تنشها بلافاصله بالا گرفت تا آنکه فشارها غیرقابلتحمل شد و ترامپ با بزدلی و نه از روی پایبندی به اصول، بلکه از روی ترس مجبور شد تصویر را از حساب خود حذف کند. وی در بیانیهای ۳۳۴ کلمهای و سرشار از دروغ که در شامگاه ۲۳ فروردین منتشر کرد، به پاپ لئوی چهاردهم تاخت و او را در مقابله با جرم و جنایت «ضعیف» و در سیاست خارجی «فاجعهبار» خواند. او مدعی شد که پاپ آلت دست «چپگرایان افراطی» است و اعلام داشت: «من پاپی را نمیخواهم که از رئیسجمهور ایالات متحده انتقاد کند» (گاردین، ۲۰۲۶). او حتی ادعا کرد که کلیسا پاپ را صرفاً به توصیه او برگزیده است: «اگر من در کاخ سفید نبودم، لئو هم در واتیکان نبود» (همان). بدین ترتیب، نماینده عالی مسیحیت و جانشین پطرس قدیس، تا حد یک انتصاب سیاسی در خدمت رئیسجمهور آمریکا تنزل داده شد. این حجم از تکبر و خودبزرگبینی مبهوتکننده است. پاسخ پاپ به این ادعا، به سرعت و با اقتداری الهی صادر شد. پاپ لئوی چهاردهم، با صدور حکمی پاسخ داد: «قلب مسیح با اشرار، مستکبران و خودپسندان نیست» (پاپ لئو، ۱۴۰۵ج). این حکمی قطعی و الهی است. همان مسیحی که صرافان را از معبد بیرون راند (انجیل متی ۲۱:۱۲-۱۳)، اکنون از زبان نماینده خود، خط فاصلی میان فروتنان و مستکبران ترسیم کرده است و ترامپ در سمت اشتباه این خط قرار دارد. و سپس، دفاعیهی «شوخی بود» از راه رسید! جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور، به خبرنگاران گفت: «فکر میکنم رئیسجمهور فقط یک شوخی را به اشتراک گذاشته بود. البته او تصویر را برداشت چون متوجه شد بسیاری از مردم شوخطبعی او در این مورد را درک نمیکنند» (ونس، ۲۰۲۶، به نقل از تایم، ۲۰۲۶ب). اگر چه این توجیه از زبان یک به اصطلاح مومن مسیحی کاتولیک صادر میشود؛ اما کفرگویی و هتک حرمت، «موضوع طنز» نیست. فرمان دوم از ده فرمان، مقدمهای برای یک استندآپ کمدی شبانه نیست. زمانی که نیروی هوایی شما در حال بمباران کلیساها و مساجد و کنیسهها است ـ و زمانی که به اصطلاح وزیر جنگ شما از آمریکاییها میخواهد برای پیروزی «به نام عیسی مسیح» دعا کنند (هگست، ۲۰۲۶، به نقل از انپیآر، ۲۰۲۶) ـ دفاعیهی «شوخی بود» نه تنها ناکافی، بلکه اعترافی به ورشکستگی اخلاقی است. لحظه تصمیمگیری دیگر نمیتواند به تأخیر بیفتد. جهان میان عدالت و انکار عدالت تقسیم شده است. یکایک وجدانهای انسانی باید پاسخگو باشند. انتخاب کنید! بخش چهارم: همدستی با رژیم نسلکش صهیونیستی چهارمین بند این کیفرخواست، از اتحاد خونینی پرده برمیدارد که دو فرد جنایتکار و سفاک را به هم پیوند داده است. رژیم آمریکایِ ترامپ صرفاً حامیِ رژیم اسرائیلِ نتانیاهو نیست؛ بلکه پوشش دیپلماتیک، تسلیحات و مشروعیت سیاسی لازم برای اعمال تجاوزکارانه و جنایات دستهجمعی را فراهم میکند. همان نخستوزیری که بر یک سیستم صهیونیستیِ مبتنی بر سلطه نژادی که سازمانهای حقوق بشری آن را «آپارتاید» توصیف کردهاند (عفو بینالملل، ۲۰۲۲) ریاست میکند، مورد تشویق همان طبقه سیاسی قرار میگیرد که اکنون نماینده مسیحیت را به باد استهزا میگیرد. شواهد کودککشی تکاندهنده است. جنگ چهلروزه علیه ایران در پی هجده ماه نسلکشی در غزه صورت گرفت؛ جنایتی که در آن بیش از هفتاد و پنج هزار فلسطینی، از جمله بیش از هفده هزار کودک، توسط رژیم صهیونیستی (اوچا، ۲۰۲۵) با سلاحها و بودجه رژیم آمریکا به شهادت رسیدند. گسترش جنگ به لبنان نیز پاسخ به هیچ تهدید وجودی نبود، بلکه هدف قرار دادن آگاهانه مقاومتِ روحِ بشری بود. همانطور که ائتلاف سبز جهانی در محکومیت این تهاجم اعلام کرد، این کارزار «نقض فاحش قوانین بینالمللی» و «جنایتی علیه وجدان بشریت» است (ائتلاف سبز جهانی، ۱۴۰۵). هدف هرگز صرفاً حماس یا حزبالله نیست بلکه هرگونه تبلور مقاومت سازمانیافته در برابر اشغالگری و هر صدایی است که از پذیرش غصبِ سرزمینش سر باز میزند. و اینجا به ریاکاریای میرسیم که هرگونه ادعایِ باقیمانده برای مرجعیت اخلاقی را در هم میشکند. در همان شبی که بمبهای رژیم کودککش اسرائیل بر محلههای غیرنظامی بیروت فرو میریختند، ترامپ پاپ لئوی چهاردهم را به «ضعف در قضاوت جرم و جنایت» متهم کرد. رئیسجمهوری که رژیمش تسهیلگر قتل عام کودکان در غزه است، برای نماینده عالی مسیحیت درباره قضاوت نسبت به جنایت، درس اخلاق میدهد. نخستوزیر رژیم صهیونیستی، که هدف قرار دادن بیمارستانها، مدارس و اردوگاههای پناهندگان توسط نیروهایش در دیوان کیفری بینالمللی مستند شده است، در حالی سکوت میکند که شریک آمریکاییاش مقتدرترین صدای مسیحیت برای حقطلبی را تحقیر میکند. اشعیای نبی هشدار داده بود: «وای بر کسانی که بدی را نیکی و نیکی را بدی میخوانند؛ که تاریکی را به جای نور و نور را به جای تاریکی میگذارند» (کتاب اشعیا ۵:۲۰). ترامپ و نتانیاهو واژگان اخلاقیِ تمدن بشری را با زبانِ دجال معاوضه کردهاند. آنها قتل را امنیت مینامند، کفرگویی را شوخی میخوانند و پاپی را که برای جان کودکان التماس میکند، ضعیف خطاب میکنند. بگذارید جهان که شاهد این واژگونیِ ارزشها است، آن را به نام واقعیاش بخواند. در سکوت هیچ پناهی نیست؛ در بیطرفی هیچ بهانهای نمیتوان جست. اکنون خط فاصل میان خیر و شر ترسیم شده است. انتخاب کنید! بخش پنجم: «قلب خداوند از جنگ، توحش، بیعدالتی و دروغ پارهپاره است» پنجمین بند این کیفرخواست، به معماریِ فریب مربوط است. پیش از فرود آمدن هر بمب، باید دروغی در توجیه آن ساخته و پرداخته شود. پیام ترامپ در ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ حاوی سه دروغ مشخص درباره پاپ، ایران و ونزوئلا بود که هر یک با هدف جلب رضایت عمومی برای به راه انداختن حمام خون طراحی شده بودند. این دروغها باید کالبدشکافی، برملا و طرد شوند. اولین دروغ این است که «پاپ با پشتیبانی ترامپ منصوب شده» و او «در مقابله با جرم و جنایت ضعیف» و «در سیاست خارجی فاجعهبار» است. ترامپ مدعی شد که پاپ لئو صرفاً بر اساس توصیه او برگزیده شده است. این یک دروغ آشکار و خودشیفتگی بیمارگونه است. علاوه بر این، ترامپ پاپ را در برابر جرم و جنایت ضعیف خواند. این نیز دروغی برای انحراف افکار عمومی است. پاپ، کمیسر پلیس نیست؛ رسالت او ترویج انجیل است که به عشق به انسان و صلحجویی فرمان میدهد. متهم کردن نماینده عالی مسیحیت به ضعف در برابر جنایت و آن هم به دلیل امتناع از متبرک خواندن جنگی تجاوزکارانه، در حقیقت حملهای است به او تا مأموریت الهی خود را به پای منطق خونآلود یک امپراتوری نسلکش قربانی کند. دومین دروغ این است که ایران برنامه سلاح هستهای دارد. ترامپ نوشت که او «پاپی را نمیخواهد که فکر میکند داشتن سلاح هستهای برای ایران بلامانع است.» این دروغ چنان عیان است که به هوش هر خوانندهای توهین میکند. همانطور که پیشتر مستند شد، آیتالله العظمی خامنهای (ره) فتوایی الزامآور صادر کرده است که بر اساس آن، سلاحهای هستهای طبق فقه اسلامی حرام اعلام شده بود (آیتالله العظمی خامنهای، ۱۳۸۹؛ ۱۳۹۲). ترامپ پاپ را به حمایت از چیزی متهم میکند که رهبر دینی خودِ ایران پیشتر آن را ممنوع کرده بود. این ادعا نه تنها کذب، بلکه واژگون جلوه دادنِ حقیقت است. سومین دروغ مدعی است که ونزوئلا در حال ارسال مواد مخدر به آمریکا است. ترامپ در هجمه خود علیه پاپ لئو ادعا کرد که آمریکا به ونزوئلا حمله کرده است زیرا این کشور «مقادیر عظیمی مواد مخدر به آمریکا میفرستاد و بدتر از آن، زندانهای خود را از قاتلان و قاچاقچیان تخلیه و آنها را روانه کشور ما میکرد.» این یک تئوری توطئه است که هیچ پایه و اساس اثبات شدهای ندارد. دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد همواره مسیرهای اصلی ورود مواد مخدر غیرقانونی به آمریکا را از طریق مکزیک و آمریکای مرکزی و نه ونزوئلا شناسایی کرده است (اواناودیسی، ۲۰۲۵). کیست که نداند محرک اصلی تجاوز غیرقانونی ترامپ به ونزوئلا، حرص و ولع برای تصاحب ثروت نفتی آن کشور است؟ این دروغ در خدمت این هدف است که ونزوئلا را به جای یک کشور دارای حاکمیت مستقل، به عنوان بنگاه جنایی ترسیم کند و بدین ترتیب، مردم آن کشور را از ملاحظات اخلاقی که شایسته هر انسانی است، محروم سازد. در مواجهه با چنین رذالت، فرومایگی و خباثتی، پیام امید از سوی پاپ لئوی چهاردهم صادر شد که اعلام داشت: «قلب خداوند از جنگ، توحش، بیعدالتی و دروغ پارهپاره است. اما قلب پدرِ ما با اشرار، مستکبران یا خودپسندان نیست. قلب خداوند با کوچکان و فروتنان است و با آنان، او ملکوت عشق و صلح خود را هر روزه بنا میکند. هر جا که عشق و خدمت باشد، خدا آنجاست» (پاپ لئو، ۱۴۰۵د). زمان تردید به پایان رسیده است. آنچه باقی میماند، صراحت اخلاقی است. هر ملت آزادهای اکنون باید موضع خود را مشخص کند. انتخاب کنید! فراخوان جبهه ابراهیمی در مقابله با ظلم لحظه تصمیمگیری فرا رسیده است. سکوت دیگر جایز نیست؛ اکنون بیطرفی به معنای همدستی با ظالم است. خطاب به هر مسیحی، هر مسلمان و هر یهودی که در قلب خود به خداوند ایمان دارد و خدای یگانه را طالب رحمت میداند، اکنون زمان ایستادگی است. مسیحیان جهان! پاپ اعظم مورد استهزا قرار گرفته است. نماینده عالی مسیحیت و جانشین پطرس قدیس، توسط فردی «ضعیف در برابر جنایت» خوانده شده که رژیمش هم عامل و هم تسهیلگرِ کشتار کودکان است. تمثال منجی، عیسی مسیح (ع)، که شمشیر را طرد کرد و حواریون خود را به محبت به یکدیگر فرمان داد، توسط جنگافروزی غصب شده است که چهره خود را به جای چهره مسیح نشانده است. از کرسی مقدس واتیکان دفاع کنید. پیروی از مسیح نه مستلزم پارساییِ منفعل، بلکه نیازمند مقاومت فعال در برابر قدرتهایی است که با حقیقت ستیزه میکنند. همانطور که پولس قدیس نوشت: «جنگ ما با گوشت و خون نیست، بلکه با فرمانروایان و مقتدران و جهاندارانِ این دنیای تاریک است» (نامه به افسسیان ۶:۱۲). این قدرتها اکنون در کاخ سفید سکنی گزیدهاند. مسلمانان جهان! آیتالله العظمی خامنهای (ره) در ماه مبارک رمضان ترور و به شهادت رسید؛ همان ماهی که قرآن کریم در آن به دعا و آشتی فرمان داده است (سوره بقره، آیه ۱۸۵). قداست این شریفترین ماه توسط رژیمهای آمریکا و اسرائیل هتک شد. این تجاوز، رقابتی سیاسی میان کشورها نیست؛ بلکه جنگی مذهبی است که توسط پیروانِ شیطان علیه پیروانِ خداوند علم شده است. کلیمیان و یهودیان جهان! بنیامین نتانیاهو از زبان تورات سخن نمیگوید؛ او به زبانِ سرنیزه سخن میگوید. تورات فرمان میدهد: «قتل مکن!» (سفر خروج ۲۰:۱۳). فرمان میدهد: «عدالت! تنها عدالت را پیروی کن!» (سفر تثنیه ۱۶:۲۰). فرمان میدهد: «همسایهات را همچون خودت محبت نما!» (سفر لاویان ۱۹:۱۸). توحیدِ حقیقی، پرستش قدرت نظامی را طرد میکند. انبیای بنیاسرائیل کسانی را که «به ارابههای جنگی توکل میکنند» محکوم کردهاند (مزمور ۲۰:۷). اجازه ندهید جنایتکار جنگیای که به نسلکشی ملتها مبادرت کرده است، ادعا کند که به نام نسل ابراهیم (ع) سخن میگوید. اکنون وفاقِ جهانی همچون نوری تابان عیان گشته است. فراخوان پاپ برای صلح و فتوای آیتالله العظمی خامنهای (ره) علیه سلاحهای هستهای، هر دو نوری واحد هستند که از منبعی الهی ساطع شدهاند. توهینهای ترامپ به پاپ و بمبهای او بر سر مردم بیگناه، هر دو از یک تاریکی واحد سرچشمه میگیرند. نور را برگزینید! ما در پیشگاه وجدان بشریتِ متمدن و در برابر محکمه عالی الهی، دونالد جان ترامپ و بنیامین نتانیاهو را عناصر نامطلوب اعلام میکنیم. آنها شایسته احترامی که بایستی نثار دولتمردان شود نیستند. آنها مستحق تکریمی که به رهبران تعلق میگیرد نیستند. آنها جنایتکار جنگی و هتاک به مقدسات هستند و جایگاه آنان در جایگاه مجرمانِ ضد عدالت بینالمللی است. آنها باید برای سه جرم مشخص محاکمه شوند. نخست، جنایات جنگی! ترور آیتالله العظمی خامنهای (ره) و هدف قرار دادن عامدانه غیرنظامیان در غزه، ایران و لبنان، نقض آشکار کنوانسیونهای ژنو و اساسنامه رم است (سازمان ملل، ۲۰۲۵). دوم، جنایت علیه بشریت! جنگ رمضان علیه ایران و تهاجم به لبنان، جنگهایی تجاوزکارانه بودند که برای تحکیم قدرت سیاسی و گسترش سلطه امپریالیستی ارتکاب یافتند و سوم، کفرگویی و هتک حرمت! تصویرِ ساخته شده توسط هوش مصنوعی که ترامپ را در قامت عیسی مسیح (ع) نشان میدهد، گذشته از توهین به ساحت قدسیِ اقنوم دومِ تثلیث، اهانت به هر مؤمنی است که به مقام «تجسدِ کلمه» حرمت مینهد. زمان ظلم به پایان رسیده پدر مقدس آخرین هشدار را صادر کرده است. پاپ لئوی چهاردهم اعلام داشت: «قلب مسیح با اشرار، مستکبران و خودپسندان نیست» (پاپ لئو، ۱۴۰۵ج). اکنون اشرار شناسایی شدهاند. استکبارِ آنها افشا گشته و تکبرشان در شبکههای اجتماعی پیش چشم جهانیان به نمایش درآمده است. کمتر از یک ساعت پس از نگارش متن حاضر، پیام مقدس دیگری از سوی پاپ به جهان مخابره شد: «وای بر کسانی که دین و نام مقدس خدا را برای مطامع نظامی، اقتصادی و سیاسی خود به بازی میگیرند و مقدسات را به تاریکی و آلودگی میکشانند» (پاپ لئو، ۱۴۰۵هـ). بگذارید جهان دست به کار شود. بگذارید دیوان کیفری بینالمللی احکام بازداشت خود را صادر کند. بگذارید تمام مومنان صدای خود را در محکومیت این مستکبران و خودپسندان بلند کنند. بگذارید کلیساها ناقوسهایشان را به صدا درآورند، مساجد بانگ اذان سر دهند و کنیسهها دعاهایشان را برآورند. خدای عدالتگستر مومنانش را فرا میخواند. زمان سکوت به پایان رسیده است. اقدامات جدید دونالد ترامپ در فرستادن وزیز خارجه آمریکا مارکو روبیو نیز ترمیم کننده اقدامات سخیف ترامپ در توسعه خشونت و ترور و شهادت کودکان و امام شهداء و شخصیتهای نظامی و غیر نظامی نخواهد بود و در واقع ظلم سیاستبردار نیست ولو به روشهای مختلف متوسل شوند. بدیهی است برای اهل ایمان، ظلم وساطتپذیر نیست. و وساطت مارکو روبیو هم نمی تواند منشاء ترمیم ارتباطات ایمان و ظلم شود. پایان پیام/