به گزارش روابط عمومی و اطلاعرسانی فرهنگستان علوم، نشست مجازی گروه علوم پایه فرهنگستان علوم پزشکی با هدف تجلیل از خدمات علمی استاد شهید دکتر سید کمال خرازی، تحت عنوان «علوم شناختی» برگزار شد. دکتر علیاکبر موسوی موحدی سخنران ویژه این مراسم، ضمن ادای احترام به جایگاه شامخ استاد شهید دکتر خرازی، سخنرانی خود را با عنوان «گفتمان علوم پایه و علوم شناختی» ارائه کرد و در پایان اظهارات خود، بر آمادگی گروه علوم پایه فرهنگستان علوم جهت تقویت همکاریهای مشترک علمی و پشتیبانی از تعاملات بینرشتهای، بهویژه در حوزه علوم شناختی، تأکید کرد. دکتر موسوی موحدی رئیس گروه علوم پایه و عضو پیوسته فرهنگستان علوم، با ترسیم چشماندازی از ضرورت همگرایی دانشهای نوین، با بیان اینکه «سخن گفتن از علوم پایه و علوم شناختی، سخن گفتن از پیوند ماده و معنا، تجربه و تعقل، دانش و حکمت است»، تصریح کرد: «علوم شناختی تلاشی برای فهم ذهن، مغز و رفتار انسان است؛ اما این فهم بدون اتکاء به علوم پایه ممکن نیست. علوم زیستی، شیمی، فیزیک، ریاضیات، آمار، مدلهای محاسباتی، بویژه مدل های کوانتومی هر یک زبانی برای کشف لایهای از حقیقت انسان را فراهم میکنند. در ایران، علوم شناختی از سطحی صرفاً دانشگاهی فراتر رفته و به حوزه راهبردی در علم و فناوری تبدیل شده است. گسترش پژوهش در علوم اعصاب، روانشناسی شناختی، زبان، یادگیری، حافظه، هوش مصنوعی و توانبخشی شناختی، همراه با شکلگیری پژوهشکدهها، آزمایشگاههای تخصصی و دورههای دانشگاهی، نشاندهنده بالندگی این عرصه است.» وی در بخش دیگری از تبیین ارتباط علوم پایه و دانش شناختی در حوزه سلامت اظهار داشت: «پیوند علوم پایه و علوم شناختی در دیابت از مسیر شناخت سازوکارهای زیستی و اثر آنها بر مغز شکل میگیرد. نوسان قند خون، مقاومت به انسولین، التهاب و آسیب عروقی میتوانند عملکرد نورونها را مختل کنند و این اختلال در قالب کاهش حافظه، یادگیری، سرعت پردازش و تصمیمگیری بروز می یابد. در این میان، ریاضیات، آمار و الگوریتمها نیز در تحلیل دادههای بیماران و پیشبینی خطر اختلالات شناختی نقشی اساسی دارند. بدینسان، علوم پایه علل زیستی دیابت را روشن میکند و علوم شناختی پیامدهای ذهنی و رفتاری آن را میسنجد و برای پیشگیری و مداخله راهکار ارائه میدهد.» دکتر موسوی موحدی با اشاره به اهمیت «بیوترمودینامیک» تصریح کرد: «از سوی دیگر، نسبت علوم شناختی، دیابت و تعادل ترمودینامیکی نیز اهمیت ویژه دارد؛ زیرا مغز برای حفظ کارکرد شناختی به تعادل پایدار انرژی وابسته است. در دیابت و پیچیدگی های آن، اختلال در تنظیم گلوکز و انسولین، همایستایی بدن را برهم میزند و این ناپایداری بر سوختوساز نورونی، انتقال پیام عصبی و کارایی شبکههای مغزی اثر میگذارد. از منظر بیوترمودینامیک، مغز سامانهای است که پردازش اطلاعات در آن به مصرف و توزیع بهینه انرژی وابسته است؛ ازاینرو، آشفتگی در این تعادل، بهویژه در نوسانات شدید قند خون، میتواند توجه، حافظه و تصمیمگیری را تضعیف کند.» وی افزود: «علوم شناختی تنها مطالعه مغز نیست، بلکه تأملی دوباره درباره انسان، ادراک، آگاهی و نسبت شناختی در نفس و بدن است. در این میان، شبکه نورونی قلب نیز شایان توجه است؛ شبکهای از سلولهای عصبی در دیواره قلب که از طریق عصب واگ و مسیرهای عصبی و هورمونی با مغز در ارتباط است و در تنظیم حالتهای زیستی و هیجانی نقش دارد. اگر علوم پایه اندیشه و ابزار شناختاند، حکمت جهتدهنده این شناخت است. آینده علوم شناختی در ایران زمانی روشنتر خواهد بود که تولید علم، نوآوری و تفکر حکمی در کنار یکدیگر حرکت کنند.» در پایان این نشست، دکتر موسوی موحدی پیشنهاد داد: «با توجه به ضرورت همافزایی ظرفیتهای علمی و توسعه تعاملات بینرشتهای، پیشنهاد میشود شبکهای مشترک و سازمانیافته میان علوم پایه و علوم شناختی، با حمایت ستاد توسعه علوم و فناوریهای شناختی، ایجاد شود. این شبکه میتواند زمینه مناسبی برای همکاری با سایر نهادهای علمی، از جمله کرسی یونسکو در تحقیقات بینرشتهای در دیابت و قطب علمی بیوترمودینامیک دانشگاه تهران، بهویژه در حوزه آگاهی و تعادل زیستی انسان، فراهم سازد. گروه علوم پایه فرهنگستان علوم و شاخههای آن ضمن همگامی با گروه علوم پایه فرهنگستان علوم پزشکی، آمادگی خود را برای پشتیبانی و همراهی در تحقق این پیشنهاد اعلام میدارند.»