در هفتمین نشست کمیسیون تاریخ علم فرهنگستان علوم مطرح شد؛

از جایگاه تمدنی کشاورزی در ایران تا هشدار درباره بحران غذا، فرسایش خاک و فراموشی دانش بومی

از جایگاه تمدنی کشاورزی در ایران تا هشدار درباره بحران غذا، فرسایش خاک و فراموشی دانش بومی
دکتر ایرج ملک‌محمدی عضو وابسته فرهنگستان علوم، با تأکید بر جایگاه تمدنی کشاورزی در ایران، نقش این حوزه در استقلال کشور، امنیت غذایی و توسعه پایدار، نسبت به فراموشی میراث علمی فلاحت، گسست تاریخی در دانش کشاورزی و چالش‌های امروز این بخش هشدار دادند.
به گزارش روابط عمومی و اطلاع‌رسانی فرهنگستان علوم، نشست «فرگشت علم، ترویج و آموزش کشاورزی» از سلسله نشست‌های کمیسیون تاریخ علم فرهنگستان علوم با همکاری گروه علوم اسلامی فرهنگستان علوم برگزار شد.  این نشست‌ها با هدف توسعه نظریه‌های علمی و بازاندیشی مبانی معرفت‌شناختی تاریخ علم با تأکید بر سنت علمی ایرانی ـ اسلامی، پیوند آن با علم معاصر و ارتقای سطح توسعه علمی کشور آغاز شده و قرار است در آینده نیز ادامه یابد.

 

در ابتدای این نشست، دکتر محمدرضا شمس اردکانی، دبیر فرهنگستان علوم، با تأکید بر ضرورت حفظ و ثبت تاریخ علوم مختلفی که ریشه در فرهنگ، هویت و ملیت ایران دارند، گفت اگر برای نگهداری و تاریخ‌نگاری این علوم اقدامی صورت نگیرد، بسیار زودتر از آنچه تصور می‌شود از بطن جامعه رخت برخواهند بست و به فراموشی سپرده خواهند شد.

 

وی در ادامه اظهار داشت: «هر ملتی صاحب و میراث‌دار هنرهای خاص خودش است و از همان هنرها به جایگاه و پیشرفت رسیده است. کشور ایران، کشور علوم انسانی، حکمت و کشاورزی است. یکی از دلایل اصلی پیشرفت طب در تمدن اسلامی به خاطر عجین بودن آن با علوم انسانی یعنی حکمت و فلسفه بوده است.»

 

دبیر فرهنگستان علوم با اشاره به هویت کشاورزی ایرانیان افزود: «قوم ایرانی یک هویت کشاورزی غنی دارد. مثالی می‌زنم از کتاب "1001 اختراع" که عمده آن در زمینه کشاورزی بوده است. این سؤال جای تأمل دارد که کشف قنات، آیا تنها به خاطر تأمین آب آشامیدنی بوده است یا در حقیقت برای مدیریت آب در حوزه کشاورزی بوده است؟»

 

شمس اردکانی با تأکید بر جایگاه کشاورزی در تاریخ ایران گفت: «فلاحت علمی بسیار بنیادی است که حوزه‌های مختلفی از علم را در بر می‌گیرد. پس از آغاز کشاورزی در ایران بود که کارهایی مانند دامداری نیز در آن باب شد تا به کشاورزی کمک کند؛ نظیر استفاده از حیوان برای شخم زدن زمین، رام کردن اسب و غیره.»

 

وی گسست فرهنگی و بی‌توجهی به تاریخ کشاورزی را از دلایل عقب‌ماندگی در این حوزه دانست و اظهار کرد: «این گسست فرهنگی و بی‌توجهی به تاریخ علم کشاورزی در کشور سبب شده است که نه بتوانیم در فلاحت قدیم و نه در کشاورزی مدرن موفق باشیم.»

 

او در ادامه نمونه‌ای از این خلأ مطالعاتی را چنین بیان کرد: «بیش از 10 سال است که به‌طور جدی در تلاش هستیم تحقیق کنیم و متوجه شویم 100 سال پیش که استفاده از سموم شیمیایی باب نبوده است، آفت‌های کشاورزی چگونه مهار می‌شده و کشاورزان چگونه مزارع خود را حفظ می‌کردند.»

 

در ادامه نشست، دکتر غلامرضا اعوانی، رئیس کمیسیون تاریخ علم فرهنگستان علوم، به دگردیسی تاریخی واژه‌ها در حوزه فلاحت و کشاورزی اشاره کرد و تغییر واژه‌ها و معانی آن‌ها در گذر زمان را از مسائل مهم تاریخ علم دانست.

 

وی گفت: «غربی‌ها در این زمینه بسیار کار کرده‌اند و جا دارد که ما نیز به این حوزه توجه بیشتری کنیم. به تناسب سخنرانی امروز به دو مورد از سیر تاریخی واژه‌های این حوزه اشاره می‌کنم.»

 

اعوانی نخست به واژه «صناعت» پرداخت و اظهار داشت: «اولی، واژه صناعت در قدیم و صنعت در دوران جدید است. این واژه پس از رسیدن از یونان به تمدن اسلامی بسیار غنی‌تر شده است. سپس به غرب رفته و از غرب با معنای دیگری وارد کشور ما شده است.»

 

وی توضیح داد: «صناعت در فرهنگ‌های مختلف ترجمه کلمه تخنه یونانی است که در لاتین به Art عنوان شده است. در اینجا معنای امروزی این کلمه یعنی هنر مدنظر نیست، بلکه این واژه به معنای صناعت بوده که شامل همه پیشه‌ها می‌شده است؛ از طب و معماری و کشاورزی گرفته تا کشتی‌سازی و غیره.»

 

رئیس کمیسیون تاریخ علم فرهنگستان علوم افزود: «به طور کلی هر چیزی که انسان تولید می‌کرده در این مقوله جای داشته است. علم به سه گروه نظری، عملی و صناعی تقسیم می‌شده است که مقصود از بخش صناعی، تولید، اختراع، خلق و ابداع چیزی است. بنابراین نجاری و همه پیشه‌ها نوعی صناعت بوده‌اند که دست هنرمند در خلق آن‌ها به کار بوده است.»

 

وی ادامه داد: «در تمدن اسلامی پیامبری، حکمت، حکیم بودن، پادشاهی، وزارت، تجارت، کشاورزی و بسیاری از فعالیت‌های دیگر نیز پیشه محسوب می‌شدند و از همه این موارد با عنوان صناعت یاد شده است. اما همین واژه صناعت وقتی به غرب رفت، به تکنولوژی تغییر معنا داد.»

 

اعوانی در ادامه به واژه «زرع» و «زراعت» پرداخت و گفت: «واژه زرع و زراعت بارها در قرآن آمده است و اهمیت آن آنقدر زیاد بوده که خداوند در قرآن خودش را زارع و انسان را حَرث، یعنی باغبان و نگهدارنده باغ، می‌داند.»

 

وی افزود: «هرچند قرآن به ما کشاورزی یاد نمی‌دهد، اما الهی بودن کشاورزی را به وضوح آموزش می‌دهد؛ موضوعی که در دنیای امروز به دست فراموشی سپرده شده است.»

 

اعوانی با اشاره به آثار حکمای ایرانی تصریح کرد: «حکمای ما مانند سهروردی در آثار خود به تفصیل در این موارد سخن گفته‌اند.»

 

سخنران اصلی نشست، دکتر ایرج ملک‌محمدی، استاد دانشگاه تهران، سخنان خود را با جمله‌ای کوتاه اما معنادار آغاز کرد: «کشاورزی، استقلال است.»

 

وی با اشاره به تاریخچه واژه کشاورزی در ایران گفت: «در سال 1324 شمسی، در فرهنگستان علوم، واژه فلاحت به کشاورزی برگردانده شد و هر سه حوزه محیط زیست، کشاورزی و منابع طبیعی را کشاورزی نام نهادند. البته هر سه این بخش‌ها سه جزء جدانشدنی هستند.»

 

ملک‌محمدی با اشاره به ظرفیت‌های طبیعی ایران اظهار داشت: «در مملکت ایران، 9 و نیم اقلیم از 12 اقلیم موجود در کل دنیا وجود دارد.»

 

وی افزود: «کشاورزی در دوره قاجار حرف اول را در مملکت می‌زده و رکن اساسی اقتصاد ایران بوده است. امثال مرحوم ساعی و رایز شینگر علوم نوین کشاورزی را وارد ایران کردند و وقتی شرایط و امکانات طبیعی ایران و پتانسیل آن را برای کشاورزی مطالعه می‌کردند، متحیر شدند.»

 

عضو وابسته فرهنگستان علوم در ادامه با اشاره به آینده امنیت غذایی جهان گفت: «سال‌ها پیش در مقاله‌ای بین‌المللی بیان کردم که جنگ جهانی سوم، جنگ غذا خواهد بود و شکی هم در آن نیست.»

 

وی با اشاره به تحولات اخیر منطقه افزود: «برای نمونه در جنگ‌های اخیر در غزه، تأثیر گرسنگی از سایر مشکلات موجود در این ناحیه بسیار بیشتر بود و بازتاب زیادی در خبرگزاری‌ها داشت.»

 

ملک‌محمدی عمده‌ترین علت این وضعیت را رشد جمعیت دانست و تصریح کرد: «عمده‌ترین دلیل مشکلات پدید آمده در حوزه تأمین غذا به رشد زیاد جمعیت و به دنبال آن نیاز به تولید غذای بیشتر بازمی‌گردد.»

 

او ادامه داد: «بنابراین هر روز نیاز به استفاده از فناوری‌های نوین و غذاهای سالم بیشتر می‌شود و استفاده از مکانیزه کردن کشاورزی، کود، سم و سایر فناوری‌ها در سطح دنیا افزایش می‌یابد.»

 

وی همچنین هشدار داد: «در سال زراعی امسال، با مشکلات پدید آمده در تنگه هرمز، در کشورهایی نظیر هند با کمبود تولید غذا مواجه خواهیم بود.

 

دکتر ایرج ملک‌محمدی در ادامه سخنان خود با تأکید بر پیوند عمیق کشاورزی و حکمت در فرهنگ ایرانی گفت:  «حکمت کشاورزی در ادبیات ما جایگاه ویژه‌ای داشته است.»

 

وی در توضیح این موضوع به حکایتی اشاره کرد و گفت: «روزی پادشاهی از کشاورزی می‌پرسد که این چیست که با این رنج و عذاب آن را می‌کاری تا به ثمر برسد؟ بیا در دربار من تا بی‌نیازت کنم. وی چنین پاسخ می‌دهد: آن که بشارت به خودم می‌دهد دانه یکی، هفتصدم می‌دهد ؛ دانه به انبازه شیطان مکار  تا به یکی، هفتصد آرد به بار»

 

عضو وابسته فرهنگستان علوم قرآن را نیز سرشار از مثال‌های کشاورزی دانست و اظهار داشت: «قرآن به مثابه کارگاهی است که درباره کشاورزی مثال می‌زند تا انسان را متوجه این نکته کند که اگر بخواهد از فواید این کره خاکی و از برکتی که در کار کشاورزی است بهره ببرد و از عملکرد خود بخورد، باید آگاهانه در این حوزه کار کند.»

 

وی در ادامه به بیتی از فردوسی اشاره کرد: «کشاورزی که با دانش زمین کاشت، ز هر بذری هزاران دانه برداشت»

 

ملک‌محمدی با اشاره به دلیل انتخاب عنوان «فرگشت علم، ترویج و آموزش کشاورزی» اظهار داشت: «عنوان انتخاب شده برای این سخنرانی در حقیقت سه فراز گسترده در زندگی بشر است. جان کلام از باب دانستن است.»

 

وی افزود: «در فرهنگ دینی و سنتی ما همواره به شایسته‌سالاری توجه شده است؛ این که بدانیم چه کاری را چگونه انجام دهیم.»

 

او با استناد به روایتی از پیامبر اسلام(ص) گفت: «کسی که کاری را انجام می‌دهد که بدان آگاهی کافی ندارد، بیشتر از کسی که کاری انجام نمی‌دهد، به کشور و مردمانش ضربه می‌زند.»

 

به گفته وی، کشاورزی یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این اصل است. ملک‌محمدی همچنین با اشاره به روایتی از امام صادق(ع) افزود: «نزد خدا در بین کارها، هیچ کاری محبوب‌تر از کشاورزی نیست.»

 

وی ادامه داد: «زرع اصلاً به خدا نسبت داده شده است. قرآن انسان را بارها زارع (کسی که رشد می‌دهد) و حارث (کسی که می‌کارد) برشمرده و خطاب قرار داده و از او می‌پرسد: آیا شما هستید که می‌کارید؟ آیا شما هستید که آن را رشد می‌دهید؟»

 

این استاد دانشگاه تهران افزود: «جدای از این که قرآن چه چیزهایی به ما گفته و ما چه کارهایی انجام داده‌ایم، وقتی وارد فناوری‌های کشاورزی می‌شویم، داستان چیز دیگری است.»

 

ملک‌محمدی با اشاره به ماهیت سامانه‌های طبیعی اظهار داشت: «اصل کشاورزی این است که ما در دنیای کشاورزی با سامانه‌هایی مواجه هستیم که سامانه‌های آشوبناک هستند، ولی نظم خودشان را دارند؛ زیرا جایی که ما نظم طبیعت را درک نکرده‌ایم، اسمش را بی‌نظمی گذاشته‌ایم.»

 

وی هشدار داد: «اگر بدون آگاهی به این به اصطلاح بی‌نظمی دست بزنیم، دچار مشکل و گرفتاری خواهیم شد.»

 

وی در ادامه به نمونه‌هایی از دخالت‌های ناآگاهانه در طبیعت اشاره کرد و گفت: «برای نمونه سدهایی که ساختیم و آگاهی کامل نسبت به سازوکار آن‌ها نداشتیم و آب از زیر آن‌ها در رفت و تبعات زیست‌محیطی بزرگی به بار آوردند؛ مانند سد گتوند.»

 

او همچنین به مدیریت منابع آب اشاره کرد و افزود: «یا مدیریت نادرست انتقال آب به جاهای مختلف ایران که باعث خشکاندن دریاچه ارومیه و دریاچه بختگان شد و تعداد بسیار دیگری از خرابکاری‌های ما در کشاورزی در این کشور که به جای آبادی، نابود و به جای توسعه، تخریب کردیم.»

 

ملک‌محمدی در ادامه به موضوع «علم سیاق» یا مهندسی پرداخت و گفت: «علم سیاق به معنای اندازه‌گیری و علم طراحی است.»

 

وی افزود: «بارها به مواردی برخورده‌ام که گفته‌اند مهندسی را از علم کشاورزی بردارید؛ زیرا به عقیده آن‌ها کشاورزی مهندسی نیست و مهندسی تنها در صنعت، ساخت‌وساز و معماری معنا دارد. اما با مراجعه به تاریخ این علم، خلاف آن به دست می‌آید.»

 

او با اشاره به اسناد تاریخی مدرسه مظفری گفت: «در حاشیه اعلان این مدرسه برای دانشجویان درج شده بود: هدف ما این است که مهندس فلاحت تربیت کنیم.»

 

وی توضیح داد: «منظور از مهندس فلاحتی آن است که دانش‌آموخته آن بتواند عایدات ملکی را افزون کند.»

 

عضو وابسته فرهنگستان علوم با ابراز تأسف از فاصله گرفتن نظام آموزشی از دانش عملی کشاورزی اظهار داشت: «متأسفانه این دیدگاه در حال حاضر از حوزه کشاورزی رخت بربسته است. همین الان اگر دکترهای کشاورزی را سر زمین بگذاریم، نمی‌دانند عایدی آن را چگونه افزون کنند.»

 

او افزود: «در آن زمان شخصی که سال ششم بود باید توانایی این مسئله را می‌داشت. متأسفانه اگر اکنون آن کتاب‌ها را برای دوره دکتری آموزش دهیم، دانشجویان به سختی آن را می‌فهمند.»

 

ملک‌محمدی در ادامه به جایگاه میرآب در نظام سنتی کشاورزی ایران اشاره کرد و گفت: «در این کتاب به میرآب اشاره شده است که به معنای رئیس آب بوده، نه کسی که فقط آبیاری کند.»

 

وی توضیح داد: «در قدیم اختیار مردم برای آبیاری دست میرآب بود و همه به حرف او گوش می‌دادند و به او اعتماد داشتند.»

 

او افزود: «میرآب ترتیب آبیاری هر زمین را مشخص می‌کرد و به کشاورزان اعلام می‌کرد.»

 

به گفته وی، اگر چنین شیوه‌ای امروز اجرا شود، احتمالاً با اتهام تبعیض و پارتی‌بازی مواجه خواهد شد؛ در حالی که پشت تصمیم‌های میرآب دانش و تجربه نهفته بود.

 

ملک‌محمدی در توضیح این موضوع گفت: «اگر از او می‌پرسیدید چرا این ترتیب را انتخاب کرده‌ای، می‌گفت ابتدا آب را از زمین‌های سخت عبور می‌دهم تا به زمین‌های شل برسد؛ زیرا گل و لای (ذرات کلوئیدی خاک) زمین سخت توسط آب به باغ‌هایی که مشکل دارند منتقل می‌شود تا آن زمین‌ها نیز اصلاح شوند.»

 

وی تأکید کرد: «میرآب در جهت اصلاح بافت خاک مطالب و تجربیات زیادی داشت. به عبارتی کارهای او در جهت فناوری خاک بوده است.»

 

دکتر ملک‌محمدی بخش مهمی از سخنان خود را به معرفی منابع تاریخی کشاورزی ایران اختصاص داد.

 

وی درباره کتاب «ارشاد الزراعه» گفت: «ابوالقاسم یوسف هروی، منجم و ریاضیدان، در سال ۹۲۱ قمری کتاب ارشاد الزراعه را تألیف می‌کند.»

 

به گفته وی، هروی در این کتاب تنوع گونه‌ها و کشت گیاهان را به ۹ گروه تقسیم کرده است.

 

او توضیح داد: «بیشترین حجم کتاب به درختانی اختصاص یافته که مورد مصرف انسان و دام هستند. گروه دوم گیاهانی‌اند که برای زیبایی و منظر باغ استفاده می‌شوند و گروه سوم ترکیبی از دو گروه قبلی یعنی گیاهان دارویی است که هم مصرف انسانی دارند و هم به زیبایی باغ کمک می‌کنند.»

 

وی افزود: «گروه چهارم به درختان و گیاهانی اختصاص دارد که برای پیوند نهال، قلمه‌زنی و سایه‌دهی استفاده می‌شوند. گروه پنجم برای تقویت زمین و گروه ششم درباره گیاهانی است که در کاغذسازی کاربرد دارند.»

 

به گفته او، گروه هفتم شامل گیاهان خوشبو برای فضای باغ است و دو گروه پایانی به درختان مورد استفاده در دفع آفات، برکت‌دهی باغ، ساخت‌وساز و زراعت چوب اختصاص دارند.

 

ملک‌محمدی با اشاره به دیدگاه‌های مطرح شده در این کتاب گفت: «در این کتاب آمده است که هر گیاه در یک منطقه جغرافیایی قادر به کارکرد خوب است و اگر در جای دیگری کاشته شود، تکلیف خود را انجام نمی‌دهد.»

 

وی برای توضیح این موضوع به مثال آلو بخارا اشاره کرد: «محصول آلو بخارا را از عراق به اینجا آورده و کاشته‌اند. سال اول، درختی با همان طعم و رنگ و اندازه محصول داده است. سال دوم هنوز رنگ و اندازه مشابه داشته اما مزه آن تغییر کرده است. سال سوم محصولی به اندازه گوجه‌سبز داده است.»

 

او نتیجه‌گیری این کتاب را چنین بیان کرد: «با گذشت چند سال دیگر نتوانسته محصول خوبی بدهد. بنابراین حکمی که بر این درخت کرده‌اند همان است که طبیعت باید بدان حکم کند.»

 

وی در ادامه به بخش دیگری از کتاب اشاره کرد و گفت: «هروی نقل می‌کند که شبی در خواب خواجه عبدالله انصاری را دیده است که به او می‌گوید برخیز و کاری کن که رضای خدا و خلق خدا در آن باشد.»

 

به گفته ملک‌محمدی، هروی پس از تأمل و تفأل به قرآن و مشورت با اهل فن، به این نتیجه می‌رسد که باید در مسیر کشاورزی گام بردارد.

 

او افزود: «خواجه می‌گوید حال که کشاورزی نمی‌دانم، از کسانی که می‌دانند می‌پرسم و به کسانی که نمی‌دانند یاد می‌دهم.»

 

ملک‌محمدی این جمله را معادل مفهوم امروزی «ترویج کشاورزی» دانست و گفت: «پس مفهوم ترویج در حوزه کشاورزی با کتاب ارشاد الزراعه در کشور ما و به عنوان نخستین نمونه در دنیا آغاز شد.»

 

وی یادآور شد که این کتاب با همت محمد مشیری و همکاری دانشگاه تهران و دانشگاه مک‌گیل کانادا منتشر شده است.

 

این استاد دانشگاه تهران در ادامه به کتاب «آثار و احیا» تألیف خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی اشاره کرد و گفت این اثر که به کوشش منوچهر ستوده و ایرج افشار در سال ۱۳۶۸ بازسازی و منتشر شده، حاوی نکات ارزشمند فراوانی در حوزه کشاورزی است.

 

وی همچنین کتاب «تاریخ کشاورزی ایران» تألیف دکتر تقی بهرامی را از دیگر منابع مهم معرفی کرد و افزود: «این کتاب درباره انواع محصولات کشاورزی و شیوه‌های کشت آن‌ها است و در آن به گفته‌های زرتشت درباره کشاورزی و رفع وابستگی اشاره شده است.»

 

ملک‌محمدی با اشاره به بخشی از کتاب تاریخ کشاورزی ایران گفت: «در این کتاب آمده است که خالصه‌جات در حقیقت بانک مرکزی ایران در دوران قدیم بوده‌اند.»

 

وی توضیح داد: «روستاها و املاک در اختیار دولت قرار داشتند و به شیوه ارباب و رعیتی اداره می‌شدند. دولت محصولات را دریافت می‌کرد و حتی گاهی به جای پول، محصول در اختیار کشاورزان قرار می‌داد.»

 

او افزود: «اما این خالصه‌جات به تنهایی پاسخگوی نیاز دولت نبودند. به همین دلیل آموزش کشاورزی به روستاییان و روستازادگان در دستور کار قرار گرفت تا کمیت و کیفیت تولید افزایش یابد.»

 

ملک‌محمدی در ادامه با اشاره به برخی چالش‌های امروز کشور گفت: «مواد غذایی که از کشورهای مختلف وارد می‌شود، لزوماً همان چیزی نیست که مردم آن کشورها مصرف می‌کنند و تازه به قیمتی که خودشان تعیین می‌کنند به ما می‌فروشند و ما مجبوریم بپذیریم؛ چون به آن نیاز داریم.»

 

وی در ادامه به موضوع بذرهای وارداتی اشاره کرد و افزود: «نمونه ساده آن گردوهایی است که وارد کشور شده‌اند و اگر 100 عدد از آن‌ها را بکارید، شاید تنها یک دانه سبز شود و به ثمر برسد.»

 

او همچنین از شکل‌گیری بازار انحصاری واردات بذر در کشور انتقاد کرد.

 

وی کتاب «Seed to Civilization and the Story of Food» را از دیگر منابع ارزشمند معرفی کرد و گفت این کتاب نشان می‌دهد که چگونه کشاورزی و بذر موجب شکل‌گیری و رشد تمدن‌های بشری شده‌اند.

 

ملک‌محمدی همچنین به دو جلد کتاب «سیر تکامل ترویج آموزش کشاورزی» و «مبانی ترویج و آموزش کشاورزی» که خود تألیف کرده است اشاره کرد.

 

او در ادامه از نخستین مجله کشاورزی ایران با عنوان «فلاحت و فواید عامه» که در سال ۱۳۰۹ منتشر شده و نیز نشریات مشابه چاپ‌شده در سال‌های ۱۲۹۸ و پس از آن، به عنوان منابع مهم شناخت تاریخ کشاورزی ایران نام برد.

 

دکتر ملک‌محمدی در ادامه سخنان خود با اشاره به کارکرد زیست‌بوم طبیعی در محیطی آشوبناک که بخش عمده‌ای از آن حاصل خطاهای انسانی است، به مجموعه عوامل مؤثر بر تولید غذا، سلامت غذا و در نهایت امنیت و آسایش حاصل از تولید غذا پرداخت.

 

وی اظهار داشت: «به طور کلی، کشاورزی در دنیا پنج مرحله دارد. این روند از مرحله کار عضلانی در کشاورزی آغاز شده است؛ مرحله‌ای که ده‌ها هزار سال ادامه داشته است. پس از آن مرحله استفاده از ماشین در کشاورزی آغاز شد و سپس مراحل دیگری طی شد که امروزه به هوش مصنوعی و رباتیک رسیده است.»

 

وی افزود که تحول کشاورزی در جهان تنها به افزایش تولید محدود نبوده، بلکه شیوه مدیریت منابع، برنامه‌ریزی تولید، کنترل آفات، بهینه‌سازی مصرف آب و خاک و افزایش بهره‌وری را نیز متحول کرده است.

 

عضو وابسته فرهنگستان علوم در ادامه با اشاره به وضعیت کشورهای مختلف جهان در حوزه تولید غذا گفت: «کشورهای جهان از این بابت به سه گروه تقسیم‌بندی می‌شوند. یک گروه کشورهایی هستند که صاحب بهترین تکنولوژی‌ها و مهندسی‌ها در کشاورزی هستند و از آن‌ها استفاده می‌کنند و برای خودشان و دیگران غذا تولید می‌کنند.»

 

وی در تشریح این موضوع اظهار داشت: «برای نمونه در آمریکا تا حدود 30 سال پیش، هر کشاورز برای خودش و 11 نفر دیگر غذا تولید می‌کرده است و اکنون این تولید به 54 نفر و حتی بیشتر هم رسیده است. در این کشورها بیش از مصرف خودشان غذا تولید می‌شود.»

 

ملک‌محمدی ادامه داد: «گروه دوم کشورهایی هستند که به اندازه مصرف خودشان غذا تولید کرده و نیاز خودشان را برطرف می‌کنند. اما گرفتاری مال کشورهای دسته سوم است که کمتر از میزان نیازشان غذا تولید می‌کنند.»

 

وی تأکید کرد که هر کشوری که نتواند حداقل بخش عمده نیاز غذایی خود را تأمین کند، در معرض آسیب‌پذیری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قرار خواهد گرفت.

 

استاد دانشگاه تهران در ادامه سخنان خود با ابراز تأسف از روندی که طی دهه‌های اخیر در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کشور شکل گرفته است، گفت: «از ابتدای انقلاب تا اکنون، همواره شاهد رقابت منفی در بخش‌های مختلف اقتصادی در کابینه ایران بوده‌ایم.»

 

وی افزود: «هر وقت که درآمد نفت زیاد می‌شود بودجه کشاورزی کم و هر زمان که درآمد نفتی کم می‌شود، برای داشتن منبع درآمد، بودجه این بخش زیاد می‌شود.»

 

ملک‌محمدی با اشاره به مقاله‌ای که در این زمینه منتشر کرده است، اظهار داشت: «بنده در مقاله‌ای با عنوان "هر جا نفت جوشید، کشاورزی خشکید" به تبعات منفی این طرز تفکر پرداخته‌ام.»

 

وی توضیح داد: «شما وقتی درِ چاه نفت را می‌بندید، می‌توانید پس از مدتی آن را باز کنید و صدمات را جبران کنید؛ اما اگر کشاورزی تعطیل شود، آباد کردن این زمین از بین‌رفته دیگر به این سادگی‌ها نیست.»

 

به گفته وی، زمین کشاورزی، خاک، منابع آب، پوشش گیاهی و دانش بومی کشاورزان سرمایه‌هایی هستند که از بین رفتن آن‌ها به سادگی قابل جبران نیست.

 

عضو وابسته فرهنگستان علوم در ادامه به برخی نمونه‌های نگران‌کننده در حوزه منابع طبیعی اشاره کرد و گفت: «چند نمونه تلخ را ذکر می‌کنم. افغانستان از باب فرسایش خاک در دنیا طلایه‌دار بود و اکنون این جایگاه به کشور ما رسیده است و ایران جایگاه اول در زمینه فرسایش خاک را دارد.»

 

وی این موضوع را یکی از جدی‌ترین تهدیدهای آینده کشاورزی کشور دانست و تأکید کرد که فرسایش خاک تنها به معنای از دست رفتن خاک سطحی نیست، بلکه از دست رفتن حاصلخیزی زمین، کاهش ظرفیت تولید و تضعیف امنیت غذایی کشور را نیز در پی دارد.

 

ملک‌محمدی در ادامه به موضوع ریزگردها پرداخت و گفت: «مثال دیگر، تأثیر ریزگردها در از دست دادن کار کشاورزی است که به صورت آفتی شده که تمام گیاهان را می‌گیرد و آن‌ها را خفه می‌کند.»

 

وی افزود که این پدیده در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های مهم بخش کشاورزی تبدیل شده و علاوه بر کاهش عملکرد محصولات، سلامت گیاهان، خاک و محیط‌زیست را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

 

سخنران این نشست در بخش پایانی سخنان خود بار دیگر بر اهمیت راهبردی کشاورزی تأکید کرد و اظهار داشت: «کشاورزی قلب تپنده تولید غذا در کشور است.»

 

وی با اشاره به حجم بالای هدررفت مواد غذایی در کشور افزود: «میزان ضایعات غذایی در حدود 35 درصد است.»

 

ملک‌محمدی مشکلات حوزه سلامت غذا و امنیت غذایی را از مهم‌ترین دغدغه‌های امروز کشور دانست و گفت: «این موضوع زنگ خطری برای کشور است.»

 

وی تأکید کرد: «اگر مردم نتوانند غذا را به راحتی تهیه کنند، در آسایش نخواهند بود و به دنبال آن آرامش هم از زندگی حذف خواهد شد.»
چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
08:39
آلبوم مرتبط
Loading
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید