به گزارش روابط عمومی و اطلاعرسانی فرهنگستان علوم، جلسه سخنرانی و میزگرد «کاربری اراضی در ایران، وضعیت موجود و پیامد آن بر تخریب خاک» با رویکرد مدیریت بومسازگار منابع تولید در کشاورزی، به پیشنهاد شاخه مرتع و آبخیزداری گروه علوم کشاورزی و منابع طبیعی فرهنگستان علوم برگزار شد. گروه علوم کشاورزی و منابع طبیعی فرهنگستان علوم در جمعبندی مباحث مطرحشده، بیانیهای منتشر کرده است که مشروح آن در ذیل آمده است: در ایران نقشه کاربری/ پوشش اراضی به طور فراگیر و رقمی بر مبنای تفسیر چشمی تصاویر ماهوارهای و بازدید میدانی برای اولین بار در دورۀ زمانی 1377 تا 1382توسط گروه سنجش از دور دفتر مهندسی و مطالعات سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور تولید شد. لذا قبل از انجام هر گونه مقایسه برای واکاوی تغییرات کاربری اراضی اتفاق افتاده، باید دو جنبه: الف) شرایط تولید نقشهها (نوع دادهها و تصاویر مورد استفاده)؛ ب) دقت و نوع طبقهبندی کاربری/پوشش سرزمین مورد توجه قرار بگیرد. گزارشهای ارائهشده، نشان داد که در دو دهه اخیر کشور با تغییرات گستردهای در الگوی کاربری اراضی مواجه بوده استبهگونهای که از وسعت اراضی مرتعی نزدیک به 6 میلیون هکتار کاسته شده است، و کاربریهای انسانی از قبیل: دیمزار، زراعت آبی و مسکونی در مجموع حدود 8/4 میلیون هکتار افزایش داشته است. برای نمونه تنها در بین سالهای 1399 تا 1402 اراضی مرتعی 325617 هکتارکاهش یافته است. علاوه براین نتایج نشان داد که تعداد پلیگونهای جدا شده برا انواع کاربری اراضی در بخش اراضی انسانساخت حاکی از ان است که طی سه دهه گذشته تعداد آنها به طور فزایندهای دچار ازدیاد شده است. به بیان دیگر سرزمین به سمت تکه-تکه شدن و کوچکتر شدن واحدهای کشاورزی پیشرفته است. در زمینه پوشش جنگلی اگرچه تغییرات در سطح کل پوشش جنگل نسبت به دهه 1380 بسیار اندک بودهاست ولی تغییرات در طبقههای مختلف پوشش جنگل بسیار قابل ملاحظه است. در واقع بر اساس اطلاعات ارئه شده طبقۀ پوشش 5-25% افزایش زیادی داشته است ولیکن طبقه های با پوشش بیشتر از 50% دارای کاهش بوده است و بنابراین کیفیت پوشش جنگلها افت کردهاست. درمناطق بیابانی و خشک نیز سهم اراضی بدون پوشش افزایش زیادی داشته است. این مسئله از یکسو به دلیل خشکیدگی سطح پلایایی (تالابهای شور) در این مناطق، افزایش بهرهبرداری و خشکسالی و اجرای طرحهای توسعهای (معادن، جاده سازی) بوده است. در محدوده زاگرس میانی در دوره 2000-1975 به مقدار 85800 هکتار از پوشش جنگلی انبوه دچار تغییر کاربری تشدیدی و ناسازگار با شرایط طبیعی شده است. رخ دادن سیلاب های بهار 1398 در حوزههای آبخیز بالادست این منطقه گواهی بر این تغییرات کاربری است،به طوریکه عدم تطابق بین مقدار بارش و دوره برگشت سیلاب اتفاق افتاده نیز مبین نامتوازن بودن پوشش در حوزه آبخیز مشرف بر رودخانه های کرخه و کارون است. در واقع مقدار رواناب سطحی در جنگل های تخریب یافته بلوط غرب در مقابل جنگلهای حفظ شده و بکر بیش از 20 برابر است. در مجموع توسعه سطح اراضی کشاورزی و انسانساز در برخی مناطق مانند حوزه آبخیز زاینده رود و دریاچه ارومیه تا حد دوبرابر رخ داده است. با در نظرگرفتن تغییر کاربری با افزایش مصرف آب و فرونشت زمین در استانهای مذکور، میتوان گفت که تغییرات کاربری اراضی به عنوان مهمترین پیشران بر مسئله بحران آب است. بنابراین باید برای حفظ باروری سرزمینی و کمک به امنیت غذایی به جای افزایش سطح زیرکشت بر افزایش بهروری و حفظ کیفیت اراضی تمرکز شود. نتایج ارزیابی تولید رسوب در شمال ایران، نشان داد که در تالاب انزلی نرخ رسوبگذاری از 29/0 سانتیمتر در سال در سال 1330 به 3 سانتیمتر در سال 1390 افزایش داشته است و همچنین شدت هدر رفت خاک از استان گیلان به مازندران دارای نرخ افزایشی است. برآوردها نشان میدهد که پوشش جنگلی در استانهای گلستان، مازندران و گیلان به ترتیب 27، 22 و 21 درصد کاهش داشته است. به طور کلی نرخ فرسایش خاک در اراضی تغییر کاربری یافته جنگلی شمال کشور برابر تا دو برابر نرخ متوسط فرسایش خاک کشور (7/16 تن در هکتار در سال) است. بر این اساس، بیشترین تخریب اراضی از منظر فرسایش و هدر رفت مواد مغذی خاک در تغییر کاربری اراضی جنگلی به دیمزار و به ویژه در استانهای مازندران و گلستان رخ داده است و هدر رفت خاک و مواد آلی تا 67 درصد بیشتر و نرخ فرسایش خاک تا 2±32 تن در هکتار افزایش یافتهاست و کاهش مواد آلی و حاصلخیزی در اراضی بالادست بیشتر از نرخ خاکسازی است. بر پایه بحث و تبادل نظر انجام شده در زمینه نقشه کاربری اراضی و واکاوی پیامدهای آن، جمع بندی زیر حاصل شد: تحریمهای طولانی، بخشینگری و کمبود ورود فناوریها در بخشهای مختلف کشور موجب "ناتعادلی در تهیه اطلاعات مرتبط با کاربری اراضی شده است و به تبع آن شرایط برای ناتوازنی در استفاده از منابع آب، خاک و پوشش گیاهی" فراهمشده است. برای بهبود نقشههای کابری اراضی و پیامدهای حاصل از تغییرات آن، دو جنبه فنی و مدیریتی باید مورد توجه باشد: 1. برای جبران محدودیت کیفیت تصاویر ماهوارهای بهرهگیری از روشها و فناوریهای نوین مبتنی بر سامانههای یکپارچه، دادههای نسل جدید ماهوارهای و تلفیق با روشهای هوش مصنوعی مبتنی بر بازدید میدانی برای تدقیق نقشههای کاربری و پوشش اراضی کاملا ضروری است. 2. با توجه به اهمیت پایش و ارزیابی تغییرات کابری اراضی باید به طور مستمر نقشههای کاربری و پوشش در بازه های 5 ساله توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری تولید و در اختیار جامعه علمی و کارشناسی کشور قرار بگیرد. 3- مقایسه نقشههای کاربری اراضی نشان داد در 3 دهه گذشته علاوه بر تغییر پوشش و کاربری زمین، تعداد پلیگونهای کاربری های اراضی دچار افزایش زیای شده است. در واقع سرزمین ایران به سوی تکه تکه شدن پوشش اراضی پیشرفته است. این موضع از یکسو به دلیل تغییر کاربری اراضی و از سوی دیگر موجب ایجاد نظام خرده مالکی شده است. بنابراین برای حفظ کاربری اراضی کشاورزی نیاز است تا نسبت به حفظ یکپارچگی مدیریت آنها از منظر قانونی و عرفی تمهیدات قانونی لازم بهکارگرفته شود. 4- از منظر مدیریت کاربری اراضی، شوربختانه حفاظت از جنگلها و مراتع کشور برای دولت مردان وتصمیم سازان جنبه شعارگونه پیدا کرده است. در کشور تعداد 19 وزارتخانه در قالب قوانین مصوب و برنامه هفتم پیشرفت، موظف به توسعه هستند، این درحالی است که فقط سازمانهای منابع طبیعی و آبخیزداری و حفاظت محیط زیست با ظرفیت نیروی انسانی، لجستیک و بودجه بسیار محدود موظف به حفاظت از منابع طبیعی و میراث طبیعی کشور هستند. این شرایط بیانگر ایراد جدی در سیاستگذاری و شکاف جدی بین برنامه و اجرای قانون است که باعث تداوم روند قهقرایی تخریب اراضی و هدر رفت منابع کشور شده است. لذا برای کاهش روند تخریب و خنثی سازی آن ضمن تقویت مسئولیت حفاظتی دو سازمان مذکور باید نظام پایش کاربری اراضی با بهرهگیری از فناوریهای نوین سنجش از دور، تصاویر ماهوارهای با قدرت تفکیک بالا، و هوش مصنوعی همراه شود. 5- با تغییرات رخ داده در محاکم قانونی و در پروندهای قضایی، جرم تغییر کاربری اراضی در رده 6و 7 قرار دارد و برقراری دادگاههای صلح موجب شده است تا شرایط برای افراد سودجو و زمینخوار فراهم شود،بهطوریکه علیرغم وجود قوانین و بندهای حمایتی در قانون افزایش بهروری، اجرای سلیقهای و ارفاقگونه مرتبط با دستگاههای خسارتزا و تأمین نشدن بودجههای بخش احیاء و حفاظت موجب شده است که حمایتهای مادی مرتبط با احیاء سرزمین با کاستی مواجه شود. 6-برای تخفیف پیامدهای ناشی از تغییر پوشش در طرحهای عمرانی سرزمین باید قوانین مرتبط با مسئولیت اجتماعی صنایع برای جبران خسارتهای حاصل از توسعه تخریب سرزمین (خاک و پوشش گیاهی) به طور شفاف اجرا شود. فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران ضمن تأکید بر اهمیت راهبردی حفاظت از خاک و منابع طبیعی، خواستار توجه جدیتر به مدیریت علمی سرزمین، ارتقای کیفیت دادههای پایه و توسعه بومنظام پایش دقیق و مستمر به همراه رفع تعارضهای موجود در بندهای مختلف برنامه توسعه و پیشرفت کشور است. در پایان به طور تأکیدی بیان میشود که در برنامهریزی و توسعه باید جنبههای مختلف همچون امنیت غذایی و تولید پایدار غذای سالم در کنار توان سرزمینی و حفظ امنیت زیستی با وزن و اولویت برابر مورد توجه قرارگیرد تا از تشدید توسعه نامتوازن در سطح کشور و پیامدهای ناهنجار تغییر کاربری اراضی جلوگیری شود.